شناخت باورها و ارزش ها در کودکان چگونه شکل میگیرد؟
در ادامهی مطالب مربوط به مهارت خودآگاهی، در این نوشتار قرار است به ارکانی از خودآگاهی یعنی «باور»ها و «ارزش»ها بپردازیم.
وقتی کلماتی مثل «به نظر من» یا «من فکر میکنم» را به کار میبرید، نشان میدهید که دربارهی موضوعِ گفتوگو نظرهایی دارید.
باورهای ما شامل اصولی هستند که باطناً آنها را پذیرفتهایم و قبول داریم.
ارزشها نیز عبارتند از معیارهایی که به وسیلهی آنها افکار و رفتار خود و دیگران و همهی آنچه را در محیط رخ میدهد، ارزشیابی میکنیم.
برای درک بهتر تفاوت ارزش و باور به این مثال توجه کنید: اگر شما صداقت را مهم بدانید و بر اساس آن زندگی کنید، صداقت یکی از ارزشهای شما خواهد بود، اما اگر به صداقت اعتقاد داشته باشید و آن را برای تداوم زندگی مهم بدانید، میتوانیم بگوییم شما به صداقت باور دارید.
دوست دارید بدانید این باورها و ارزشها از کجا میآیند؟
هر انسانی بر اساس خانوادهای که در آن به دنیا آمده و بزرگ شده، و محیط یا جامعهای که در آن زندگی و رشد کرده، ارزشهایی پیدا میکند. باورها و ارزشهای هر فرد چهارچوبهای ذهنی او را شکل میدهند که درست مثل قاب پنجرهای است که از درون آن دنیای اطراف را میبیند و اطلاعات پیرامونش را درک و ارزیابی میکند. این پنجرهها به روی مسائل گوناگونی از قبیل مسائل اجتماعی، مذهبی و خانوادگی باز میشوند که مجموعهی آنها نگرش کلی فرد یا نظام ارزشی او را شکل میدهد.
از آنجا که افراد در خانوادههای مختلف به دنیا میآیند و با روشهای تربیتی متفاوت بزرگ میشوند، و فرهنگ و آداب و رسوم هر جامعهای با جامعهی دیگر متفاوت است، نگرش افراد به زندگی نیز با هم فرق میکند، بنابراین ممکن است در خانوادهای به ورزش بسیار تأکید کنند و در خانوادهای دیگر چنین نباشد. ممکن است در خانوادهای رفتن به دانشگاه مهمترین خواستهی پدرومادر از فرزندشان باشد؛ درحالیکه در خانوادهای دیگر، فرزندانشان را به کسبوکار تشویق کنند.
نکتهی مهم دیگری که خوب است دراینباره بدانیم این است که باورها و نگرش افراد نسبت به زندگی، ممکن است با گذشت زمان و با مطالعات و بهدستآوردن تجربیات جدید تغییر کند. بنابراین میتوانیم هر جا لازم باشد افکار خود را بازنگری و اصلاح کنیم.
ارزشهای اصلی مانند یک سیستم ناوبری رفتار ما را هدایت میکنند. آنها اصول اخلاقیای هستند که ما بر اساس آن زندگی میکنیم؛ اصولی که بر تصمیمهای ما تأثیر میگذارند و انتخابهای ما را تعیین میکنند.
ارزشهای اصلی فرزندان شما بر هر تصمیمی که از کودکی تا بزرگسالی در محیط خانه یا محل کار میگیرند تأثیر میگذارد، پس ضروری است که به آنها کمک کنیم ارزشهایشان را بشناسند و گسترش دهند تا زندگی باکیفیتتری را تجربه کنند.
ارزشها چگونه در کودکان شکل میگیرند؟
هر تعاملی با کودکان فرصتی را برای آموزش ارزشها فراهم میکند. کودکان از طریق تعامل روزانه با ما ارزشهایمان را یاد میگیرند.
اغلب ما وقتی میخواهیم ارزشها را به بچهها آموزش دهیم، فکر میکنیم باید آنها را به اماکن مذهبی ببریم یا با آنها دربارهی دروغنگفتن صحبت کنیم، درحالیکه هر روز میتوانیم ارزشها را در برخوردهای معمولی روزانه به فرزندانمان آموزش دهیم. کودکان از طریق ارزشهایی که ما به آنها پایبندیم، یاد میگیرند.
فرزندان ما ارزشها و باورها را علاوه بر محیط خانواده از طریق حضور در دنیاهای بزرگتری مثل مدرسه و جامعه میآموزند. ارزشها از طریق خانواده، دوستان، کتاب، رسانه و تجربههایی که در جامعه به دست میآورند در وجود آنها شکل میگیرد.
خوراکیهای کلیدی
ما همیشه نمیتوانیم محیط فرزندمان را کنترل کنیم. برای مثال ممکن است بتوانیم فروشگاهی را انتخاب کنیم که میخواهیم از آن خرید کنیم، اما نمیتوانیم همهی افرادی را که در فروشگاه هستند انتخاب و کنترل کنیم، بنابراین گاهی فرزندان ما چیزهایی را میبینند یا میشنوند که آرزو میکنیم ندیده بودند و نشنیده بودند، اما این که ما همراه آنها هستیم و یا میتوانند به خانه بیایند و دربارهی آن اتفاقها با ما حرف بزنند، فرصتی را فراهم میکند تا دیدگاه خود دربارهی آن موضوع را با آنها به اشتراک بگذاریم. با وجود اینکه ما آن تجربه را برای آنها انتخاب نکردهایم باید به آنها کمک کنیم تا آن را بفهمند و در نتیجه ارزشهایی که دوست داریم در فرزندانمان پرورش پیدا کند.
منبع: کتاب مهارتهای زندگی، تألیف پرتو سیفالهی
