گریه کردن کودکان
محمدعلی رفیقدوست
امتیاز مقاله:
۰ از ۰ رای
امتیاز مقاله:
۰ از ۰ رای
گریه کردن کودکان، بهویژه بعد از دوران نوزادی، یکی از مشکلات بسیار رایج پدرومادرهاست. بسیاری از پدرومادرها راههای مختلفی را در مقابل گریهی فرزندانشان امتحان کردهاند، اما هنوز نمیدانند وقتی دوباره در آن موقعیت قرار میگیرند، چه باید بکنند.
در این نوشتار از دانابن، به بررسی مداخلههای مؤثر در برابر گریهکردن کودکان و همچنین به روشهای پیشگیری از گریهی آنها میپردازیم.
گریهکردن بچهها و شکایتهای ما
- فرزند من به قدری حساس است که با کوچکترین بهانه به گریه میافتد. این برای من بسیار آزاردهنده است. چطور میتوانم او را تغییر دهم؟
- فرزند من به جای اینکه خواستهاش را بگوید، گریه میکند. او به جای اینکه بگوید چه موضوعی ناراحتش کرده شروع به گریه میکند و ما باید حدس بزنیم که علت ناراحتیاش چیست. هر چه از او میخواهیم خواستهاش را بگوید، فقط گریهاش را شدیدتر میکند.
- پسر پنجسالهی من وقتی از خواب بیدار میشود، تا حدود نیمساعت فقط گریه میکند. هر چیزی را که حدس میزنیم میخواهد به او پیشنهاد میدهیم ولی گریهاش قطع نمیشود. اگر هم بیاعتنایی کنیم، بلندتر و شدیدتر گریه میکند. واقعاً خسته شدهایم.
- در خانهی ما صدای گریهی دخترم به صدای زمینه تبدیل شده. وقتی بعد از گذراندن یک روز کاری با خستگی به خانه میرسم و تا آخر شب گریههایی را که به هر بهانهای راه میاندازد تحمل میکنم، کنترلم را از دست میدهم و دعوایش میکنم. اگرچه همین دعوا هم خودش میشود عامل تشدید گریههای او، ولی من هم ظرفیتی دارم و صبر و تحملم اندازهای دارد. نمیدانم چه کار کنم.
چرا کودکان گریه میکنند؟
کودکان متفاوت هستند. همهی پدرومادرانی که بیش از یک فرزند دارند، این واقعیت را تأیید میکنند.
کودکان به دلایل مختلف و با شدتهای مختلف به گریه میافتند:
- برخی از بچهها به راحتی به گریه میافتند چرا که خلقوخوی حساسی دارند و گریهکردن روشی برای ابراز خودشان است.
- برخی دیگر از بچهها برای جلب توجه، قدرتطلبی، انتقامجویی یا تظاهر به بیکفایتی گریه میکنند.
- برخی از بچهها مواقعی به گریه میافتند که احساس يأس، خشم یا استیصال کنند.
- بچههای خردسال گریه را تنها راه ارتباطیشان میدانند.
کلید حل همهی اینها شناخت کافی فرزندمان و درک تفاوتهای او با دیگران و داشتن مهارتهای پرورشی لازم برای مقابلهی مؤثر با موقعیت است.
در برابر گریه کردن کودکان چه کار میتوانیم بکنیم؟
١. از گوشدادن انعکاسی کمک بگیریم
این کار میتواند بدون استفاده از کلمات و فقط به کمک آواهایی مانند «اوهوم» و «آها» صورت بگیرد، سپس به او اجازه دهیم تا مشکل را خودش حل کند، مگر اینکه از ما کمک بخواهد. (به مورد ۴ «چطور پیشگیری کنیم» مراجعه کنید).
۲. از گوشدادن فعالانه استفاده کنیم
گوشدادن فعالانه یعنی به حرفهای فرزندمان گوش میدهیم و سپس احساسات عمیق او را بیان میکنیم: «تو واقعاً عصبانی هستی.» (یا «ناراحت» یا «آشفته». هرچه فکر میکنیم او احساس میکند.) این کار میتواند در کودک این احساس را به وجود آورد که درک شده است.
3. نگوییم «گریه نکن»
هیچگاه نباید به فرزندمان بگوییم که از گریهکردن دست بردارد، یا او را شماتت کنیم. ممکن است لازم باشد اتاق را ترک کنیم و هر وقت احساس بهتری داشت و توانستیم با مهربانی اما قاطعانه با گریهی او برخورد کنیم بازگردیم.
۴. در آغوش بگیریم
یا فرزندمان را در آغوش بکشیم و منتظر شویم گریهاش به پایان برسد یا از او بپرسیم دوست دارد وقتی گریه میکند، در آغوش ما بنشیند یا نه.
۶ راهکار پیشنهادی برای پیشگیری از گریهی کودکان
1. ضرورتی ندارد حتماً جلوی گریه را بگیریم
بخشی از مشکل ما ممکن است ناشی از این باشد که فکر میکنیم باید از فرزندمان حمایت کنیم یا حتماً مشکل او را حل کنیم. تغییر نگرش ما نسبت به «گریهکردن» میتواند کمککننده باشد. اجازه بدهیم فرزندمان احساساتش را تجربه کند؛ بدون اینکه فکر کنیم باید مشکل را حل کنیم یا آن را تغییر دهیم.
۲. خلقوخو و ویژگیهای شخصیتی فرزندمان را بپذیریم
فرزند ما نیاز دارد تا ما او را همانطور که هست، بیقیدوشرط، بپذیریم. اگر او حساس است، این ویژگی شخصیتیاش را قبول کنیم؛ حتی اگر دیدگاه او با دیدگاه ما تفاوت داشته باشد.
شاید برای بعضی افراد باورکردنی نباشد که بسیاری از زنان آرزو میکنند با مردان حساس ازدواج کنند. تنوع شخصیتها یکی از چیزهایی است که دنیا را جالب میکند.
٣. به فرزندمان «فاصلهگرفتن» را بیاموزیم
به فرزندمان کمک کنیم محلی را برای آرامش و استراحت انتخاب کند. بهتر است در آن محل، تعدادی بالش و چند کتاب و حیوانات پارچهای قرار دهیم و امکان شنیدن موسیقی ملایم را فراهم کنیم.
اگر فرزندمان گریه کرد، از او بپرسیم: «فکر میکنی رفتن به جای راحتِ خودت کمکی بکند؟»
این نکته را در نظر داشته باشیم که اگر خودمان او را به مکان فاصله بفرستیم، مفید نخواهد بود. این فقط زمانی مؤثر است که او خودش رفتن به آنجا را انتخاب کند. ما فقط میتوانیم به او پیشنهاد بدهیم.
۴. بگذاریم او از ما درخواست کند
هرگاه یک «رفتار» به «الگو» تبدیل شد، خوب است آن را به صورت «روتین» درآوریم. به فرزندمان بگوییم به احساسات او احترام میگذاریم و اگر دوست دارد که در حل مشکلی او را یاری کنیم، میتواند با ما در میان بگذارد. به او بگوییم تلاش برای حل مشکلات به هنگام آشفتگی مؤثر نیست، اما در صورتی که برای حل مشکل از ما کمک بخواهد، میتوانیم بعداً در دسترس او باشیم.
یادمان باشد کمک به فرزندمان برای حل مشکلش در صورتی که خودش درخواست کرده باشد بسیار تفاوت دارد با تلاش برای کمک به او صرفاً به این دلیل که از مشکل خلاص شویم یا از او حمایت کنیم.
۵. مقایسه ممنوع است
هرگز فرزندمان را با بچههای دیگر یا با خواهر و برادرهایش مقایسه نکنیم. این کار نهتنها هیچ انگیزهی مثبتی برای اصلاح رفتار در فرزندمان ایجاد نمیکند، بسیار نامحترمانه و دلسردکننده است.
۶. از «نشست خانوادگی» کمک بگیریم
نشستهای منظم خانوادگی برگزار کنیم طوری که تمام اعضای خانواده فرصت پیدا کنند احساساتشان را در میان بگذارند و برای حل مشکلات به همراه یکدیگر تلاش کنند.
بچهها در این رابطه چه مهارتهایی میتوانند یاد بگیرند؟
بچهها میآموزند که آنها همانطور که هستند پذیرفته میشوند و درمییابند که احساساتشان هر چه باشد خوب است و میتوانند با احساسات خود مقابله کنند.
حواسمان باشد که:
گریهکردن به اندازهی خندیدن طبیعی است و به رفع تنش کمک میکند؛ هم برای پسران و هم برای دختران.
گریهکردن برای سلامت روان کودکان مفید است. حتی اگر فکر کنیم آنها از قدرت گریه برای تحتتأثیر قراردادن ما استفاده میکنند، باز باید به نیاز آنها توجه کنیم بدون اینکه اجازه دهیم از ما سوءاستفاده کنند.
مادری که در یک فعالیت به اهمیت پذیرش فرزندش پی برد:
خانم «سیلوستر» نگران بود چون پسر نهسالهاش، سام، به راحتی به گریه میافتاد. خانم سیلوستر در کلاس فرزندپروری، تکلیفی را به عهده گرفت که در آن به همهی شرکتکنندگان گیاهی داده شد. برخی از این گیاهان ظاهر بهتری داشتند. مربی کلاس از شرکتکنندگان خواست تا گیاه خود را به بهترین شکل پرورش دهند. بعد از سه هفته، بعضی گلدانها گل رز و بعضیها گل اطلسی دادند. مربی از گروهها خواست دربارهی نحوهی نگهداری از گیاه خود و نتیجهی نهایی آن در گروه صحبت کنند و به این سؤال فکر کنند که آیا روشی وجود داشت که صاحبان گلهای اطلسی بتوانند از طریق آن، باعث رشد گل رز در گلدان خود بشوند؟
خانم «سیلوستر» تحتتأثیر این فعالیت قرار گرفت و فهمید چقدر مهم است که فرزندش را «همانطور که هست» بپذیرد؛ نه آنطور که آرزویش را دارد.
سه هفته بعد، خانم سیلوستر در کلاس فرزندپروری عنوان کرد که به نظر میرسد سام تغییر کرده است. او گفت: «این شگفتانگیز است. وقتی من از خواستهام برای اینکه خودش را تغییر بدهد دست برداشتم، او تغییر کرد! منظورم این نیست که او دیگر حساس نیست. او هنوز هم بیشتر مواقع بیشتر از بچههای دیگر گریه میکند، اما حالا که من به جای اینکه تلاش کنم او را تغییر بدهم، به حرفهای او گوش میدهم یا او را آرام میکنم، خیلی زودتر آرام میشود. حالا که من او را قبول دارم به نظر میرسد او هم خودش را قبول دارد. او یاد گرفته که مشکلاتش را با اعتمادبهنفس بیشتری حل کند.»
عشق و محبت بیقیدوشرط قدرت بسیاری دارد. ما باید برای فرزندانمان باغبان باشیم، نه مجسمهساز! باغبان تلاش نمیکند گیاهانش را به شکلی که دوست دارد «تغییر دهد». او عاشقانه فقط به آنها رسیدگی میکند و زمینهی رشد آنها را «همانطور که هستند» فراهم میکند و رمز پرورش گلهای زیبا و گیاهان قوی و ارزشمند به دست باغبانهای باتجربه همین است.
بیشترین چالش شما با گریهکردن فرزندتان در چه موقعیتی شکل میگیرد؟ نظرات و پیشنهاداتتان را زیر همین مقاله برای دانابن بنویسید.
منبع: کتاب انضباط مؤثر و کتاب تربیت سالم در خانه
