اهمیت و ضرورت آموزش تفکر انتقادی به کودکان
در دنیای امروز، زمانیکه فرزندانمان از همان کودکی با انبوهی از اطلاعات از هر سو مواجه میشوند و فردایی در پیش دارند که یکی از نیازهای اساسی آن کشف و تشخیص حقیقت و پیبردن به واقعیت و قضاوت بر مبنای آن است، ضرورت و اهمیت آموزش تفکر انتقادی به کودکان پُررنگتر میشود.
تفکر انتقادی بهمثابه جعبهابزاری است که کودکان را به مهارتهای خردورزی مجهز و به آنها کمک میکند اطلاعات را هوشیارانهتر و آگاهانهتر دریافت کنند، امور را از زوایای مختلف بررسی کنند، جوانب کار را بسنجند و در نهایت تصمیم بگیرند.
زمان مناسب برای شروع زندگی متفکرانه دوران کودکی است و اولین آموزگاران کودک خانوادهاند. تجربه و تکرارِ فکرکردن منتقدانه دربارهی مسائل کودکانه در سالهای اولیهی عمر، دوران بزرگسالی با تفکری سنجیدهتر را نوید میدهد.
اگر برای آموزش مهارت تفکر انتقادی به فرزندانمان تلاش کنیم، در حالتی قدم به جامعه میگذارند که میتوانند به کمک توانمندیهایی که کسب کردهاند، دوران کودکی امنتر و بزرگسالی سالمتری را تجربه کنند.
برای تقویت تفکر انتقادی کودکان چه باید کرد؟
از ایزدور ربی، دانشمند فیزیک هستهای و برندهی جایزهی نوبل، پرسیدند چگونه فیزیکدان شده است. او پاسخ داد: «وقتی از مدرسه به خانه برمیگشتم، مادرم از من نمیپرسید امروز چه یاد گرفتی؟ بلکه میپرسید امروز چه سؤال خوبی پرسیدی؟»
«پرسیدن» یکی از ابزارهای مهم کودکان برای فکرکردنِ سنجیده است. ذهن کودکان به کمک پرسیدن درگیر و افکارشان جمعبندی میشود. توانایی تشخیص راه درست، مهارت پیداکردن راهکارها و تجربههای جدید و قدرت استدلال به دست نمیآید و اشتباهها کمتر نمیشود، مگر به کمک پرسیدن.
فراهمکردن فرصت پرسشگری برای کودکان به آنها این امکان را میدهد که فکر کنند؛ تا وقتی پرسشی نباشد، ضرورتی برای فکرکردن هم نیست.
فرزندان خود را تشویق کنید تا سؤالهای گوناگون بپرسند و از سؤالهای نامعمول آنها که از عهدهی پاسخدادن به آن برنمیآیید، نهراسید. برای آنها الگو باشید و از آنها سؤال کنید و در سؤالهای خود «چیستی»، «چگونگی» و «چرایی» امور را جستوجو کنید.
به فرزند خود کمک کنید تا یک موضوع را از جنبههای مختلف بررسی کند. امور را از زوایای دیگر ببینید و با طرح سؤالهای مختلف به فرزندتان کمک کنید تا دریابد که یک اتفاق ممکن است متفاوت از آنچه ما فکر میکنیم افتاده باشد یا دیگران ممکن است نظراتی متفاوت از ما داشته باشند یا حتی تجربهها گاهی ممکن است از زاویهای تعریف شوند که با نگاه ما تفاوت دارد. مثلاً از فرزندتان بپرسید: «نظر دوستت دربارهی این موضوع چیست؟ اگر اینطور فکر کنیم چه میشود؟ به این فکر کردی که شاید...؟»
به فرزندتان فرصت بدهید دلیل بیاورد. خودتان هم برای پاسخهایتان دلیل بیاورید و از آنها دلیل بخواهید. معمولاً کودکان عادت دارند عقاید و باورهای خود را ابراز کنند بدون آنکه برای اثبات آنها زحمتی بکشند. در ابتدا لازم است از آنها بخواهیم دلایل خود را بگویند؛ کمکم این امر به عادت تبدیل میشود و یاد میگیرند عقاید خود را فقط زمانی بیان کنند که بتوانند با دلایل محکم از آن حمایت کنند و باورها و نظرات دیگران را فقط زمانی بپذیرند که دلایل مستدلی داشته باشد و این یعنی زندگی بر پایهی تفکر.
فرزندتان را با طرح داستانهای بیپایان، پرسشهای چالشزا و اتفاقهای سؤالبرانگیز به فکرکردن وادار کنید. کودک با شنیدن این قبیل موضوعها خود را بهجای شخصیتهای خیالی تصور میکند، موقعیت را تجزیه و تحلیل و سپس آن را قضاوت میکند.
دربارهی داستانهایی که برای فرزندتان میخوانید سؤال کنید تا او بتواند استنباط خود را دوباره بررسی کند و آنها را معقولتر شکل دهد. مثلاً از او بپرسید: «یک پسر کوچک چطور میتواند قهرمانی بزرگ باشد؟» یا «چطور میشود هم خودمان را دوست داشته باشیم و هم فداکاری کنیم؟»
از فرزندتان بخواهید بلندبلند فکر کند. از او بپرسید از کجا به این نتیجه رسیده و اطلاعاتش چه منبعی دارد. به او کمک کنید از افکار و اندیشههای خود آگاه شود، مسیر تفکر خود را بشناسد و با طرح سؤال، به او کمک کنید اشتباههای خود را در فرایند فکرکردن اصلاح کند.
فرصت فکرکردن، تصمیمگیری (به مقاله روشهای تقویت مهارت تصمیمگیری در کودکان مراجعه شود.) و تجربهکردن حق فرزندان ماست؛ به آنها اجازه دهیم در امور مربوط به خودشان مختار و صاحب تصمیم باشند. برای حل مسئلهی خود فکر کنند، راهحلها را بیابند، برای انتخاب و تصمیم نهایی خود دلیل بیاورند، آن را امتحان و تجربه کنند، نتایج کار خود را ارزیابی و کارشان را اصلاح کنند.
برای تربیت و پرورش انسانی اهل تفکر وقت بگذارید و صبور باشید. برای پرورش تفکر انتقادی فرزندتان میتوانید از مقالهی جامع راههای آموزش تفکر انتقادی یا نقادانه کمک بگیرید.
