در حال بارگذاری...

موانع و عوامل موثر در رشد خودآگاهی

موانع و عوامل موثر در رشد خودآگاهی

روانشناسان معتقدند لازمه‌ی داشتن اعتماد‌به‌نفس «پذیرفتن» خود و «دوست‌داشتن» خود است. اگر ما بتوانیم نقاط قوت و ضعف خود را بپذیریم و خودمان را دوست داشته باشیم، سنگ بنای اعتماد‌به‌نفسمان را گذاشته‌ایم. علاوه بر این، توجه به این نکته ضروری است که اعتماد‌به‌نفس فطری نیست، یعنی با آن به دنیا نمی‌آییم. همچنین ناگهان و یکباره حاصل نمی‌شود، بلکه احساسی از توانمندی است که با فرآیندی منظم و مداوم پرورش می‌یابد. این فرایند مثل گلوله‌ی برفی است که در اثر غلتیدن بزرگ‌تر و بزرگ‌تر می‌شود. به نظر شما

  • چه عواملی به ما کمک می‌کند که خودمان را بهتر بشناسیم؟ 
  • پذیرش خود یعنی چه و چگونه به رشد خودآگاهی می‌انجامد؟
  • چگونه می‌توانیم خودمان را دوست داشته باشیم و روابطمان را بهبود ببخشیم؟

در این نوشتار قصد داریم به موانع و عوامل موثر در رشد خودآگاهی بپردازیم.

ا. پذیرش خود

 پذیرش خود به این معناست که نقاط قوت و ضعفمان را بپذیریم و خودمان را همان‌طور که هستیم دوست داشته باشیم. مسلم است که عوامل متعددی در چگونگی  پذیرفتن خود، به همان شکلی که هستیم، نقش دارند اما یکی از مهم‌ترین عوامل مؤثر در پذیرش خود، پذیرفتن اشتباه‌هایی است که از ما سر می‌زند. 

هیچ‌یک از ما نمی‌خواهیم مرتکب اشتباه شویم، اما اغلب اوقات از اشتباه‌های غیرعمدی خود ناراحت می‌شویم. چرا؟ چون جایی در درونمان، این توقع وجود دارد که نباید اشتباه کنیم. 

یک اشتباه شاید چیزی را به ما یاد ‌دهد که هرگز فراموش نکنیم و ممکن است دری را به روی ما بگشاید که اگر آن اشتباه رخ نمی‌داد، هرگز آن در دیده نمی‌شد. گاهی اوقات باید اجازه دهیم اشتباهات پشت سر گذاشته شوند.

برای پذیرفتن خود نه‌تنها باید اشتباه‌هایی را بپذیریم که در لحظه اتفاق می‌افتد، باید اشتباه‌های گذشته را هم بپذیریم و رها کنیم. 

اگر رهایی از خطاهای گذشته برایمان سخت است، فقط به این دلیل است که خود را نبخشیده‌ایم. یکی دیگر از عوامل مهم پذیرش خود بخشش خود است. بخشیدن خود و قبول اشتباه‌ها کلید کسب آرامش است. اگر خود را نبخشیم، نمی‌توانیم با آرامش و آزادی عمل کنیم. بزرگترین اشتباه ما فراموش‌نکردن خطاهای گذشته است.

 

۲.پذیرش دیگران

به گذشته برگردید و روابطتان با دیگران را مرور کنید. آیا برای انتخاب دوستان و همنشینان خود به دنبال افراد کاملاً مشابه خود می‌گردید؟ آیا انتظار دارید دیگران  به گونه‌ای که شما رفتار می‌کنید عمل کنند؟ و به گونه‌ای که شما صحبت می‌کنید صحبت کنند؟ این‌ها یعنی نپذیرفتن دیگران و به عبارت دیگر یعنی ناتوانی در پذیرش انسان‌ها به همان شکلی که هستند. مسلم است که نپذیرفتن دیگران برای خود فرد هم خسته‌کننده و طاقت فرساست. فردی که نمی‌تواند دیگران را بپذیرد، اغلب اوقات در روابط خود سرخورده می‌شود و همواره عصبی و ناراحت است. به‌راحتی از دیگران می‌رنجد و از دست آن‌ها عصبانی می‌شود؛ چه‌بسا اطرافیانش او را طرد کنند و این خود حلقه‌ی معیوبی را تشکیل می‌دهد که لحظه به لحظه از میزان اعتماد‌به‌نفس او کم می‌کند.

پذیرش دیگران به معنای پذیرفتن انسان‌هاست به همان شکلی که هستند؛ با تمام شباهت‌ها و تفاوت‌هایشان و با همه‌ی نقاط ضعف و قوتشان.

 پذیرش افراد یعنی احترام‌گذاشتن به تفاوت‌های فردی و زمانی می‌توانیم به این هدف برسیم که بتوانیم رفتارهای دیگران را بپذیریم؛ بدونِ اینکه بخواهیم آن‌ها را اصلاح کنیم.

 

 ما فقط به اندازه‌ای می‌توانیم نسبت به دیگران دلسوزی و تفاهم نشان دهیم که برای خودمان دلسوزی کنیم و با خودمان تفاهم داشته باشیم؛ البته به این معنا نیست که اگر هنوز خودمان را کامل نپذیرفته‌ایم، نمی‌توانیم در مسیر پذیرش دیگران حرکت کنیم بلکه می‌توانیم در این مسیر گام برداریم اما آگاه باشیم که پذیرش خود پیش‌شرط پذیرش دیگران است و روی هر دو مقوله همزمان کار کنیم.

3. پذیرفتن مسئولیت 

همه‌ی ما قدرت اراده و توان تصمیم‌گیری داریم. بهترین کسی که می‌تواند برای ما تصمیم بگیرد و انتخاب کند خود ما هستیم، اما بسیاری از افراد ترجیح می‌دهند دیگران به جای آن‌ها تصمیم بگیرند. اینان به هر شکلی تلاش می‌کنند از قبول مسئولیت در قبال خود و دیگران شانه خالی کنند، در‌حالی‌که یکی از بهترین راهکارها برای تقویت نیروی اراده و توان تصمیم‌گیری پذیرفتن مسئولیت است. با پذیرفتن مسئولیت گام بسیار مهمی در رشد اعتماد‌به‌نفس و رسیدن به خودآگاهی بیشتر برمی‌داریم. قبول مسئولیت و درگیرشدن با مسائل مربوط به آن باعث می‌شود به نقاط قوت و ضعف خود بیشتر پی ببریم. 

مسئولیت‌ها فرصت‌هایی هستند که نیروهای جسمی، روانی و اجتماعی ما را به چالش برمی‌انگیزد، قدرت خلاقه‌ی ما را به حرکت وامی‌دارد و به ما کمک می‌کند که خودباوری واقع‌بینانه‌تری داشته باشیم.

پذیرفتن مسئولیت گامی بزرگ در جهت رشد خودشکوفایی است. اما چه چیزی مانع از رشد خودآگاهی می‌شود؟

 

1. انتظار بیش از اندازه

مسلم است فردی که خود را همان‌طور که هست، با تمامی نقاط قوت و ضعفش، پذیرفته و دوست می‌دارد، واکنشی بسیار متفاوت با فردی خواهد داشت که از خودش انتظار بیش از اندازه دارد و خود را نپذیرفته و به دنبال تحقق‌بخشیدن به تصویر ایده‌آلی است که از خود دارد. احساس ارزش و اعتماد‌به‌نفسِ چنین فردی به همان خودِ ایده‌آلش وابسته است، و اولین نشانه‌ی توقعات نابجای این افراد، خودخواه‌بودن بیش از اندازه‌ی آن‌هاست.

نشانه‌ی دوم توقع نابجا این است که شخص می‌خواهد توقعاتش برآورده شود بدون آنکه خودش کوشش کند و قدمی بردارد. توقع دارد شغل و موقعیت بهتری پیدا کند و حقوق بیشتری بگیرد ولی برای رشد فردی و شایستگی بیشتر یک قدم برنمی‌دارد. چنین فردی اگر تنها شود و به همراهی کسی نیاز داشته باشد، خودش به دیگران نمی‌گوید و به سراغ کسی نمی‌رود بلکه انتظار دارد طرف مقابل این قدم‌ها را بردارد. 

 

2. کمال‌طلبی 

آیا احساس می‌کنید کارهایی که به اتمام رسانده‌اید به اندازه‌ی کافی خوب نیستند؟

آیا احساس می‌کنید کارها را باید صددرصد درست انجام دهید در غیر این صورت فردی متوسط و یا حتی بازنده‌اید؟

اگر چنین باشد، شما به جای حرکت در مسیر موفقیت سعی دارید کامل باشید. کمال‌طلبی به افکار و رفتارهای خود‌تخریب‌گرایانه اشاره می‌کند.

جامعه‌ی امروزی کمال‌طلبی را، به اشتباه، مطلوب و حتی لازمه‌ی موفقیت می‌داند. اگر کمال‌طلب باشید، احتمالاً برداشت شما در کودکی این بوده که دیگران فقط به میزانی به شما بها می‌دهند که در انجام کارها کارایی دارید. در نتیجه، به احتمال زیاد یاد گرفته‌اید فقط در صورتی به خود بها دهید که دیگران شما را بپذیرند یا به شما توجه کنند. بنابراین اعتماد‌به‌نفس شما بر اساس معیارهای خارجی پایه‌ریزی شده است. این ممکن است شما را نسبت به نظرها و انتقادات دیگران آسیب‌پذیر و به‌شدت حساس کند.

بعضی از احساس‌ها، افکار و باورهای منفی زیر احتمالاً با کمال‌گرایی ارتباط دارند:

 ترس از بازنده‌بودن، ترس از اشتباه‌کردن، ترس از نارضایتی دیگران، همه یا هیچ‌پنداری(امتناع از پذیرفتن هر آنچه کمتر از توقع باشد)، تأکید بسیار بر روی بایدها و اعتقاد به اینکه دیگران به‌آسانی به موفقیت می‌رسند.
 

3. غرور

شاید هر یک از ما تجربیاتی از این قبیل داشته باشیم که با وجود همه‌ی تلاش‌ها برای کامل‌بودن و رسیدن به ایده‌آل‌هایمان، آنچه را می‌خواسته‌ایم آن‌طور که باید به دست نیاورده‌ایم.

شاید برخی از ما با این‌که تصور می‌کنیم به کمال و عظمت رسیده‌ایم و خود را دارای قدرت‌های نامحدود می‌دانیم، هنوز احساس ارزشمند‌بودن نکنیم و نتوانیم به خود احترام بگذاریم.

مهم‌ترین دلیل این مسئله آن است که منشاء و مبداء اعتماد‌به‌نفس واقعی با غرور کاذب کاملاً تفاوت دارد. منشاء اعتماد‌به‌نفس که رشد خود واقعی است صفات، فضایل، شایستگی‌ها و استعداد‌های واقعی انسان است، در‌حالی‌که داشتن غرور از نتایج خود‌ایده‌آلی است و نامعقول و بی‌اساس و بی‌جهت است؛ یعنی یا بر مبنای صفات و شایستگی‌های غیرواقعی و تخیلی است یا اگر شخص واقعاً این صفات و شایستگی‌ها را داشته باشد، احساس غرورش بسیار مبالغه‌آمیز و بی‌تناسب با آن صفات و شایستگی‌هاست.

متأسفانه اعتماد‌به‌نفس و غرورهای ما به‌ظاهر شبیه یکدیگرند و گویا هیچ تفاوتی بین آن‌ها نیست، اما می‌توانیم بگوییم غرور احساس بدلی است که به شدت انسان را آسیب‌پذیر و مستعد رنجش‌های بیجا می‌کند.

 

تمرین‌هایی برای به‌دست‌آوردن خودآگاهی

فرصتی فراهم کنید و به خودتان فکر کنید و از خود بپرسید «من کیستم؟»

به این دو پرسش به‌طور شفاف پاسخ دهید که کدام ویژگی‌های خودتان را دوست دارید و کدام ویژگی‌هایتان را دوست ندارید و می‌خواهید تغییرشان دهید.

نقایص و معایب رفتاری و عاطفی خود را شناسایی و آن‌ها را رفع کنید.

به همه‌ی موجودات روی زمین عشق بورزید و از دشمنی و تنفر بپرهیزید که زیبایی‌ها را زشت می‌کند و انرژی انسان را کاهش می‌دهد. 

 

خوراکی‌های کلیدی 

بعضی از باورهای غلط را دور بیندازیم که از قبل در ذهن ما خانه کرده‌اند و مانع شناخت حقیقی خودمان می‌شوند.  پاسخ روشنی برای این پرسش بیابیم: «برای چه در این دنیاییم و هدف و محصول ما از زندگی چیست؟»

 

 

منبع: خودآگاهی، مؤلف نسرین امامی نایینی

به این مطلب چه امتیازی می‌دهید؟

ارسال نظر

محتوای مشابه

ما در مسیر لذت‌بخش تربیت فرزندانتان همراه شما هستیم.

نماد اعتماد الکترونیکی

حامیان:

sponsorLogo1
sponsorLogo2

راه‌های ارتباطی:

آدرس: میدان نوبنیاد، پاسداران جنوب، خیابان عابدینی ‌زاده، پلاک ۱۲، واحد ۳

تلفن: 02122797495

ایمیل: danabon.ir@gmail.com

FOOTER