علت دروغگویی کودکان
دروغگویی و داستانپردازیهای کودکانهی بچهها گاهی به مسئلهای پرتکرار و آزاردهنده تبدیل میشود. بسیاری از پدرومادرها نمیدانند که در برابر دروغگوییهای فرزندشان چه واکنشی نشان دهند و چگونه مداخلهی درست و مؤثری داشته باشند.
در این نوشتار، سعی کردهایم به موضوع دروغگویی کودکان بپردازیم و برخی از مداخلههای تربیتی درست در مواجهه با این کودکان را مرور کنیم.
مشکلات مشابه پدرومادرها دربارهی بچههایی که دروغ میگویند
- نمیدانم چطور فرزندم را وادار کنم که دیگر دروغ نگوید. ما خیلی تلاش کردهایم که معیارهای اخلاقی را به او آموزش دهیم، اما فایدهای نداشته. من واقعاً نگرانم.
- پسر هشتسالهی من به دروغگویی عادت کرده. از همه بدتر این است که برای موضوعات بیارزش دروغ میگوید؛ موضوعاتی که هیچ نفعی برایش ندارد. نمیفهمم با این دروغها دنبال چه میگردد؟
- از دروغگوییهای دخترم خجالت میکشم. همیشه در حال تعریفکردن داستانهای خیالی و سرهمکردن روایتهای دروغ دربارهی مسائل خانوادگی و اتفاقهایی است که در مدرسه میافتد. دیگر همهی فامیل میدانند که حرفهای او واقعیت ندارد. به خالیبندی معروف شده و این خیلی بد است. خیلی با او صحبت کردهام اما بیفایده بوده. علت این دروغها را نمیفهمم.
واقعیتهایی دربارهی دروغگویی کودکان
ما بسیار گشتهایم و حتی یک بزرگسال پیدا نکردهایم که در کودکی هیچ دروغی نگفته باشد. در حقیقت ما حتی نتوانستیم بزرگسالان زیادی را بیابیم که در حال حاضر نیز دروغ نگویند!
عجیب نیست پدرومادر آشفته باشند از اینکه فرزندشان نمیتواند به فضیلتی دست پیدا کند که خود بر آن مسلط نیستند؟ ما این نکته را برای موجه جلوهدادن دروغگویی مطرح نمیکنیم، اما میخواهیم یادآور شویم کودکانی که دروغ میگویند، دچار نقص یا کمبود نیستند و رفتارشان غیراخلاقی نیست. ما باید پیش از آنکه به بچهها کمک کنیم که از دروغگویی دست بردارند، با تمام دلایلِ دروغگویی آنان مقابله کنیم. معمولاً کودکان به دلایل مشابه بزرگسالان دروغ میگویند؛ احساس میکنند گرفتار شدهاند، از تنبیه یا طردشدگی میترسند، احساس تهدید میکنند یا صرفاً فکر میکنند دروغگویی موجب تسهیل کارها خواهد شد.
راهکارهای درمانی برای جلوگیری از دروغگویی کودکان
١. مچگیری نکنیم
از سؤالکردن برای گیرانداختن فرزندمان خودداری کنیم. پرسشهایی که هدفشان مچگیری است، دروغگویی را تقویت میکنند. اینها پرسشهایی هستند که ما پاسخ آنها را از قبل میدانیم. پس بهتر است به جای اینکه بپرسیم: «اتاقت را تمیز کردهای؟» بگوییم: «متوجه شدم که اتاقت را تمیز نکردهای، چه برنامهای برای تمیزکردن آن داری؟» به مقاله اتاق نامرتب کودکان مراجعه کنید.
۲. بگوییم که به چه فکر میکنیم
روش دیگر برای اینکه نشان دهیم متوجه دروغگویی شدهایم، بیان چیزی است که به آن فکر میکنیم: «قصهی خوبی به نظر میرسد. تو قوهی تخیل خوبی داری. بیشتر دربارهاش برایم حرف بزن.»
٣. بگوییم منتظریم که حقیقت را بشنویم
وقتی از فرزندمان دروغ میشنویم، همدلانه و صادقانه موضوع را با او مطرح کنیم و بگوییم که منتظر شنیدن حقیقتیم. آنها باید بدانند که ما دروغشان را باور نکردهایم. مثلاً بگوییم:
«به نظرم حقیقی نیامد. بیشتر ما وقتی احساس میکنیم گیر کردهایم یا تهدید شدهایم، حقیقت را نمیگوییم. چرا مدتی این کار را کنار نگذاریم؟ بعد اگر دوست داشتی بیا و برایم تعریف کن که چه اتفاقی برایت افتاده.»
۴. راهحلمدارانه برخورد کنیم
به جای سرزنشکردن، بر راهحلهای مشکلات تمرکز کنیم. به جای اینکه بپرسیم «کارهایت را انجام دادهای؟» بگوییم «کارهایت را از کجا باید شروع کنی؟»
۵. به مشکل اصلی توجه کنیم
بیایید فرض کنیم فرزندمان میگوید غذا نخورده است؛ در حالی که ما میدانیم خورده است.
ممکن است فکر کنیم که باید راهحلی برای دروغگویی او پیدا کنیم، اما درواقع باید به مشکل اصلی توجه کنیم، یعنی به این پرسش پاسخ دهیم که چه دلیلی میتواند داشته باشد که بگوید غذا نخورده است؟
- آیا هنوز گرسنه است؟ اگر هنوز گرسنه است، چه اهمیتی دارد که غذا خورده است یا نه؟ راهحلی برای رفع گرسنگیاش پیدا کنیم.
- آیا میخواهد جلب توجه کند؟ اگر اینطور است، با هم وقت بگذرانیم و نیاز او به توجه را رفع کنیم.
- آیا میخواهد داستان بسازد؟ اجازه دهیم داستانش را بگوید. مشخص کنیم که این داستان برای چیست: «قصهی خوبی به نظر میرسد، بیشتر برایم تعریف کن.»
۶. دروغ را نادیده بگیریم و به او چیزی یاد بدهیم
راه دیگر، نادیدهگرفتن «دروغ» و کمک به فرزندمان برای کشف مسئله و پیداکردن راهحل از طریق سؤالات «چه چيز» و «چگونه» است. اگر او میگوید در تمام طول روز چیزی نخورده، بپرسیم: «چه اتفاقی افتاد؟ چه چیزی باعث شد که نتوانی غذا بخوری؟ چه احساسی داری؟ چه چیزی از آن آموختی؟ برای حل مشکل چه نظری داری؟»
این پرسشها فقط زمانی میتوانند مؤثر باشند که ما حقیقتاً کنجکاو باشیم که دیدگاههای کودک را بدانیم. نباید این پرسشها را با این هدف به کار ببریم که مچ کودک را موقع دروغ گفتن بگیریم. همچنین نباید از این پرسشها به صورت استفهام انکاری استفاده کنیم. پرسشهایی مثل «بالاخره کِی میخوای یاد بگیری دروغ نگی؟» یا «باز دروغ گفتی؟» یا «دوباره چه خرابکاریای کردی؟» اصلاً سازنده نیستند. درست است که این جملهها پرسشیاند، اما درواقع پرسش نیستند، بلکه جملاتی هستند که بهطور غیرمستقیم این پیامها را به کودک منتقل میکنند که «تو هنوز یاد نگرفتهای دروغ نگویی!»، «تو داری دروغ میگویی!» و «تو خرابکاری و برای پوشاندن خرابکاریات دروغ میگویی!».
هر زمانی که فکر کردیم فرزندمان در حال داستانپردازی است، به راهکار 2 رجوع کنیم.
۷. اصرار نداشته باشیم که همهچیز را بدانیم
هنگامیکه فرزندمان نمیخواهد مشکلات خصوصی خود را با ما در میان بگذارد، به حق او احترام بگذاریم. اگر اصرار نداشته باشیم که همهچیز را بدانیم، فرزندمان مجبور نمیشود برای حفظ حریم خصوصیاش به دروغگفتن متوسل شود.
چگونه از دروغ گویی کودکان جلوگیری کنیم؟
1. اشتباه، افتضاح نیست! فرصت یادگیری است
به فرزندانمان کمک کنیم تا بیاموزند که اشتباهها فرصتی برای یادگیریاند. بهاینترتیب اگر اشتباه کنند، احساس نخواهند کرد که آدمهای بدی هستند و باید خطای خود را پنهان کنند.
۲. الگو باشیم
برای کودکان خود الگویی از راستگویی باشیم. زمانهایی را که گفتن حقیقت برای ما دشوار بوده اما تصمیم گرفتهایم تا پیامد آن را بپذیریم و حقیقت را بگوییم، با آنان در میان بگذاریم. حواسمان باشد که گفتوگویمان صادقانه باشد؛ نه چیزی شبیه سخنرانی.
٣. بیقید و شرط دوست داشته باشیم
به فرزندانمان نشان دهیم که آنها را بیقیدوشرط دوست داریم. بسیاری از کودکان هنگامی دروغ میگویند که میترسند حقیقت موجب ناامیدی و دلسردی پدرومادرشان نسبت به آنها شود.
۴. از راستگویی فرزندانمان تقدیر کنیم
«از اینکه حقیقت را به من گفتی، متشکرم. میدانم که کار سختی بود. من تو را تحسین میکنم که پیامدهای کار خودت را میپذیری و میدانم که میتوانی از پس آنها برآیی و از آنها درس بگیری.»
۵. به استقلال و آزادی بچهها احترام بگذاریم
از تعیین تکلیف برای فرزندانمان دست برداریم. بسیاری از کودکان دروغ میگویند چون به این ترتیب میتوانند بفهمند چه کسی هستند و چه میخواهند. در عین حال بچهها تلاش میکنند وانمود کنند که در حال انجامدادن خواستههای پدرومادرشان هستند و آنها را با فریبدادن خشنود میکنند.
در نهایت با بهکاربردن این تکنیکها کودکان چه چیزهایی یاد میگیرند؟
کودکان یاد میگیرند که میتوانند حقیقت را با احساس امنیت در خانواده بیان کنند. حتی زمانی که آن را فراموش کنند، حقیقت با ملایمت و عشق به آنان یادآوری میشود. آنها درمییابند که پدرومادرشان به ترسها و باورهای نادرست آنان اهمیت میدهند و به آنان کمک خواهند کرد تا بر این ترسها و باورهای غلط غلبه کنند.
البته باید به این نکات مهم توجه کنیم که:
1. بیشتر ما برای محافظت از خود در برابر پذیرفتهنشدن یا تنبیه دروغ میگوییم. پدرومادرانی که تنبيه یا سرزنش میکنند، احتمال دروغگویی فرزندانشان را به عنوان یک فرآیند دفاعی افزایش میدهند. تمام پیشنهادها با هدف ایجاد محیطی به دور از تهدید مطرح شد که در آن کودکان با احساس امنیت بتوانند حقیقت را بیان کنند.
2. بسیاری از کودکان برای محافظت از خودشان در مقابل قضاوت و انتقاد دروغ میگویند، چون وقتی بزرگترها میگویند آنها بد هستند، بچهها باور میکنند و طبیعی است که دوست داشته باشند از چنین رنجی دوری کنند.
3. به خاطر داشته باشیم آنچه فرزندمان امروز هست، همان چیزی نیست که همیشه خواهد بود. اگر فرزندمان دروغ میگوید، به او برچسب دروغگو نزنیم و واکنش بیش از اندازه نشان ندهیم.
4. به جای رفتار مشکلآفرین، روی ایجاد صمیمیت و اعتماد در رابطه تمرکز کنیم. این کار سریعترین روش برای کاهش رفتارهای پذیرفتهنشدهی آنهاست.
برخورد غافلگیرانه مادر میکا با داستانپردازیهای پسرش:
مادر میکا برای مقابله با داستانهایی که او سرهم میکرد، تصمیم گرفت روش جدیدی را امتحان کند. وقتی پسرش گفت: «من در راهِ رفتن به مدرسه یک فیل دیدم.» مادرش گفت: «وای! شاید همان فیلی بوده که من در خواربارفروشی دیدم؟ فیلی که تو دیدی چه رنگی بود؟» میکا گفت: «سبز.» مادرش گفت: «نه، فیل من آبی و صورتی بود.»
میکا با تعجب به مادرش نگاه کرد و گفت: «فکر میکنم بهتر است به اتاقم بروم و بازی کنم. بعداً میبینمت.» میکا به طرف اتاقش دوید و مادرش لبخند زد.
فرزند شما بیشتر در چه موقعیتهایی دروغ میگوید؟ نظرات و تجربههایتان را زیر همین مقاله برای دانابن بنویسید.
منبع: کتاب انضباط مؤثر و کتاب تربیت سالم در خانه
به این مطلب چه امتیازی میدهید؟
ارسال نظر
علت دروغگویی کودکان
