در حال بارگذاری...

تقویت مهارت کنترل هیجان در کودکان

کنترل و مدیریت هیجانات در کودکان

آیا تا‌به‌حال برایتان پیش آمده که در موقعیتی قرار بگیرید که کنترل هیجانی خود را از دست بدهید و کاری کنید که بعد از انجام آن پشیمان شوید؟ آیا برایتان پیش آمده برخی از موضوع‌های پیش‌پاافتاده و کم‌اهمیت به‌شدت شما را بر هم بریزد؟

همه‌ی ما شادی، اندوه، خشم، ترس، تعجب و احساس‌های دیگر را در موقعیت‌های مختلف تجربه می‌کنیم. این احساسات بدون واسطه در درون ما هستند و در رفتار و حالات چهره‌ی ما نمایان می‌شوند‌ و علاوه بر آنکه در زندگی و کارکرد ما نقش اساسی دارند، یکی از مؤلفه‌های اصلی ارتباط اجتماعی به حساب می‌آیند. هیجان‌ها ارتباط بین فردی را گسترش می‌دهند و درک متقابل را آسان‌تر می‌کنند. 

بسیاری از مشکلات بین فردی مانند دلخوری‌ها، درگیری‌ها و حتی اتفاق‌های تلخی مثل خودکشی‌ در پی ناتوانی در کنترل هیجان‌های منفی رخ  می‌دهد. ممکن است افراد پس از فرونشینی هیجاناتشان، از رفتار خود پشیمان شوند، اما چینی بند‌زده هیچ‌گاه مثل روز اول نخواهد شد و آثار شکستگی همیشه بر آن باقی خواهد ماند. 

از آنجایی که هیجان‌ها زیربنای رفتار و اعمال ما را تشکیل می‌دهند و ما در روابط بین فردی مسئول اعمال خود هستیم، به مهارتی نیاز داریم که بتوانیم به کمک آن، هیجان‌های ناخوشایند و منفی خود را کنترل و مدیریت کنیم تا دائم مجبور نباشیم فعالیت‌های مهم و اصلی خود را کنار بگذاریم و عواقب رفتارهای قبلی‌مان را برطرف و جبران کنیم.

 

هیجان‌ چیست؟

واژه‌ی «هیجان» در زبان فارسی بیشتر برای بیان احساس‌ها وحالت‌های پرانرژی به کار گرفته می‌شود، ولی در روان‌شناسی تمام حالت‌های احساسی و عاطفی مثبت و منفی را در بر می‌گیرد. برخی از هیجان‌ها عبارت‌اند از خشم، ترس، عشق، محبت، تنفر، امید، ناامیدی، نگرانی، حقارت، غرور، اندوه، شادی، تعجب، پشیمانی و دلسوزی.

هیجان پدیده‌ای چند‌وجهی است و به ما کمک می‌کند با فرصت‌ها و مشکلاتی که در اتفاق‌های مهم زندگی با آن‌ها مواجه می‌شویم، سازگار شویم. بی‌تردید هیجان را بارها در زندگی خود تجربه کرده‌اید.

هیجان‌ها نوعی پاسخ فیزیولوژیکی هستند که بدن را برای سازگاری آماده می‌کنند. بدن ما هنگام هیجان‌زدگی طوری فعال می‌شود که با حالت بی‌هیجانی فرق دارد؛ مثلاً ممکن است نشانه‌هایی مثل افزایش ضربان قلب و تنفس سریع را تجربه ‌کنیم. 

هیجان‌ها برای موجود زنده جنبه‌ی کارکردی دارند و مانند گرسنگی باعث بقای موجود زنده می‌شوند. خشم ما را برای جنگیدن با دشمن آماده می‌کند وترس ما را برای گریختن از خطر مجهز می‌کند و جنبه‌ی مهم‌تر این‌که هیجانات پدیده‌های اجتماعی‌اند و ارتباط ما با دیگران را آسان می‌کنند، و علاوه بر اینکه به سازگاری فرد با محیط کمک می‌کنند، در برقراری تعاملات اجتماعی هم نقش به‌سزایی دارند. 

هیجان‌ها پیام‌های ارتباطی قدرتمندی‌اند که:

  1. احساس‌های ما را به دیگران منتقل می‌کنند؛
  2. چگونگی پاسخ‌دهی دیگران به ما را تعیین می‌کنند؛
  3. همکاری اجتماعی را آسان می‌کنند؛
  4. رفتارهای مناسب اجتماعی را تشویق می‌کنند. 

موانع مدیریت هیجان‌ها

برخی از افراد با متوسل‌شدن به توجیه‌های مختلف، شیوه‌ی رفتار و ابراز هیجان‌های منفی خود را امری طبیعی جلوه می‌دهند و مانع تغییر و پیشرفت خود در مدیریت صحیح هیجان‌ها می‌شوند. مثلاً می‌گویند:

«طبیعی است که در این موقعیت آشفته بشوم.»

«من این‌‌طور هستم، دست خودم نیست.»

 «من یک عمر این‌طور بوده‌ام، نمی‌توانم عوض شوم.»

«نمی‌توانم فراموش کنم و راحت از کنارش بگذرم.»

 مادر مضطرب، پدر خشن، همسر زودرنج و یا دوست افسرده تا زمانی که برای ابراز هیجانات منفی خود یکی از توجیه‌های ذکرشده یا مشابه آن‌ را در ذهن داشته باشد، هرگز نمی‌تواند در مسیر تمرین مهارت مدیریت هیجان‌ها گام بردارد. بنابراین به منظور فراگیری این مهارت، ابتدا باید اندکی بیندیشید و خودگویی‌ها و دلایل ناکارآمدی را که برای توجیه هیجانات شدید وکنترل‌نشده‌ی خود در ذهن دارید، دور بریزید.

 

فرایند مدیریت هیجان‌ها بر دو اصل استوار است:

شناخت هیجان‌ها و پذیرفتن مسئولیت آن‌ها: 

بر این نکته تأکید می‌کنیم که تجربه‌ی هیجان‌های مختلف، طبیعی و پذیرفتنی است، اما بروز بعضی از واکنش‌های رفتاری در پاسخ به آن‌ها پذیرفتنی نیست.

ابراز مناسب هیجان‌ها و خود‌انضباطی: 

بیاموزیم که ما کاملاً گوش‌به‌فرمان هیجان‌های خود نیستیم و در ابرازشان حق انتخاب داریم و می‌توانیم آن‌ها را با واکنش‌های مثبت و سازنده نشان دهیم.

امروزه به کسانی که می‌توانند هیجان‌های خود و دیگران را بشناسند و آن‌ها را به‌خوبی مدیریت کنند، افراد دارای هوش هیجانی می‌گویند. در مقاله‌ی بعد، به توضیح کامل‌تری از هوش هیجانی و پاسخ به این پرسش که «آیا هیجانات منفی بد هستند؟» خواهیم پرداخت.

 

خوراکی‌های کلیدی:

مهارت مدیریت هیجان کمک می‌کند به جای اینکه هیجان‌ها بر شما حاکم باشند و رفتارتان را رقم بزنند، شما بتوانید هیجان‌های منفی خود را شناسایی و کنترل کنید. برای مثال وقتی در حال تجربه‌ی هیجان ناخوشایند اندوه هستید، می‌توانید با استفاده از مهارت مدیریت هیجان گام‌هایی بردارید و به احساس شادی نزدیک شوید. به عبارت دیگر به جای اینکه احساس اندوه شما را تحت‌تأثیر قرار دهد و به کارهایی وا دارد که آثار مخربی به دنبال داشته باشد، می‌توانید با مدیریت آن از واردشدن آسیب به خود و دیگران جلوگیری کنید.

 

منابع:

مجموعه‌ی مهارت‌های زندگی، مؤلفان: دکتر علیرضا جزایری، سید علی سینارحیمی. 

 

به این مطلب چه امتیازی می‌دهید؟

ارسال نظر

محتوای مشابه

ما در مسیر لذت‌بخش تربیت فرزندانتان همراه شما هستیم.

نماد اعتماد الکترونیکی

حامیان:

sponsorLogo1
sponsorLogo2

راه‌های ارتباطی:

آدرس: میدان نوبنیاد، پاسداران جنوب، خیابان عابدینی ‌زاده، پلاک ۱۲، واحد ۳

تلفن: 02122797495

ایمیل: danabon.ir@gmail.com

FOOTER