مهارت خودآگاهی در نوجوانان
در این نوشتار قصد داریم شما را با برخی از روشهای آموزشی آشنا کنیم که به صورت فعالیتهای تعاملی و کاربردی میان شما و فرزندتان خواهند بود. ناگفته پیداست هر چه روابط پدرومادر با فرزندانشان صمیمانهتر و مؤثرتر باشد، این فعالیتها اثربخشی بیشتری بر فرزندان خواهد داشت و تأثیرپذیری فرزندان از این آموزشها افزایش خواهد یافت. در ادامه شما با نه راهکار برای تقویت مهارت خودآگاهی در نوجوانان آشنا خواهید شد.
۱.تابلوی چشمانداز بسازید.
این تابلو کلاژ یا چیدمانی از تصاویر یا کلماتی است که نماد آرزوهای بچهها هستند. اینها اغلب اهداف، امیدها و رؤیاهای آنها برای آینده را نشان میدهند.
از فرزندانتان بخواهید کلمات یا تصاویر را برش دهند و یا نقاشیهایی را به تابلو اضافه کنند تا بازتابی از اهداف و رؤیاهایشان باشد و کمک کند که از آنچه میخواهند در آینده به آن برسند، آگاهتر شوند.
۲. از فرزندانتان بخواهید به استعدادهای خود در زمینههای تحصیلی فکر کنند و بگویند که در هر زمینه چه تواناییهایی دارند و به خود از ۱ تا ۱۰ نمره بدهند. نمرهی بالاتر به معنای توانایی بیشتر در آن زمینه است:
- ریاضی
- نقاشی
- علوم
- تاریخ
- هنر
- ادبیات
- و ...
۳. فهرستی از ارزشها فراهم کنید و از بچهها بخواهید دور ارزشهایی خط بکشند که آنها را قبول دارند. برای مثال:
- کاری را بهتنهایی انجامدادن؛
- داشتن درآمد؛
- رعایت حقوق دیگران؛
- مشهورشدن؛
- پیروی از مُد؛
- داشتن ارتباطات دوستانه با دیگران؛
- زندگی مطابق با ارزشهای مذهبی و....
از فرزندتان بخواهید ارزشهای خود را بازنگری کند و اگر لازم دید، به تغییرِ بعضی از آنها فکر کند. همچنین میتواند ارزشهای دیگری را که میپسندد به این فهرست اضافه کند.
به کمک این فعالیت بهمرور به بچهها کمک میکنید که ارزشهای خود را بشناسند و اهمیت هر کدام را دریابند. شاید بد نباشد برای شناخت باورها و ارزش ها به این مقاله هم سری بزنید.
۴. از بچهها بخواهید نقاط قوت و ضعف خود را فهرست یا ترسیم کنند، و یا دربارهی آنها حرف بزنند.
۵. همهی ما برای اینکه خودمان را بهتر بشناسیم و بفهمیم چه کسی هستیم، نیاز داریم که به فعالیتها و تجربههای جدید دسترسی داشته باشیم. این امر به ویژه برای کودکان و نوجوانان بسیار مهم است. بچهها میتوانند ورزشهای مختلف مانند تنیس، شنا و والیبال را امتحان کنند و یادگیری مهارتهای جدیدی مانند نواختن ساز یا کارهای دستی را تجربه کنند.
پس از اینکه فرزندانتان دورهای از یک فعالیت ورزشی، فنی، علمی یا هنری را گذراندند، از آنها بخواهید دربارهی آنچه دوست داشتند یا دوست نداشتند حرف بزنند و بگویند در آینده دوباره آن فعالیت را انجام خواهند داد یا نه. کودکان و نوجوانان در بیشتر مواقع این فعالیتها را سرگرمکننده میبینند، ولی شما درواقع به آنها کمک میکنید که مهارتهای خودآگاهی خود را تقویت کنند.
۶. پرسشهای شروعکنندهی بحث، راه بسیار خوبی برای ایجاد روابط است و در عین حال به کودکان و نوجوانان کمک میکند تا بیشتر خود را بشناسند.
چند نمونه از پرسشهای شروعکننده:
کدام سه کلمه بهتر شما را توصیف میکند؟
یک دوست خوب دربارهی شما چه میگوید؟
چه چیزی شما را منحصربهفرد میکند؟
۷. ذهنآگاهی را با فرزندتان تمرین کنید.
وقتی پدرومادر به فرزندان خود ذهنآگاهی را تمرین می کنند، به آنها کمک میکنند که به جنگجویانی آگاه تبدیل شوند. بنابراین با فرزند خود یاد بدهید نفس عمیق بکشد، مشاهده کند، گوش کند و تصمیم بگیرد و در طول مراقبه، کمی توقف کند و از خود بپرسد:
- هدفت چیست؟
- چه کارهایی میکنی که به آن برسی؟
- چه کاری انجام میدهی که مانع موفقیت توست؟
- چگونه میتوانی این فرایند را به سمت بهبود تغییر دهی؟
۸. بچهها را تشویق کنید که از دوستان معتمد خود بخواهند آنها را توصیف کنند و نقاط ضعف و قوتشان را بگویند. به فرزندانتان بگویید: «چگونه قرار است بفهمیم دیگران چطور دربارهی ما فکر میکنند؟ ما باید به بازخورد همسالان و مربیهای خود گوش دهیم و اجازه دهیم آنها نقش آینهی صادق را برای ما بازی کنند. به دوستانتان بگویید که به دنبال دریافت دیدگاه باز، انتقادی، واقعی و صادقانهی آنها هستید و وقتی خواستند نظرشان را بگویند، اجازه دهید احساس امنیت داشته باشند.»
دیدگاه باز یعنی دیدگاهی بدون قضاوت و بیطرفانه. دیدگاه انتقادی یعنی بیان نقاط ضعف و قوت در کنار هم و دیدگاه عینی یعنی بیان نظر با مثالهای واقعی، و دیدگاه صادقانه، همانطور که از نامش پیداست، یعنی بیان نظرِ واقعی بدون دروغ و تعارف.
۹. بچهها را هدایت کنید تا فرم مسئولیتها را پر کنند.
فرم مسئولیت شامل موارد زیر است:
من در زندگی چه مسئولیتهایی دارم؟
مسئولیت من در مقابل خودم، خانوادهام، فامیل و اقوام، انسان های دیگر، شهرم، کشورم و جهان چیست؟
خوراکیهای کلیدی
در دنیای دیجیتال امروز که بچهها بهطور گسترده از اینترنت استفاده میکنند، میتوانند اطلاعاتی را که به آن نیاز دارند بسیار سریعتر و راحتتر به دست آورند، اما در کشف و تقویت مهارتهای لازم برای زندگی واقعی شکست میخورند. به همین دلیل نقش ما پدرومادرها پررنگتر و بااهمیتتر خواهد بود، زیرا میتوانیم زمینهساز آموزش مجموعهای از مهارتهای زندگی به فرزندانمان باشیم و آنها را برای داشتن زندگی موفق و سالم در آینده آماده کنیم و همچنین توانایی آنها برای رویارویی با چالشها در بزرگسالی را تقویت کنیم. مهارتهای زندگی به فرزندانمان کمک میکند اعتمادبهنفس بیشتری داشته باشند و با تغییرات و فراز و نشیبهای مهم زندگی با موفقیت کنار بیایند.
