رقابت کودکان: کلید موفقیت یا منبع اضطراب؟
نیلوفر افشار
امتیاز مقاله:
۰ از ۰ رای
امتیاز مقاله:
۰ از ۰ رای
رقابت از جمله مفاهیمی است که از دوران کودکی به زندگی انسان وارد میشود و همهجا با او همراه است؛ از محیطهای آموزشی گرفته تا فعالیتهای ورزشی و حتی در بازیهای ساده؛ بنابراین ممکن است بر رشد شخصیت و سلامت روانی بچهها تأثیر عمیقی بگذارد.
در جایگاه پدر یا مادر، شاید بارها دیده باشید که فرزندتان با وجود تلاش بسیار در یک مسابقهی ورزشی، نتیجهی دلخواهش را نگرفته است. در این شرایط، او ناامیدی و سرخوردگی عمیقی را تجربه میکند و حتی ممکن است آن ورزش را کنار بگذارد. برعکس این هم اتفاق میافتد؛ مثلاً ممکن است لحظهای را تجربه کرده باشید که فرزندتان پس از کسب یک مقام یا رسیدن به یک هدف، چقدر شاداب شده و به خودش اعتماد پیدا کرده است؛ انگار در حال شکلدهی به هویتی قوی و متکیبهنفس است.
تجربهی شکست و پیروزی، نهتنها به فرزندان ما کمک میکند ارزش تلاش و پشتکار را درک کنند، به آنها میآموزد که چگونه در برابر مشکلات تابآوری کنند و از هدف ارزشمندشان دور نشوند. اما پرسش مهم این است که آیا ما در جایگاه پدر و مادر، بهدرستی فرزندمان را در این مسیر همراهی میکنیم؟ اصلاً چگونه میتوانیم به او کمک کنیم تا در حین رقابت، هم از تجربیاتش لذت ببرد، هم به اضطراب و نگرانی دچار نشود؟
این نوشتار با آگاهیبخشی دربارهی تأثیر مثبت و منفی رقابت در کودکان و ارائهی راهکارهای مناسب برای تجربهی مثبت و سالم آن، به شما کمک میکند رقابت را به ابزاری برای رشد روانی و اجتماعی فرزندتان تبدیل کنید.
مفهوم رقابت و تأثیر آن بر کودکان
همهی ما از دوران کودکی با مفاهیمی مانند شکست، رقابت و پیروزی آشنا شدهایم. براساس نظریهی اریکسون، روانشناس حوزهی رشد، در سالهای ابتدایی مدرسه، حس غرور کودکان بهنسبت دستاوردها و تواناییهایشان رشد میکند. کودکانی که پدر و مادر یا معلمانشان آنها را تشویق و هدایت میکنند، احساس شایستگی کرده و تواناییهای خود را باور میکنند.
اریکسون معتقد است شکستها و بهطور کلی چالشها، بخشی از روند یادگیری و رشد هستند و نحوهی برخورد کودکان با این تجربیات بر حس خودکارآمدی و غرور آنها تأثیری عمیق خواهد گذاشت. رقابت ممکن است کمک کند که کودکان مهارتهای جدیدی یاد بگیرند و احساس شایستگی کنند، اما اگر بهدرستی مدیریت نشود، به احساس حقارت و خودکمبینی کودک منجر خواهد شد.
فرض کنید فرزندتان در مسابقات ورزشی شرکت کرده و در مرحلهی نیمهنهایی میبازد. اگر به او بگویید: «من دیدم که چقدر تلاش کردی» یا «به نظرت برای مسابقهی بعدی چه چیزهایی رو میتونی بهتر کنی؟»، این نحوهی برخورد شما (یعنی اشاره به نقاط قوت کودک و هدفگذاری برای آینده) به فرزندتان کمک میکند که احساس کند این شکست، تجربهای برای یادگیری بیشتر است، نه نتیجهی نهایی.
برعکس، اگر در همان موقعیت به فرزندتان بگویید: «کاش دوستت اون موقعیت گل رو از دست نمیداد» یا «اشکالی نداره، ولی دفعهی بعد سعی کن برنده بشی.» درواقع دارید به او این پیام را میدهید که بهجای نگاه به نقاط قوت یا برنامهریزی برای اصلاح نقاط ضعف، نگاه روبهعقب داشته باشد. از همهی اینها مهمتر ممکن است دفعهی بعدی، اضطراب شدیدی را متحمل شود، چون احساس میکند نتوانسته انتظارات شما را برآورده کند.
تابآوری؛ کلید حفظ آرامش در میدان رقابت
شاید بتوانیم بگوییم مهمترین کمکی که فرزندتان در شرایط رقابتی به آن نیاز دارد، تابآوری و پذیرش ناکامیهاست، نه فشار بیشتر برای برندهشدن یا حمایت از او که مبادا شکست بخورد یا احساس درماندگی کند.
تابآوری به توانایی فرد در مدیریت استرس و بازگشت به حالت عادی پس از مواجهه با ناکامیها اشاره دارد. کودکانی که به مهارت تابآوری مجهزند، در رقابتها آرامش خود را حفظ میکنند و پشتکار و امیدشان را از دست نمیدهند. برای افزایش تابآوری کودکان لازم است آنها را به حل مسئله تشویق کنیم. مثلاً وقتی فرزندتان با مشکل پیشپاافتادهای مانند پیدانکردن اسباببازی محبوبش مواجه میشود، بهجای اینکه فوری خودتان شروع کنید به گشتن، از او بپرسید: «به نظرت چطور میتونی پیداش کنی؟»
وقتی کودک خودش راهحل پیدا میکند، به این باور میرسد که در موقعیتهای دشوار میتواند از پس مشکلاتش بربیاید. همچنین هنگامی که فرزندتان احساسات ناخوشایندی مثل ناامیدی را تجربه میکند، با اعتباربخشیدن به احساسات او (مثلاً گفتن: «حق داری ناراحت باشی»)، این پیام را منتقل میکنید که در شرایط سخت تنها نیست.
چگونه میتوانیم به کودکان کمک کنیم رقابت سالم و مثبت را تجربه کنند؟
- هدف از بازی یا رقابت را تلاشکردن بدانید، نه صرفاً پیروزی: فرزندتان را تشویق کنید تا اهدافی مبتنی بر عملکرد تعیین کند، مثلاً بگوید: «امروز میخوام بیشتر از بازی قبلی شوت توی چارچوب بزنم.» اینگونه، او یاد میگیرد با تعیین هدف، تغییرات بزرگی ایجاد کند.
- انگیزهی درونی فرزندتان را تقویت کنید: انگیزهی درونی ناشی از تمایلات و علاقههای شخصی خود کودک است. وقتی ما فقط با عوامل بیرونی (مثل پاداش یا ترس از تنبیه) به او انگیزه میدهیم، او را به ترس از شکست دچار میکنیم. برای حمایت از انگیزههای درونی، پرسشهایی مانند «امروز از چی لذت بردی؟» یا «از تمرین امروز چی یاد گرفتی؟» بپرسید.
- پیشرفتها و دستاوردهای فرزندتان را جشن بگیرید: بهجای کلیگویی، بهطور خاص و شفاف از تلاش فرزندتان قدردانی کنید. بگویید: «واقعاً سخت تلاش کردی و خیلی خوشحالم که میدونی چی برات ارزشمنده.» برای قدردانی، میتوانید فعالیتی لذتبخش مثل رفتن به پارک یا تماشای فیلم را در برنامه قرار دهید.
- خودتان در جایگاه پدر یا مادر، الگوی مناسبی باشید: فرزندانتان با دقت شما را مشاهده میکنند که در موقعیتهای رقابتی چه واکنشهایی نشان میدهید. هروقت تیم ورزشی محبوبتان میبازد، از احساستان بگویید، اما به نقاط قوت تیم هم اشاره کنید تا فرزندتان بداند فقط کاستیها به چشمتان نمیآید.
کلام آخر
رقابت میتواند برای بچهها تجربهای مثبت و سازنده باشد و انگیزهای برای پیشرفت در آنها ایجاد کند؛ به شرطی که بهدرستی مدیریت شود. برای رسیدن به این هدف لازم است پدر و مادر محیطی حمایتی و مثبت فراهم کنند و به فرزندشان کمک کنند که یاد بگیرد موفقیت بهمعنای برندهشدن نیست، بلکه بهمعنای تلاش و یادگیری از تجربههاست. هرچه تابآوری و ظرفیت تحمل ناکامیهای کودک بیشتر باشد، راحتتر میتواند با شکست کنار بیاید و با امید و پشتکار به مسیرش ادامه بدهد.
