مهارت سازگاری در کودکان؛ پرورش تفکر نقادانه
در پرورش تفکر نقاد، نیازمند مهارتهای پایهای هستیم که هر کدام در کنار دیگری همچون حلقههای یک زنجیر تنومند عمل میکنند و در نهایت ما و فرزندانمان را به یک مهارت کلیدی برای موفقیت در زندگی یعنی تفکر نقاد میرسانند. یکی از این حلقهها، مهارت سازگاری است. بعضی وقتها بین حرفهایی که از زبان فرزندمان میشنویم با حرفهایی که قبلاً زده «ناسازگاری» وجود دارد. یعنی در آن لحظه چیزی میگوید که حرف چند دقیقهی قبلش را نقض میکند. برای مثال به گفتوگوی زیر توجه کنید:
کودک: «مامان میشه بریم پارک، من خیلی دوست دارم بریم پارک بازی کنیم.»
مامان: «باشه، اتاقت رو جمع کن، من هم کارهای آشپزخونه رو انجام بدم، بعد بریم.»
کودک: «آخ جون باشه!»
نیم ساعت بعد
مامان: «دخترم، کارهای من تموم شد. زود بپوش بریم.»
کودک: «نه مامان، اصلاً حالش رو ندارم. خیلی خستهام!»
مامان: «تو خودت اصرار داشتی بریم!»
کودک: «الان خیلی خستهام، اصلاً نمیخوام بیام پارک.»
در این گفتوگو، ناسازگاری وجود دارد. این کودک 8ساله باید کمکم بیاموزد که ما باید در رفتار و گفتارمان در زندگی سازگاری داشته باشیم.
همیشه کودکان را تشویق کنید سازگاری را رعایت کنند و در این مسیر، به ویژگیهای سنی آنها و آموزش گامبهگام و صبورانه توجه کنید. بیشک، اولین و مهمترین ابزار برای آموزش این است که خودتان الگوی مناسبی از سازگاری باشید. فرزند شما باید ببیند که پدر و مادرش در رفتار و گفتارشان انسجام و سازگاری دارند. مثلاً وقتی به فرزندتان وعدهای میدهید و بعد بدون دلیل موجه، به آن عمل نمیکنید، نمیتوانید الگوی خوبی برای فرزندتان باشید و این مهارت را به او آموزش دهید.
گام بعدی این است که هر زمان که فرزندتان ناخودآگاه خودش را نقض کرد یا ناسازگار به نظر رسید، به کمک پرسشهای مختلف او را آگاه کنید:
* آیا میتوانی هم ... را بگویی و هم ... را؟
* قبلاً گفته بودی ... ولی ظاهراً پیشنهادت عوض شده و میگویی .... درست فهمیدهام؟
* دیروز به من ...... را گفته بودی و حالا ...... را میگویی، میشود بگویی دقیقاً نظرت چیست؟
موقعیت دیگر برای آموزش این مهارت، گفتوگو و بحثهای کودکان است. معمولاً کودکانی که با هم گفتوگو میکنند، چیزهایی را بهطور صریح یا ضمنی میگویند که حرف یکدیگر را نقض میکنند. اگر کودکان خودشان این موضوع را متوجه نشدند، خودتان را برای مداخله آماده کنید: «علی، تو میگویی فلان و بهمان؟ ولی سارا که چنین و چنان میگفت. فکر میکنی ممکن است هردوی شما درست بگویید؟» با این روش، به روشنی نشان میدهید که برای سازگاری ارزش قائلاید و درواقع کودکان را تشویق میکنید که به این موضوع توجه کنند.
فراموش نکنید افرادی که تازه توجه به بعضی مسائل را شروع کردهاند به فرصت نیاز دارند تا فکر و نظرشان را قطعی کنند. وقتی چیزی به مغزشان خطور میکند ممکن است بلافاصله آن را به زبان بیاورند و کمی بعد تجدیدنظر کنند یا منصرف شوند. این کار اشکالی ندارد و نهتنها نشانهی تفکر کودکان است، نشان میدهد روی تفکراتشان تأمل میکنند. بنابراین، تجدیدنظر بهمعنای تناقضگویی نیست. ما باید اقتضای سن فرزندمان را هم در نظر بگیریم؛ طبیعتاً تواناییهای کودک چهارساله با کودک دهساله کاملاً متفاوت است. کودک دهساله راحتتر تأمل میکند و با فکر بیشتری سخن میگوید، درحالیکه کودک چهارساله خیلی تند و پشت سر هم هر چه به ذهنش برسد
