رمزگشایی از علت ناسازگای کودکان در اتومبیل
اتومبیل مهمترین وسیلهی حملونقل خانوادهها و یکی از موقعیتهای پرتکرار مواجههی پدرومادر و فرزندان است. بیشتر پدرومادرها، خصوصاً آنها که بیش از یک فرزند دارند، با مشکلات رفتاری، ناسازگاریها، جروبحثها و کشمکشهای بین فرزندان در اتومبیل آشنا هستند. بسیاری از پدرومادرها حتی حاضرند به سفر جادهای نروند تا با این چالش عمیق روبهرو نشوند. خیلی از آنها دربارهی وقتهایی که به همراه فرزندانشان سوار ماشین میشوند، احساس درماندگی میکنند.
در این نوشتار، به راهحلهایی برای این مشکل رایج میپردازیم.
شکایت پدرومادرها از ماشینسواری با فرزندان
- یعنی ممکن است یکروز با بچههایی سوار ماشین بشویم که کمربند ایمنی خود را بستهاند، با هم دعوا نمیکنند و دم گوش ما حرف نمیزنند یا آدامس نمیجوند؟ من بهسختی میتوانم تحمل کنم که با فرزندان و دوستانم سوار ماشین شوم.
- من و همسرم برای سفر با ماشین برنامهریزی نمیکنیم، چون تحمل کشمکشها و ناسازگاریهای پسرهایمان را نداریم. آنها تمام مسیر با هم درگیرند و دائم از هم شکایت دارند.
- دختر من قبول نمیکند داخل صندلی مخصوصش بنشیند. چندبار سر این موضوع او را تنبیه کردیم، اما اثری نداشت. حتی تهدیدش کردیم که اگر داخل صندلی خودش ننشیند، برمیگردیم خانه، اما او باز هم بین دو صندلی جلو میایستد. واقعاً نمیدانم چه کارش کنم.
- من بارها با بچهها قرار گذاشتم که اگر در ماشین آرام نگیرند، به جایی که میخواستیم برویم، نخواهیم رفت. یک بار هم واقعاً این کار را کردیم، اما این هم نتوانست آنها را آرام نگه دارد. از طرفی نمیتوانم همهی برنامهها و سفرها را کنسل کنم چون آنها حرف مرا گوش نمیدهند. چطور باید جلوی این رفتار آنها را بگیرم؟
- سوارشدن به ماشین انگار موتور ناسازگاری دختر و پسر من را روشن میکند. فقط چند ثانیه بعد از شروع حرکت، صدای جیغی از عقب ماشین میشنویم. چندبار پیش آمد که من از پشت فرمان سعی کردهام در صندلی عقب بین بچهها فاصله بیندازم و نزدیک بود تصادف کنم.
- گاهی با همسرم تصمیم میگیریم خودمان را بزنیم به ناشنوایی! اما تحمل ما هم حدی دارد و شدت بدرفتاری آنها از تحمل ما بیشتر است! با ماشین رفتن ما به هرجایی، به مسئلهای بزرگ و تنش بین ما و بچهها تبدیل میشود.»
مشکل رایج کنترل کودکان در اتومبیل
فقط شما نیستید که چنین موقعیتی را تجربه کردهاید. این مشکل مشترک پدرومادرها و فرزندانشان است. حتی ممکن است خطرناک باشد. هیچ کسی نمیداند که چه تعداد تصادف به دلیل نزاع کودکان یا والدینی که در حال رانندگی تلاش میکنند تا کودکان خود را که در صندلی عقب نشستهاند بزنند، روی داده است. از آنجایی که اتومبیل وسیلهی اصلی حملونقل خانوادههاست، مهم است که روشهایی برای بهبود این وضعیت بیابیم تا همه بتوانند در آن آرامش و امنیت داشته باشند.
چطور رفتار کودکان در ماشین را مدیریت کنیم؟
١. قبل از آمادگی کامل همهی مسافران، استارت نزنیم!
تا وقتی همه کمربندهای ایمنی خود را نبستهاند، ماشین را روشن نکنیم. هر کودک به یک صندلی و یک کمربند ایمنی نیاز دارد تا سفر بیخطر و جای امنی داشته باشد. بچهها میدانند که چه زمانی ما در گفتههایمان جدی هستیم و چه وقت میتوانند ما را به انجام خواستههای خود وادار کنند.
٢. به آنچه میگوییم پایبند باشیم
دربارهی آنچه انجام خواهیم داد تصمیم بگیریم. به بچهها بگوییم که ما چه وقتهایی احساس میکنیم رانندگی به دلیل سروصدای بیش از اندازهی آنها ایمن نیست و اینکه در چنین وضعیتی ماشین را نگه خواهیم داشت تا همهچیز آرام بگیرد. این گفتوگو باید زمانی شکل بگیرد که داخل اتومبیل نیستیم. اگر بچهها باز هم وقتی سوار ماشین شدند شروع کردند به جیغ و داد یا دعوا، واقعاً ماشین را نگه داریم و بدون گفتن کلمهای، صبر کنیم تا آرام شوند. این کار را هر چندبار که لازم بود انجام دهیم تا وقتی بچهها یاد بگیرند که ما به آنچه میگوییم پایبندیم.
٣. آموزش دهیم و حرف نزنیم
اگر هنگام رانندگی با فرزندانمان مشکل داریم، بهتر است زمان زیادی را برای رسیدن به مقصدمان صرف کنیم تا بتوانیم برای آموزش آنها وقت بگذاریم. اگر بچهها کمربندهایشان را باز کردند، ماشین را در اولین نقطهی ممكن متوقف کنیم و منتظر شویم تا دوباره کمربندهایشان را ببندند. بهترین کار این است که چیزی نگوییم. وقتی که آنها از قبل از قوانین آگاه شدهاند، نامحترمانه است که فکر کنیم باز هم به تذکر نیاز دارند. رفتارها از کلمات گویاترند.
چطور میتوانیم از مشکلات داخل ماشین جلوگیری کنیم؟
۱. گفتوگو و مشارکت کنیم
زمانی که سوار ماشین نیستیم از بچهها بخواهیم نظرشان را بگویند که چه چیزهایی سفر را برایشان راحتتر و سرگرمکنندهتر میکند. سپس بگذاریم آنها دربارهی قوانینی که به ایمنی بیشتر کمک میکند گفتوگو کنند. بچهها زمانی بهتر همکاری میکنند که خودشان در تعیین قوانین نقش داشته باشند.
٢. به بچهها وقت استراحت بدهیم
اگر قصد داریم به مسافرتی طولانی برویم، بین راه چند بار توقف کنیم تا بچهها بتوانند بیرون بروند، در اطراف گردش کنند و خستگی ناشی از نشستن در ماشین را در کنند. استفاده از «ساعت» میتواند مفید باشد، چون بچهها میتوانند ببینند که تا توقف بعدی چقدر مانده است. یادمان باشد مسافرت ماشینی با حضور بچهها قطعاً با سفر ماشینی همراه بزرگسالان تفاوت دارد. بچهها در سفرهای طولانی با ماشین تحمل کمتری دارند و به استراحت و توقفهای بیشتری نیاز دارند. پس اگر با گروهی از آشنایان سفر میکنیم که بچه ندارند، انتظار این که بتوانیم به همراه فرزندانمان با برنامهی همسفرانمان هماهنگ شویم، انتظاری غیرواقعی است که به احتمال زیاد میان ما و فرزندانمان تنش ایجاد خواهد کرد.
٣. سرگرمیهای ماشینی در نظر بگیریم
اگر قصد داریم به مسافرتی طولانی برویم، از بچهها بخواهیم اسباببازیها و کتابهایشان را بیاورند تا در راه سرگرم شوند. بعضی از خانوادهها جعبهها یا کولههای مخصوص اسباببازی دارند که برای استفاده در ماشین مناسب است.
مهم است که وقتی سفرمان طولانی است و قرار است چند ساعت را در ماشین سپری کنیم، از قبل برای سرگرمی بچهها فکری کرده باشیم. آمادهکردن چند کتاب صوتی (پادکست قصهگویی)، بازیهای شفاهی مثل کلمهبازی یا بیستسؤالی، مشاعره یا مسابقههای جالب خانوادگی مثل هر کس زودتر بخندد... از جمله فعالیتهایی هستند که از بروز بسیاری از چالشها در اتومبیل پیشگیری میکنند.
۴. چه کسی جلو بنشیند؟
اگر بچهها بر سر اینکه چه کسی صندلی جلو بنشیند دعوا میکنند - و کدام بچه است که بر سر آن دعوا نکند؟ - اجازه دهیم به نوبت این کار را بکنند. به آنها بگوییم هر وقت برای این کار برنامهریزی کردند، به ما خبر دهند. لزومی ندارد که ما برای آنها برنامهریزی کنیم، آنها خودشان این کار را خواهند کرد. اگر دوباره شروع به دعوا کردند، باید در صندلی عقب بمانند تا وقتی آماده باشند.
بچهها در این رابطه چه مهارتهایی میتوانند یاد بگیرند؟
بچهها یاد میگیرند که اتومبیل جایی نیست که داخل آن زیاد حرکت کنند یا موقعیتهای ناایمن ایجاد کنند و میتوانند برای کمک به امنیت خانواده همکاری کنند. آنها میتوانند بیاموزند که پدرومادرشان به گفتههای خود پایبندند و هدف خود را محترمانه اما با جدیت پیگیری میکنند. آنها همچنین میتوانند بفهمند که پدرومادرشان به نیازهای آنان نیز توجه دارند و این عین مهربانی است.
البته حواسمان باشد که:
۱.برای آموزش فرزندانمان وقت بگذاریم. اگر قرار است مسیری طولانی را طی کنیم، دستکم ده دقیقه زودتر راه بیفتیم که بتوانیم هرچند بار که خواستیم در مسیر توقف کنیم و حتی بتوانیم کتاب بخوانیم که فرزندانمان بدانند ما به گفتههای خودمان پایبندیم و قوانین را اجرا میکنیم.
۲. همه باید کمربند ایمنی ببندند. لزومی به گفتن آن نیست که بچهها از رفتار ما میآموزند، پس اول باید خودمان کمربند ایمنی خود را ببندیم.
رفتار متفاوت دو خانواده در دو اتومبیل
خانوادهی جونز بسیار هیجانزدهاند. آنها بهتازگی برنامهریزی کردهاند که یک روز را کنار دریا بگذرانند. جیسون هفتساله و جنی پنجساله است و هر دو قول دادهاند که با هم دعوا نکنند. مادرشان به آنها اخطار داده: «اگر دعوا کنید، دور میزنیم و برمیگردیم.»
خانوادهی جونز هنوز سه کیلومتر دور نشدهاند که از صندلی عقب فریادی شنیده میشود: «جیسون من را زد!» خانم جونز میگوید: «دربارهی دعوا به شما چه گفته بودم؟» جیسون از خود دفاع میکند: «خب او به من دست زد.» خانم جونز تهدید میکند: «بهتر است تمامش کنید وگرنه برمیگردیم خانه.» بچهها یکصدا فریاد میزنند: «نه! ما ساکت میشویم.» و آنها برای حدود ده دقیقه ساکت میمانند.
بعد فریاد دیگری شنیده میشود: «او مداد قرمز من را گرفت.» جیسون در پاسخ میگوید: «او مداد را به من نمیدهد، نوبت من است.» خانم جونز میگوید: «میخواهید دور بزنیم و به خانه برگردیم؟»
- «نه. ما بچههای خوبی میشویم.» و داستان به همین ترتیب ادامه مییابد.
در تمام طول مسیر جیسون و جنی دعوا میکنند و خانم و آقای جونز آنها را تهدید میکنند. در پایان روز، خانم و آقای جونز عصبانیاند و به بچهها میگویند که دیگر هیچوقت آنها را جایی نخواهند برد. جیسون و جنی از اینکه پدرومادرشان را ناراحت کردهاند احساس بدی دارند. آنها کمکم باور میکنند که واقعاً بچههای بدی هستند.
حال به خانوادهی اسمیت نگاهی بیندازیم:
آنها طی نشست خانوادگی هفتگی برنامهریزی کردهاند که به باغوحش بروند. بخشی از برنامه شامل گفتوگو دربارهی حدومرزها و پیامدهای آن میشود. خانم و آقای اسمیت به سوزان و سام گفتهاند که وقتی آنها با هم دعوا میکنند، چقدر ناراحت میشوند. بچهها قول میدهند که دعوا نکنند. آقای اسمیت میگوید: «من از شما متشکرم و فکر میکنم بهتر است با هم تصمیم بگیریم که اگر قولتان را فراموش کردید، چه کار کنیم.»
بچهها اصرار میکنند که دعوا نخواهند کرد، اما آقای اسمیت میگوید: «خب به نظر شما چطور است که اگر قولتان را فراموش کردید، اتومبیل را متوقف کنیم؟ رانندگی موقعی که شما در حال دعوا هستید امنیت ندارد، به همین دلیل بلافاصله کنار جاده نگه میداریم و منتظر میمانیم تا شما ساکت شوید. شما میتوانید هر وقت آرام شدید و آماده بودید، به ما بگویید تا دوباره راه بیفتیم. نظرتان در مورد این راهحل چیست؟»
بچهها هر دو با اشتیاق موافقت میکنند. آنها هم مثل همهی بچهها مدت زیادی طول نمیکشد که قولشان را فراموش میکنند و دعوا آغاز میشود. خانم اسمیت به سرعت و با احتیاط در کنار جاده توقف میکند. سپس او و آقای اسمیت کتابهایشان را بر میدارند و شروع میکنند به مطالعه. هر کدام از بچهها دیگری را سرزنش و خود را تبرئه میکند. پدرومادر آنها را نادیده میگیرند و به خواندن ادامه میدهند. زیاد طول نمیکشد که آنها میفهمند پدرومادرشان در تصمیم خود جدی هستند. سوزان میگوید: «خیلی خب، ما آمادهایم که راه بیفتیم.»
آقای اسمیت میگوید: «ما صبر میکنیم تا هر دوی شما آماده باشید. سام میگوید: «ولی او من را زد.» مادر و پدر به مطالعه ادامه میدهند. سوزان سام را میزند و به او میگوید: «بگو آمادهایم.» سام فریاد میکشد: «او دوباره من را زد.»
پدر و مادر هیچ حرفی نمیزنند و به خواندن کتاب ادامه میدهند. سوزان نتیجه میگیرد که زدن سام کمکی نخواهد کرد، برای همین سعی میکند با دلیل او را قانع کند. «اگر نگویی آمادهای تا ابد مجبوریم همینجا بنشینیم.»
سوزان رفتار راهنمایانه والدینش را دنبال میکند و تغییر رویه میدهد. حدود سه دقیقه طول میکشد که سام بگوید: «من آمادهام که راه بیفتیم.»
مادر میگوید: «از همکاریتان ممنونم.»
سی دقیقه بعد نزاع دیگری سر میگیرد. مادر شروع میکند ماشین را به کنار جاده بکشد که هر دوی بچهها با هم فریاد میزنند: «تمام شد. ما آمادهی رفتنیم.»
تا پایان روز، دعوای دیگری درنمیگیرد و خانوادهی اسمیت از یک روز فوقالعاده در باغوحش لذت میبرند. خانم و آقای اسمیت به جای دعوا و حرفزدن، با قاطعیت و مهربانی گفتههای خود را پیگیری و به آن عمل کردند. اگرچه قدری طول کشید تا بچهها آن را دریابند، اما وقتی دریافتند، اثر آن تا مدت طولانی باقی ماند. از آنجایی که اقتضای سن بچههاست، فقط یک بار دیگر آن را امتحان کردند و وقتی دیدند پدرومادر به حرفشان عمل میکنند، فهمیدند که آنها جدی هستند. آنها احساس نکردند بچههای بدی هستند و آنقدر زرنگ بودند که راهحل مشکل و این نکته را که همکاری مؤثرترین جایگزین است، درک کردند. مهربانی و قاطعیت عناصر کلیدی پیگیری مؤثرند.
شما چطور توانستهاید مشکلات ناسازگاری کودکان در اتومبیل را حل کنید؟ زیر همین مقاله نظرات و پیشنهادات خودتان را برای دانابن بنویسید.
منبع: کتاب انضباط مؤثر و کتاب تربیت سالم در خانه
به این مطلب چه امتیازی میدهید؟
نظرات
کاربر ناشناس :
من همیشه خودمم به بچه هام میگم که به نوبتی جلو تو ماشین بشینن اما باز هم دعوا میکنن؟ به نظر شما این دعوا بچه ها تا چه سنی ادامه داره؟؟؟ 🤷♂️
