آموزش مراحل حل مسئله به کودکان
رشد و بهبود مهارت حل مسئله فقط مختص کودکان نیست، بزرگسالان نیز برای تجربهی زندگی سالمتر ناچارند این مهارت را کسب کنند.
حتماً شنیدهاید که وقتی فرزندان بزرگتر میشوند، مشکلاتشان هم بیشتر میشود؛ مثلا اگر مشکل فرزند شما در پنجسالگی استفادهی شریکی از یک اسباببازی یا ساختن سازهی لگویی باشد که فرو نریزد، در ایام نوجوانی اینگونه مشکلات به نحوهی معاشرت با دوستان یا کنارآمدن با دوران بلوغ جسمی تبدیل میشود. در جوانی و بزرگسالی نیز نوع مشکلات تغییر میکنند، اما بههرحال مسائل و مشکلات همیشه گریبانگیر فرزندانمان هستند.
ما با تقویت مهارت حل مسئلهی فرزندانمان، آنها را برای رویارویی با مشکلات و چالشهای آینده آماده میکنیم. کمکشان میکنیم تا قاطعانهتر تصمیم بگیرند و بر نحوهی استنتاج و استدلال منطقی خود مسلط شوند. با درک مراحل حل مسئله آنها میتوانند تعامل مؤثرتری با همکاران و دوستان خود داشته باشند و در روبهروشدن با مشکلات، به جای تسلیمشدن، دست بر زانوی توانمندیهای خود بگذارند و با توکل بر خدا، ما باشیم یا نباشیم، فرمان کشتی زندگیشان را در دست بگیرند، اما برای تمرین و تجربهی مهارت شگفتانگیزی به نام حل مسئله ابتدا لازم است آن را بشناسیم.
حل مسئله فرآیندی منطقی است با مراحل زیر:
۱.ابتدا مسئله شناسایی، روشن و شفاف میشود.
۲.گزینههای مختلف برای حل آن تشخیص داده میشود.
۳.هر کدام از راهها بررسی و تحلیل شده و بهترین راهحل انتخاب میشود.
۴.نتایج و پیامدهای راههای انتخابی بررسی و تحلیل میشود.
۵.راهحل انتخابی اجرا و ارزیابی میشود.
مرحلهی اول: در اولین گام،کودکان میآموزند مهمترین مرحله در حل هر مسئلهای روشنشدن آن است. چه بسیار اشتباههایی که در نتیجهی انتخابی نادرست و به واسطهی مشخصنبودن اصل مسئله اتفاق میافتد. برای این کار کودک باید اطلاعات کافی دربارهی مسئله را جمعآوری کند و جوانب مختلف آن را بسنجد.
مهمترین بخش از یادگیری حل مسئله، تمرین خوب دیدن و خوب شنیدن است. برای تجربهی این مرحله از حل مسئله با سؤالکردن از کودکان میتوانیم به آنها در تشخیص مسئله به صورت روشن و شفاف کمک کنیم؛ پرسشهایی که به فرزندانمان کمک کند تا قدم به قدم به واقعیت مسئله نزدیک شوند و از برداشت و ادراک غیرحقیقی و خودساخته دوری کنند.
مرحلهی دوم: پس از روشنشدن مشکل، فرزندان را تشویق کنید تا برای حل آن راههایی را پیشنهاد دهند. برای کشف راهحل مسائل لازم است در کنار کودک باشیم، نه جلوتر از او! برای حل معماها یا کنار هم قراردادن قطعات یک پازل همراه با کودک راههای مختلفی را امتحان کنید تا کودک بیاموزد که در برخورد با مشکلات زندگی، راهکارهای مختلفی را امتحان کند؛ حتی اگر دیگران آن راهها را نیازموده باشند.
از فرزندتان بپرسید:
- برای حل این مسئله چه راههایی به نظرت میرسد؟
- آیا میتوانی به راههای دیگری فکر کنی؟
- آِیا برای پیداکردن راهحل به همفکری نیاز داری؟
- نظرت راجع به این راهحل چیست؟
- آیا هنوز راهحلهایی هست که بتوانیم به آنها فکر کنیم؟
مرحلهی سوم: در این مرحله به کودک کمک کنید تا دربارهی راهحلها تصمیم بگیرد. به او اجازه دهید آزمایش کرده و راههای مختلف حل مسئله را پیدا کند. او باید راههای پیشنهادشده را تحلیل کند و تصمیم بگیرد. کودکان باید راهحلی را انتخاب کنند که برای همه خوشایند باشد. بنابراین بهتر است از افراد دیگری که با مسئله درگیرند هم نظر بخواهید. مثلاً بپرسید: «نظر شما دربارهی این پیشنهاد چیست؟»
مرحلهی چهارم: «اگر ما این راهحل را انتخاب کنیم، فکر میکنید چه اتفاقی میافتد؟» هنگام تلاش برای یافتن راهحل، کودکان باید مسئولیت انتخاب خود را بر عهده بگیرند و پیشبینی کنند که راهحل آزمایشی ممکن است اجراشدنی باشد یا خیر و اگر اجراشدنی نیست، آن را تغییر دهند. با کاوش و حل مشکل به کودکان کمک کنید تا خلاقانه اندیشیدن را تجربه کنند.
مرحلهی پنجم: کودک تجربه میکند تا راهحل انتخابی را اجرا و نتایج آن را ارزیابی کند. به کودکان کمک کنید تا در صورت موفقنشدن به دنبال راهحل دیگری باشند. گاهی اوقات کودکان باید بیشتر دربارهی مشکلات خود بحث کنند. شما میتوانید از فرزندانتان سؤال کنید و از آنها بخواهید برای ارائهی ایدههای جدید تلاش کنند و از این طریق به آنها کمک کنید.
فراموش نکنید کودکان در طیکردن این مسیر پرچالش، اما مملو از تجربه و یادگیری به بازخورد انگیزهبخش، دقیق و سازندهی شما نیاز دارند.
