خجالتکشیدن کودک؛ مسئله یا طبیعت دوران کودکی؟
گاهی پیش میآید که با فرزندتان وارد جمعی میشوید و او خودش را پشت شما قایم میکند، لباستان را میکشد یا گونههایش سرخوسفید میشود. در چنین مواقعی احتمالاً فکر میکنید فرزندتان خجالتی است و این موضوع ممکن است احساس ناخوشایندی را در شما به وجود آورد.
برخلاف باور جاری که به کودک برچسب خجالتی میزنند یا راهکارهایی برای درمان خجالتیبودن او مطرح میکنند، کورالی پرز ادگار، دستیار مدیر مؤسسهی پژوهشی علوم اجتماعی در دانشگاه ایالتی پن امریکا، معتقد است که: «خجالت در کودکان کاملاً طبیعی است و به دلیل ورود به یک فضای تازه اتفاق میافتد.»
علت خجالت کشیدن کودکان
در اینجا میتوانیم به «نیاز به امنیت» در فرآیندهای رشدی اشاره کنیم؛ نیازی که از ابتدای تولد یا به اعتقاد برخی پژوهشگرها از دوران جنینی تا بزرگسالی در تمام انسانها وجود دارد. نیاز به امنیت در همهی افراد ثابت است، اما شیوهی برآوردهکردن آن در هر بازهی سنی متفاوت است. کودکی که از دید دیگران خجالتی بهنظر میآید، در اصل به دلیل قرارگرفتن در محیط جدید و حضور در فضایی که برایش ناشناخته است، خودش را به پدر یا مادرش میچسباند و با دیگران ارتباط برقرار نمیکند. در چنین موقعیتی نیاز کودک به امنیت برآورده نشده، بنابراین واکنش او بسیار طبیعی است.
چگونه به خجالتکشیدن کودکان واکنش نشان دهیم؟
به فرزندتان برچسب «خجالتی» نزنید
برچسبها دردسرسازند. وقتی به فرزندتان برچسب خجالتی یا ترسو میزنید یا اجازه میدهید دیگران چنین بگویند، پایههای عزتنفس او شکننده میشود و احتمال اینکه تغییر کند، کاهش مییابد.
فرزند ما مثل هر انسانی شایستهی احترام است و برچسبزدن به او، این احترام را خدشهدار میکند. در واقع، این برچسبها چهارچوبی غیرواقعی برای کودک ایجاد میکنند که هویت خودش را با آنها بسنجد.
پدرومادر دریچهی نگاه کودک به دنیا و آیینهای هستند که کودک میتواند خودش را در آن ببیند. پس نوع نگاه پدرومادر به فرزندشان، تأثیر بسیاری بر خودانگاره یا Self-image و تصور او از خودش دارد.
در برابر برچسبزنی دیگران واکنش نشان دهید
تصور کنید در یک مهمانی، یکی از اقوام یا دوستانتان در حضور کودک و خطاب به شمایی که فرزندتان پشت سرتان قایم شده، میگوید: «وای! چقدر خجالتیه!» در این موقعیتها، در جایگاه کسی که فرزندتان خودش را از نگاه شما و با حرفهای شما میشناسد، لازم است در رد حرف دیگران واکنشی محترمانه نشان دهید؛ طوریکه فرزندتان گفتوگوی شما را بشنود.
برای این کار ضمن اینکه خیرخواهی آن فرد را به رسمیت میشناسید، برای حفظ سلامت روان فرزندتان، محترمانه و دوستانه به آن فرد بگویید که فرزندتان اصلاً خجالتی نیست و فقط به کمی فرصت نیاز دارد تا در محیط جدید، احساس راحتی و امنیت کند.
به این سؤال فکر کنید: چرا اهمیت دارد که فرزندتان خجالتی نباشد؟
عوامل جامعهشناختی مثل فرهنگ کشوری که در آن زندگی میکنیم یا گفتوگوهایی که از اطرافیانمان میشنویم، این باور را در ما به وجود آورده که خجالتکشیدن و آرامبودن کودک چندان خوب نیست و برای پیشرفت و نزدیکشدن به ایدهئالهای ساختگی، لازم است حتماً معاشرتهای متعدد داشته باشد. به همین دلیل تصور میکنیم فرزندمان نباید خجالت بکشد و اگر خجالت میکشد باید به دنبال راهی برای از بینبردن آن باشیم، درحالیکه خجالتکشیدن کودک ممکن است به عوامل مختلفی مثل نیاز او به امنیت، سرشت منحصربهفرد کودک و یادگیریهای او در طول زندگیاش ارتباط داشته باشد.
متخصصانی که دربارهی خجالتکشیدن مطالعه کردهاند میگویند بهتر است این احساس را «خوب یا بد» تصور نکنیم، بلکه فقط آن را روشی متفاوت برای زندگی در اجتماع تلقی کنیم.
خجالتکشیدن با مضطرببودن تفاوت دارد
کودکی که در موقعیتی قرار میگیرد و احساس خجالت را تجربه میکند، معمولاً بعد از مدتی، کمکم میتواند از پدرومادرش دور شود و با دیگران ارتباط برقرار کند، اما گاهی کودک گوشهگیری طولانیمدتی را به گونهای تجربه میکند که در روابطش با همسالان یا مسئولان مدرسه اختلال ایجاد میشود و این مسئله جزو ویژگیهای طبیعی و فردی او نیست. البته باز هم جای نگرانی نیست و فقط بهتر است پدرومادر آن را با روانشناس کودک در میان بگذارند.
با فرزندتان دربارهی احساسش گفتوگو کنید
بعد از عبور از موقعیتی که باعث خجالتکشیدن فرزندتان شده بود، در خلوت، با او دربارهی نوع نگاهش و احساسی که در آن موقعیت تجربه کرده حرف بزنید. مشاهدات خود را بدون جهتگیری و برچسبزدن به فرزندتان بگویید. مثلاً بگویید: «وقتی وارد جمع شدیم و من سلام کردم، پشت من قایم شدی و گونههات سرخ شد. دوست داری بگی چه احساسی داشتی؟»
لازمهی این گفتوگو، آگاهی فرزندتان از هیجانات و احساساتش است که به زمان و آموزشهای شما در جایگاه پدرومادر نیاز دارد. برای مطالعه بیشتر حتما این مقاله "چگونه احساسات فرزندمان را درک کنیم؟" را بخوانید.
خجالتکشیدن نباید مانع رشد مهارتهای اجتماعی شود
همانطور که گفتیم، کودک برای کشف محیط ناآشنا و سازگاری با آن و رسیدن به احساس امنیت و آرامش به فرصت نیاز دارد. وظیفهی شما در جایگاه پدرومادر این است که کنار فرزندتان باشید تا مهارتهای اجتماعی و دوست یابی را یاد بگیرد. بستری را فراهم کنید تا نیازهای فرزندتان برآورده شود و با صبوری و همدلی با او همراه شوید. بهطور مثال اگر میدانید برای فرزندتان سخت است به جمعی وارد شود که پانزده بچه حضور دارند، از محیطی دوستانه با حضور چهار-پنج بچه شروع کنید تا او بتواند آرامآرام مهارتهای اجتماعیاش را افزایش دهد. نیازی نیست با همهی بچهها دوست شود، همین که از شما دورتر شود و در جمع آنان قرار بگیرد، برای شروع کافی است.
فرزندتان را به برقراری ارتباط مجبور نکنید
گاهی پدرومادر به این علت که لازم است فرزندشان معاشرت و آداب اجتماعی را یاد بگیرد، او را مجبور میکنند به هر طریقی که شده به دیگران سلام کند، خجالت نکشد و به آغوش اقوام و آشنایان برود. این اجبارها کودک را اجتماعی بار نمیآورد. کودک بسیاری از آداب اخلاقی را با مشاهدهی اطراف و نگاه جستوجوگرش درک میکند و در وقت مناسب، آن را عملی میکند.
کلام آخر
خجالتکشیدن کودک طبیعی و ناشی از نیاز او به امنیت است و با صبوری و همدلی پدرومادر، خود کودک به گونهای هوشمندانه وارد اجتماع میشود و بعد از کشف پیرامونش، محیط را برای خودش امن میسازد و بهمرور با آن احساس راحتی میکند.
