آموزش قدردانی به کودکان
در دنیایی که بیشتر تمرکز افراد روی «من میخواهم» و «بیشتر میخواهم» است، چگونه میتوانیم فرزندی قدردان تربیت کنیم؟
معمولاً بچههایی اهل شکرگزاریاند که با این جملهی طلایی بزرگ شدهاند: «با دیگران آنطور رفتار کن که دوست داری آنها با تو رفتار کنند.»
این نشاندهندهی اهمیت نقش پدرومادر است که لازم است صفات مثبتی مانند قدردانی را برای فرزندشان الگوسازی کنند چون کودکان باید قدردانی واقعی را تجربه کنند و بهطور ملموس احساس کنند که از آنها تقدیر میشود.
مثلاً وقتی فرزندتان یکی از کاردستیهایش را به شما هدیه میدهد، با لبخندی گرم و لحنی صمیمانه بگویید: «از هدیهی زیبایت ممنونم. حتماً برای درستکردنش خیلی زحمت کشیدهای. از چه رنگهای قشنگی استفاده کردهای. خیلی خوشحالم کردی. همینجا روی یخچال میگذارمش تا همه از آن لذت ببریم.»
یادگیری قدردانی برای بچهها و پدرومادرشان فرآیندی کاملشونده و گاهی پیچیده است. مانند تمام ویژگیهای رشدی، سنی که در آن احساس قدردانی ایجاد میشود، در هر کودک با کودک دیگر متفاوت است و ممکن است به این معنی باشد که برای بعضی از بچهها مدت بیشتری طول میکشد تا از مرحلهی خودمحوری کودکی خارج شوند.
برای تربیت فرزندی قدردان و سپاسگزار میتوانید این پیشنهادها را امتحان کنید:
1. برای فرزندتان الگوسازی کنید.
یکی از راههایی که میتوانیم قدردانی را در فرزندانمان تشویق کنیم این است که خودمان قدردانی را بلد باشیم چرا که بچهها از مشاهدهی رفتار پدرومادرشان چیزهای بسیاری یاد میگیرند و درست مثل اسفنج، آنچه را که میبینند یا میشنوند، جذب میکنند.
سعی کنید:
- بهطور منظم دربارهی آنچه بابتش سپاسگزارید و علت آن صحبت کنید.
- از کلمهی «متشکرم» بیشتر استفاده کنید تا فرزندتان یاد بگیرد چگونه از کارهایی که دیگران برایش انجام میدهند قدردانی کند. (تشکر از پیشخدمتی که غذا را سر میز آورده، تشکر از مسئول پارکینگ یک مجتمع، تشکر از همسایهی مهربان و...)
- ار فرزندانتان نیز بابت کارهای خوبشان تشکر کنید. تشکرکردن از افراد، حتی وقتی کار پسندیدهی خیلی کوچکی انجام دادهاند، رفتارشان را تقویت میکند.
2. فرزندتان را در کارهای مختلف مشارکت دهید.
بخشی از احساس قدردانی، به این دلیل است که ما از زحمتی که طرف مقابل کشیده اطلاع داریم. اگر میخواهید فرزندی قدردان تربیت کنید، باید ترتیبی بدهید که ارزش سختی کارها را درک کند چون ممکن است فقط با شنیدن دربارهی کارها نتواند سختی آنها را درک کند. میتوانید در کارهای خانه به فرزندتان مسئولیت بدهید تا بتواند سختی کارها را بهشکل عملی تجربه کند. مثلاً اگر احساس میکنید در برابر غذاهایی که برایش میپزید ناسپاسی میکند، او را در فرایند آشپزی مشارکت دهید. اجازه بدهید از نزدیک ببیند پختوپز برای خانواده چقدر طول میکشد تا متوجه شود که غذا بهشکل جادویی و بدون زحمت در بشقاب او ظاهر نمیشود. بعد از آن، همچنان ممکن است فرزندتان همهی غذاهایی را که میپزید دوست نداشته باشد، اما بابت زحمتی که برای پختن آن کشیدهاید، قدردانی خواهد کرد.
3. موقعیتهای منفی را دوباره قالببندی کنید و جنبههای مثبت آن را پیدا کنید.
وقتی همهچیز خوب پیش میرود، قدردانبودن آسان است، اما ممکن است در موقعیتهای سخت، قدردانی بسیار دشوار باشد. به فرزندتان کمک کنید زمانی که همهچیز بهدرستی پیش نمیرود هم قدردان باشد و شکرگزاری را تمرین کند. البته به این معنا نیست که احساساتش را پنهان کند. هیچ اشکالی ندارد اگر احساس آسیبدیدگی، ناراحتی و ناامیدی کند، اما در این حالت هم باید بتواند جنبههای مثبت را ببیند و بابت آنها شکرگزار باشد.
بنابراین، هر وقت فرزندتان از موقعیتی شکایت کرد، میتوانید جنبهی مثبت آن موقعیت را برای او نمایان کنید.
مثلاً:
-خیلی سرد است، از زمستان متنفرم!
-میدانم که از سرما خوشت نمیآید، اما من خوشحالم که میتوانیم چکمه و لباسهای زمستانی جدید بخریم تا تو را گرم نگه دارند.
توجه داشته باشید که هرگز نباید احساسات کودک را با گفتن جملههایی مثل «این درست نیست» یا «تو خیلی ناسپاسی» نادیده بگیریم. ابتدا احساسات فرزندتان را با همدلی تأیید کنید و به او بگویید که حق دارد ناراحت باشد. سپس کمک کنید چیزی را پیدا کند که بابت آن سپاسگزار است. وقتی این کار را انجام میدهید، فرزندتان یاد میگیرد که به موقعیتها با دید متفاوتی نگاه کند و جنبههای مثبت آنها را هم ببیند.
4. به فرزندتان تجربیات جدید هدیه بدهید.
گاهی اوقات داشتن وسایل و اسباببازیهای زیاد، ممکن است مانع رشد احساس قدردانی کودک شود. اگر فرزندتان دهها اسباببازی داشته باشد، ممکن است بهندرت قدر اسباببازی جدیدی را بداند که هدیه گرفته است.
سعی کنید برخی از هدایای مادی را با تجربیاتی مثل رفتن به شهربازی یا قرار ملاقات با پدربزرگ و مادربزرگ در رستوران جایگزین کنید.
5. فهرست سپاسگزاری تهیه کنید یا جعبهی شکرگزاری بسازید.
از فرزندتان بخواهید فهرستی تهیه کند از تمام چیزهایی که در هفتهی گذشته بابت آنها سپاسگزار بوده است. جعبهی شکرگزاری کوچکی بسازید که همهی اعضای خانواده چیزهایی را که بابت آنها سپاسگزارند بنویسند و در آن بیندازند. مثلاً «از مادربزرگ خیلی ممنونم که از باغش برای ما گل آورد. هر بار که گلها را میبینم، احساس خوشحالی میکنم.»
میتوانید خواندن کاغذهای داخل جعبه را به مراسم هفتگی خانوادگی تبدیل کنید؛ مثلاً آخر هفتهها بعد از خوردن شام.
6. سعی کنید قدردانیهایتان واقعی و از ته دل باشد.
گفتن لفظ «متشکرم» به تنهایی برای قدردانی کافی نیست. بهکاربردن این الفاظ بیشتر رسم یا عادت اجتماعی است که ما سعی میکنیم آن را انجام دهیم، اما در مواقعی هم تشکرکردن واقعاً خالصانه و معنادار است. سعی کنید برای نشاندادن تشکر واقعی و کمک به کودک برای درک معنای دقیق شکرگزاری، دلیل قدردانی را کاملتر توضیح دهید.
مثلاً به همسرتان بگویید: «متشکرم که شام را تو درست کردی. من خیلی خسته بودم و وقتی تو این کار را به عهده گرفتی، احساس خوبی به من دست داد.»
یا به فرزندتان بگویید: «از اینکه به خواهر کوچکت کمک کردی ژاکتش را بپوشد ممنونم. من مشغول کار بودم و از اینکه تو کمکم کردی خیلی خوشحال شدم.»
هرچه شما قدردانی بیشتری نشان دهید، فرزندتان هم بیشتر این نگرش را دریافت خواهد کرد.
7. دربارهاش صحبت کنید.
برای برخی از بچهها، بهویژه خردسالان که هنوز هیجانات و احساساتشان را بهخوبی نمیشناسند، لازم است دربارهی این حرف بزنید که قدردانی چطور میتواند احساس خوبی را در دیگران ایجاد کند. سعی کنید از فرزندتان بپرسید که وقتی دیگران از او به خاطر انجام یک کار خوب تشکر میکنند، چه احساسی دارد و وقتی این کار را نمیکنند چطور؟
بررسی احساسات به فرزندتان کمک میکند تا بفهمد رفتارش چگونه بر دیگران تأثیر میگذارد، و درک فواید قدردانی را برایش آسانتر میکند.
8. زمانی را به تمرین خانوادگی قدردانی اختصاص دهید.
ما نعمتهای زیادی داریم که باید شکرگزارشان باشیم. میتوانید با فرزندتان قرار بگذارید که هر شب پیش از خواب، هر کس دربارهی سه اتفاق خوبی که آن روز برایش اتفاق افتاده صحبت کند. سپس فرزندتان را به این سمت سوق دهید که بین توجه به چیزهای خوب و احساس خوشحالی ارتباط برقرار کند تا معنای قدردانی را عمیقتر درک کند. این تمرین به بچهها و حتی خود ما کمک میکند تا خیلی بیشتر قدردان و سپاسگزار باشیم و باعث میشود حتی اگر روز بدی را سپری کرده باشیم، آن را با یادآوری یک نکتهی مثبت به پایان برسانیم.
9. به تفاوت بچهها اعتبار بدهید.
به این نکته توجه کنید که ممکن است فرزند شما با روش خاص خودش ابراز قدردانی کند که با انتظارات شما مطابقت نداشته باشد. بچههای مختلف به روشهای مختلف ارتباط برقرار میکنند. برای مثال، ممکن است برای فرزند شما در آغوش گرفتن راحتتر از تشکر شفاهی باشد، یا ترجیح بدهد قدردانیاش را با کمککردن در کارهای خانه یا کشیدن نقاشی برای شما نشان دهد.
هماهنگکردن خودتان با روش منحصربهفرد فرزندتان، به او این امکان را میدهد که بداند حتی زمانی که در حال یادگیری روشهای جدید برای تشکرکردن است، شما تلاشش را میبینید و از او قدردانی میکنید.
قدردانی فضیلت است و آموزش آن به بچهها بسیار مهم است، زیرا با نگرش مثبتتری رشد میکنند و در موقعیتهای سخت زندگی، میتوانند شادی را پیدا کنند.
کارهای کوچکی مثل درستکردن شیرینی یا کارتهای کوچک، میتواند برای بچهها سرگرمکننده باشد و هدیهدادن آن به معلم، همکلاسیها یا نگهبان مدرسه میتواند باعث شود احساس کنند فرد مفیدی هستند. قدردانی از دیگران، روابط اجتماعی را تقویت میکند و به بچهها یاد میدهد که از افراد زندگی خود سپاسگزار باشند.
