تفاوت شنیدن و خوب گوش دادن
«گوشدادن» با «شنیدن» تفاوت دارد. شنیدن یعنی توانایی دریافت و درک امواج صوتی و صداها، حال آنکه گوشدادن به دقت و تمرکز و استفاده از سایر حواس نیاز دارد.
برای گوشدادن نهتنها باید به آنچه میشنویم دل بدهیم، لازم است به طرز بیان، شیوهی استفاده از زبان، لحن و حرکات بدن گوینده نیز دقت کنیم. به عبارت دیگر، گوشدادن یعنی درک همزمان پیامهای کلامی و غیرکلامی.
پس فقط شنیدن کلماتی که گفته میشود کافی نیست، ما برای گوشدادن، به چیزی بیشتر از گوشها نیاز داریم. در مجموع، مهارت خوب گوشدادن به این بستگی دارد که چه مقدار از حرفهای طرف مقابل را شنیدهایم و به مفهوم آن آگاهیم.
خوب گوشدادن شامل زیر نظر گرفتن زبان بدن و توجه به ناهماهنگیهای احتمالی بین پیامهای کلامی و غیرکلامی است که از سوی گوینده ارسال میشود. به بیان سادهتر، یک شنوندهی خوب فقط به چیزی که گفته میشود گوش نمیدهد، بلکه به چیزهایی که گفته نمیشود یا نصفهکاره به زبان میآید نیز گوش میدهد. مثلاَ اگر کسی به شما گفت زندگی خوب و خوشی دارد، اما موقع گفتن این حرف دندانهایش را به هم فشرد یا اشک در چشمهایش حلقه زد، بدانید که بین پیام کلامی و غیرکلامی او مغایرت وجود دارد.
برای پرورش این مهارت در فرزندانمان، گام اول این است خودمان الگوی مناسبی باشیم. برای اینکه بتوانید الگوی خوبی باشید، به نکات سادهی زیر توجه کنید:
۱. زبان به دهان بگیرید!
مارک تواین میگوید: «اگر قرار بود بیشتر از آنچه گوش میدهیم حرف بزنیم، دو زبان و یک گوش میداشتیم.
وقتی شخصی در حال حرفزدن با شماست، به چیزی که میگوید گوش دهید، وسط حرفش نپرید، به جای او حرف نزنید و اجازه بدهید خودش جملاتش را تمام کند.
وقتی کسی حرف میزند، شما فقط باید به حرفهای او فکر کنید و دیگر هیچ! پس سکوت کنید و فقط گوش دهید. زمانی که صحبت گوینده تمام شد، آنوقت شاید لازم باشد دربارهی موضوعی که گوش دادهاید حرف بزنید و توضیح دهید تا مطمئن شوید که منظور طرف مقابلتان را درست متوجه شدهاید.
۲. حواس گوینده را پرت نکنید
فقط و فقط به چیزی توجه کنید که گفته میشود. خطخطیکردن، بازی با کاغذهای جلوی دستتان، از پنجره بیرون را نگاهکردن، چککردن موبایل و کارهای از این دست را کنار بگذارید. این رفتارها علاوه بر اینکه در فرآیند ارتباط وقفه ایجاد میکند، حواس طرف مقابلتان را پرت کرده و این حس را به او منتقل میکند که از حرفهایش خسته شدهاید و به پیامی که سعی دارد به شما انتقال دهد، بیاعتنایید.
۳. همدلی کنید
بهتر است دیدگاه طرف مقابلتان را بفهمید و موضوع را از دریچهی نگاه او ببینید. پیشداوریها و دیدگاههایی را که از قبل ساختهاید کنار بگذارید و با ذهنیت باز و خالی وارد گفتوگو شوید تا بیشتر بتوانید با گوینده همدلی کنید.
چنانچه حرفی زده شد که خلاف نظر شما بود، اندکی به خودتان فرصت بدهید تا بتوانید به استدلال محکمی در جهت اثبات نظرتان دست پیدا کنید.
۴. صبور باشید
گاهی ممکن است طرف مقابلتان بین حرفهایش مکث کند، حتی شاید مکث او طولانی شود، اما مکثکردن همیشه به این معنی نیست که حرف گوینده تمام شده است. پس صبور باشید و اجازه دهید که طرف مقابل با زمانبندی خودش پیش برود. بعضی از افراد به فرصت بیشتری نیاز دارند برای اینکه تصمیم بگیرند چه بگویند و چطور بگویند. بنابراین هر وقت کسی مکث کرد، فوری رشتهی کلام را به دست نگیرید و سعی نکنید جملهاش را با کلمات خودتان تمام کنید. مخصوصاً در مورد کودکان که بسیاری اوقات به دلیل ضعف زبان و محدودبودن دایرهی واژگان و قدرت تفکرشان که هنوز کامل نشده، نمیتوانند پیوسته و منسجم حرف بزنند.
تکتک این اصول را در گفتوگوهای روزمرهتان تمرین کنید. خوب گوشدادن مهارتی نیست که بتوانید یکشبه بر آن مسلط شوید، چرا که برای ترک عادتهای قدیمی به زمان نیاز دارید. پس صبور باشید و برای تبدیلشدن به شنوندهی سراپا گوش حسابی روی خودتان کار کنید.
گام دوم این است که با پرسشهای ساده بتوانیم فرزندمان را به خوب گوشکردن تشویق کنیم. در گفتوگوهای سادهی روزمره، میتوانید از این پرسشها استفاده کنید، ولی در همهی موارد به لحن و زبان بدن خود توجه کنید که آرام و بسیار مثبت باشد.
- به حرفهای من خوب گوش دادی؟ میتوانی حرفم را تکرار کنی؟
- به نظر تو من گفتم که ...؟
- اگر بخواهی حرف برادرت را جور دیگری بگویی، چه میگویی؟
- تو فکر میکنی پدرت هم همین حرف تو را زده است؟
مهارت خوب گوش دادن یکی دیگر از راههای آموزش تفکر انتقادی است که پدرومادرها برای پرورش تفکر انتقادی به کودکان باید به آن اهمیت دهند.
