در حال بارگذاری...

چرا باید به فکر پرورش خلاقیت فرزندم باشم؟

پرورش خلاقیت در کودکان- پرورش خلاقیت در دانش آموزان

این روزها هر کتابی را ورق می‌زنیم که درباره‌ی فرزندپروری نوشته شده یا به هر صفحه‌ا‌ی در فضای مجازی سر می‌زنیم که به مسائل تربیت فرزند پرداخته، بی‌شک به نکاتی درباره‌ی خلاقیت، لزوم آموزش خلاقیت به کودکان و انواع روش‌های تقویت آن برمی‌خوریم. 

گاهی حتی به بهانه‌ی افزایش خلاقیت فرزندمان پیشنهاداتی می‌شنویم که ترغیبمان می‌کند به هر نوع آزادی خارج از اصول تن دهیمِ؛ مثل حذف همه‌ی محدودیت‌ها و آزادگذاشتن بی‌اندازه‌ی کودک که هر کاری دوست دارد بکند؛ غافل از اینکه معنای خلاق‌بودن «هر چه دلم می‌خواهد» نیست. پس معنای واقعی خلاقیت یا آفرینندگی چیست؟

برای «آفرینندگی» تعریف واحدی به دست نیامده، ولی صاحب‌نظران با دیدگاه‌های متفاوت آن را به گونه‌های مختلف تعریف کرده‌اند. 

سانتروک آفرینندگی را این‌گونه تعریف کرده است: «توانایی اندیشیدن درباره‌ی امور به راه‌های تازه و  نامعمول و رسیدن به راه‌حل‌های منحصر‌به‌فرد برای مسائل». 

گاردنر افراد خلاق را کسانی می‌داند که در حل مسائل چیره‌دست‌اند، تولید هنری دارند یا پرسش‌های تازه طرح می‌کنند و اندیشه‌های آنان ابتدا نشدنی و نامعمول تلقی می‌شود، اما سرانجام پذیرفته می‌شود. 

به بیان ساده‌تر، خلاقانه‌اندیشیدن به این معناست که به روش‌های جدیدی برای حل مسائل فکر کنیم یا دانسته‌های خود را به گونه‌ای به کار ببریم که به حل مسائل بینجامد. 

تفکر خلاقانه انگیزه‌های ذاتی‌ کودکان را تحریک می‌کند و به آن‌ها کمک می‌کند تا پایان عمر یادگیرنده باشند. 

کودکان باید این فرصت را داشته باشند که با ایده‌های جدید به دنبال تجربیات و آزمایش‌های جدید بروند. بزرگترها نیز باید در این مسیر، کودکان را حمایت کنند و بر آن‌ها نظارت داشته باشند.

سیستم آموزشی سنتی، در شلوغی آموزش‌های رنگ‌به‌رنگ و نتیجه‌مدار، به دنبال آموزش مهارت‌های شناختی مانند اَشکال، رنگ‌ها، سوادآموزی و مهارت‌های عددی است. وقتی بیشترِ ساعت‌هایی که بچه‌ها در مدرسه‌اند، به آموزش چنین مهارت‌‌هایی اختصاص داده شود، دیگر برای کمک به شکوفایی تفکر خلاقانه فرصت چندانی باقی نمی‌ماند. درحالی‌که کمک به پرورش خلاقیت در کودکان، اشتیاق آن‌ها برای یادگیری را هم افزایش می‌دهد و توسعه‌ی فکری آن‌ها را نیز پشتیبانی می‌کند. 

باید همراه فرزندانمان باشیم تا بندهای بسته‌شده بر دستان خلاقیتشان را باز کنند، آزاد بیندیشند، گاهی زمین را قرمز بدانند و گاهی آسمان را سبز، گاهی فکر کنند اگر فیل بال داشت چه می شد و زمانی تصور کنند که آیا ممکن است مورچه شیر را شکست دهد؟

 فرزندان ما باید باور کنند که می‌توانند از مرزهای «باید»های فکری عبور کنند و حصارها را بشکنند و به گونه‌ای دیگر بیندیشند. 

آن‌ها باید از مسیرهای مشخص و از پیش تعیین‌شده خارج شوند تا یاد بگیرند برای ترسیم مسیر جدید باید ضمن پایبندی به بعضی اصول، آزادانه فکر کرد. باید آزادانه فکر کرد، اما به هدف نگاه کرد و همواره فرصت بازاندیشی را میسر دانست.

 خلاقیت میراث کودکی است که تا می‌آید بزرگ شود و جان بگیرد، به ضرب و زور اجبارهای آموزشی و تربیتی سرخورده می‌شود؛ آن‌قدر که دیگر جسارت رشد‌کردن ندارد که هیچ، در باید و نبایدهای روزمرگی‌ گم می‌شود، و وظیفه‌ی ماست که این میراث سازنده را حمایت کنیم و به فرزندانمان درست‌آموختن و درست تجربه‌کردن را آموزش دهیم.

 

 اندیشیدن خلاقانه‌ی فرزندم را  چگونه تقویت کنم؟

اغلب روان‌شناسان تربیتی و کارشناسان آموزشی معتقدند که توانایی فکرکردن به شیوه‌ی خلاقانه، آفرینندگی و شیوه‌های تفکر واگرا را می‌توان به افراد و به‌ویژه به کودکان و نوجوانان آموزش داد.

 اما چگونه؟ 

در این بخش از نوشتار، کلیاتی از اصول تقویت این توانمندی را مطرح کرده‌ایم: 

 

  • تجربه‌کردن را فقط به موقعیت‌های خاصی که خودتان می‌پسندید محدود نکنید.
  • به کارهای جدید و خیال‌پردازی‌های بدیع دانش‌آموزان واکنش و بازخورد مثبت نشان دهید. 
  • روش‌های معمول و متداول را تکرار نکنید و پرسش‌هایی را مطرح کنید که مشوق تفکر واگرا باشد. نوع پرسش‌های ما از بچه‌ها بر نحوه‌ی تفکر آن‌ها تأثیر فراوانی می‌گذارد. مثلاً مادر می‌تواند از فرزندش بپرسد «به نظر تو اگر نیروی جاذبه وجود نداشت، با چه مشکلاتی روبه‌رو می‌شدیم؟»
  • پرسش‌هایی را مطرح کنید که با «چرا» و «چگونه» آغاز می شود، نه با «کجا»، «چه کسی»، و «چه وقت». بهتر است پرسش‌هایمان پاسخ‌های متعدد داشته باشد. پرسش‌هایی که فقط یک جواب دارند، به تفکر همگرا منجر می‌شوند، اما پرسش‌هایی که یادگیرنده را به دادن پاسخ‌های متعدد برمی‌انگیزانند، مشوق تفکر واگرا و آفرینندگی هستند.

 

به تفاوت‌های فردی کودکان احترام بگذارید.

 وارد‌کردن کودکان به دنیای سیاه و پراضطراب مقایسه و چشم‌و‌هم‌چشمی و تبدیل آن‌ها به انسان‌هایی که فقط به دنبال رقابت‌اند، از ناخوشایندترین تجربه‌های دوران کودکی است که فرزندانمان تا پایان عمر با آن دست‌به‌گریبان می‌مانند. خشت اول چون نهد معمار کج، تا ثریا می‌رود دیوار کج.

هر کودکی استعداد خاص خودش و جوهره‌ی وجودی منحصربه‌فردی دارد که او را از سایر کودکان متمایز می‌کند. این وظیفه‌ی ما پدرومادرهاست که برای پرورش استعدادهای ویژه‌ی فرزندانمان بکوشیم.

 یافته‌های پژوهشی نشان داده‌اند که برخوردهای درست آموزگاران با کودکان در دوره‌ی نخست کودکی بر رشد استعدادهای خلاقانه‌ی آنان تأثیر فراوان دارد. 

آموزگارانی که دانش‌آموزان بیش از آموزگاران دیگر دوستشان دارند و به آن‌ها احترام می‌گذارند، آموزگارانی‌اند که به دانش‌آموزانشان این امکان را می‌دهند که متناسب با توانایی‌هایشان پیش بروند، و دانش‌آموزان را به تفکر وامی‌دارند و به آن‌ها این فرصت را می‌دهند که در رابطه با موضوع‌های دلخواهشان فعالیت کنند. 

از پرسش‌های عجیب و اندیشه‌های نامعمول و بدیع فرزندتان نهراسید.

پرسش‌ها و اندیشه‌های نامعمول و تازه‌ی فرزندتان را قدر بدانید. او را تشویق کنید تا پرسش‌های گوناگون مطرح کند و فراتر از اطلاعات و دانش معمول فکر کند و راه‌های جدید و متفاوتی برای حل مسائل پیشنهاد دهد.

 زمانی که فرزندتان پرسش جدیدی مطرح می‌کند که از عهده‌ی پاسخ‌دادن به آن برنمی‌آیید، نترسید و به‌راحتی به او بگویید پاسخ را نمی‌دانید. بعد کمک کنید تا با همکاری هم جست‌وجو کرده و پاسخ را پیدا کنید. 

فرزندتان را تشویق کنید که اندیشه‌های اصیل و افکار بدیع خود را مطرح کند. با اظهار نظرهای غیرکلیشه‌ای و نامتداول و تازه‌ی بچه‌ها با خوشرویی و احترام برخورد کنید؛ حتی اگر فراتر از تصورات شماست یا آن‌ را نمی‌پسندید. 

در تفکر و رفتار خلاقانه الگوی فرزندتان باشید.

از خطوط محکم در آموزش یا افکار محدود‌کننده در تجربه‌های روزمره نترسید و با حفظ اصول، خلاقانه فکر و عمل کنید تا فرزندانتان خلاق‌بودن درست را از شما بیاموزند. 

در فرصت‌های روزانه و اتفاق‌های معمول به او بگویید: «بیا به یک راه تازه فکر کنیم.»، «بیا امروز سالاد جدید درست کنیم.»، «بیا این مشکل را با روش جدید حل کنیم.»

 از تجارب خود در این زمینه برای فرزندتان تعریف کنید. پژوهش‌های انجام‌شده نشان داده‌اند که روش آموزش از طریق سرمشق‌دهی یا الگودهی بیشتر از روش‌های مرسوم آموزشی به ایجاد رفتارهای خلاقانه در کودکان منجر می‌شود.

 به امید آنکه تلاش‌هایمان پنجره‌هایی تازه در مقابل دیدگان تفکر فرزندانمان بگشاید و دنیایشان را روشن‌تر از دنیای گذشتگان کند.



منبع: برگرفته از کتاب روان‌شناسی تربیتی نوین نوشته‌ی دکتر علی‌اکبر سیف.

 

به این مطلب چه امتیازی می‌دهید؟

ارسال نظر

محتوای مشابه

ما در مسیر لذت‌بخش تربیت فرزندانتان همراه شما هستیم.

نماد اعتماد الکترونیکی

حامیان:

sponsorLogo1
sponsorLogo2

راه‌های ارتباطی:

آدرس: میدان نوبنیاد، پاسداران جنوب، خیابان عابدینی ‌زاده، پلاک ۱۲، واحد ۳

تلفن: 02122797495

ایمیل: danabon.ir@gmail.com

FOOTER