این کتاب، روایتگر ماجرایی متفاوت در کلاس یک مدرسه است. شخصیت اصلی داستان، پسری به نام «الکسیس» است که به همراه همکلاسیهایش با تصمیمی غیرمنتظره از سوی معلم روبهرو میشود. استفاده از تلویزیون، کامپیوتر و بازیهای ویدیویی به مدت ده روز ممنوع میشود! این ممنوعیت، در ابتدا برای دانشآموزان غیرقابلتحمل به نظر میرسد، اما رفتهرفته آنان وارد تجربههایی تازه و خلاقانه میشوند. نویسنده با زبانی طنزآمیز و نگاهی ظریف به زندگی کودکان امروزی، چالش دوری از تکنولوژی را به فرصتی برای کشف دوستی، بازیهای واقعی و معناهای تازه در روابط انسانی تبدیل میکند. این داستان در عین سرگرمکننده بودن، فرصتی برای تأمل در شیوههای گذراندن اوقات فراغت در دنیای امروزی است.
نویسنده:
دومینیک دمرس
تصویرگر:
فیلیپ بئا
مترجم:
مهناز عسگری
انتشارات:
محراب قلم
گروه سنی:
ب
تعداد صفحه:
۵۲ صفحه
امتیاز:
۰ از ۰ رای

۲۸ خرداد ۱۴۰۵
در آغاز داستان، الکسیس چنان به تلویزیون، بازیهای کامپیوتری و اینترنت وابسته است که تصور یک روز بدون آنها برایش وحشتناک است. اما در طول داستان، الکسیس کمکم یاد میگیرد که زندگی بدون آنها نهتنها ممکن است، بلکه میتواند لذتبخش، خلاقانه و واقعیتر باشد. این پیام، کودکان را به سمت مدیریت زمان استفاده از رسانهها و درک لذتهای دنیای واقعی و تجربههای طبیعی سوق میدهد.
با حذف ابزارهای دیجیتال، بچهها ناچار میشوند برای پرکردن اوقات فراغت خود از تخیل و خلاقیت استفاده کنند. آنها بازیهای جدید اختراع میکنند و به تعامل با یکدیگر روی میآورند. این فرایند باعث رشد ابتکار، حل مسئله و کشف استعدادهای فردی در کودکان میشود.
در فضای بدون تکنولوژی، کودکان بهناچار بیشتر با یکدیگر صحبت میکنند، همکاری میکنند و برای حل مشکلات با هم تعامل دارند. آنها یاد میگیرند که گوش دادن، مشارکت و درک دیگران، بخشی از لذت دوستی و زندگی گروهی است. در واقع این داستان الگویی برای افزایش همدلی، کار تیمی و مسئولیتپذیری در جمع است.
ممنوع شدن ناگهانی تکنولوژی برای بچهها نوعی بحران محسوب میشود، اما آنها در طول داستان یاد میگیرند که با موقعیتهای جدید کنار بیایند و انعطافپذیر باشند. این تجربه به کودک میآموزد که هر تغییری لزوماً منفی نیست و میتوان با نگاهی تازه به شرایط تازه پاسخ داد.
در جریان این چالش دهروزه، بچهها چیزهایی را تجربه میکنند که شاید قبلاً بیاهمیت میدانستند: گشت و گذار در پارک، خندیدن با دوستان، غذا خوردن با خانواده و… آنها متوجه میشود که برخی از لذتها، ساده و بیهزینه، اما عمیقتر و ماندگارترند.
داستان این کتاب به شکل غیرمستقیم، کودکان را تشویق میکند تا به عادتهای روزمرهشان فکر کنند و از خود بپرسند: «آیا واقعاً به این کار نیاز دارم؟» یا «وقتی همهی وقتم را پای تلویزیون میگذرانم، چه چیزهایی را از دست میدهم؟»
1. اگر تو جای الکسیس بودی و میفهمیدی که ۱۰ روز حق نداری تلویزیون ببینی یا بازی کامپیوتری کنی، چه احساسی پیدا میکردی؟ چرا؟
2. به نظرت خانم معلم چرا این تصمیم سخت را گرفت؟ آیا کارش درست بود؟
3. بچهها بدون تکنولوژی چه کارهایی کردند که باعث شد خوش بگذرد؟ تو هم تجربهای شبیه به آنها داشتهای؟
4. به نظر تو اگر بچهها تا آخر داستان از این تجربه چیزی یاد نمیگرفتند، چه اتفاقی میافتاد؟
5.فرض کن قرار است یک روز مخصوص «بدون تکنولوژی» در خانه داشته باشید. دوست داری چه برنامههایی برایش طراحی کنی؟
6. چه چیزهایی در دنیای واقعی هستند که بیشتر از بازیهای کامپیوتری تو رو خوشحال میکنند؟
7. چه چیزی باعث میشود بعضی وقتها بدون اینکه حوصلهمان سر برود، سرگرم شویم؟ چطور میتوانیم آن حس را بیشتر تجربه کنیم؟
یک دفترچه انتخاب کنید و روی جلد آن بنویسید: ماجراهای من بدون وسایل دیجیتال! هر روز که کودک فعالیتی بدون تکنولوژی انجام میدهد (مثلاً نقاشی، ساختن با لگو، دوچرخهسواری، کتاب خواندن، بازی در حیاط و…)، از او بخواهید آن را در دفترش وارد کند. در پایان هفته یا ماه، با هم دفترچه را مرور کرده و دربارهی بهترین تجربهها گفتوگو کنید.
از کودک بپرسید: اگر تو نویسندهی کتاب بودی، داستان را چطور تمام میکردی؟ سپس با کمک هم چند پایان جدید برای داستان بنویسید. مثلاً: چه میشد اگر بچهها مخفیانه از تکنولوژی استفاده میکردند؟ یا اگر پدر و مادرها هم به چالش دهروزه میپیوستند، چه اتفاقی میافتاد؟
فهرستی از سرگرمیهای قدیمی که نیازی به برق یا اینترنت ندارند تهیه کنید (اوریگامی، طناببازی، ساخت زیورآلات با مهرهها، نوشتن داستان، بازیهای سنتی مثل اسمفامیل یا قایمباشک). هر هفته یکی از این فعالیتها را با کودک امتحان کنید و در پایان هفته، از کودک بپرسید: «کدام سرگرمی را دوست داشتی؟ چرا؟ دلت میخواهد آن را دوباره انجام دهیم؟»
کتاب «از دست خانم معلم…!» با زبانی طنز و موقعیتهایی آشنا، کودکان را وارد تجربهای میکند که در آن بدون شعار دادن، مفاهیم مهمی را میآموزند. متن داستان روان، پرتحرک و پر از گفتوگوهای کودکانه است که خواندن را برای کودکان لذتبخش میکند. تصاویر کتاب ساده و محدودند، اما فضای کلی داستان را همراهی میکنند.
این داستان فراتر از یک روایت سرگرمکننده است و میتواند فرصتی برای گفتوگو با کودکان دربارهی تعادل در استفاده از تکنولوژی، درک ارزش روابط انسانی و… باشد و به سادگی میتواند جرقهی تغییراتی کوچک اما تأثیرگذار در نگاه کودک به دنیای اطرافش ایجاد کند.
ویليام با لحنى اعتراض آمیز گفت: «خانم مگه ما چی کار کردهایم که این طوری میخواهید تنبیهمان کنید! » خانم معلم لبخند زنان حرف ویلیام را اصلاح کرد و گفت:«اما این که تنبیه نیست. تجربه ای تازه در زندگی است. قرار است چشم هایتان استراحت کند، مغزتان به آرامش برسد و سراغ کارها و فعالیتهای تازهای بروید.»
از دست خانم معلم …
خانم معلم استفاده از تلویزیون و کامپیوتر و بازیهای کامپیوتری را برای ده روز قدغن میکند. آلکسیس شیفتهی بازی کامپیوتری دراگونیاست و فکر میکند بدون این بازی میمیرد. اما میفهمد کاتارینا به تلویزیون و کامپیوتر علاقهای ندارد. الکسیس میخواهد در مقابل او کم نیاورد...
در حال بارگذاری نظرات کاربران...
ما در مسیر لذتبخش تربیت فرزندانتان همراه شما هستیم.
آدرس: میدان نوبنیاد، پاسداران جنوب، خیابان عابدینی زاده، پلاک ۱۲، واحد ۳
تلفن: 02122797495
ایمیل: danabon.ir@gmail.com
