انتخاب لباس مناسب برای کودکان
انتخاب لباس مناسب برای کودکان و راضیکردن آنها به پوشیدن لباسِ متناسب با موقعیت، دغدغهی بسیاری از پدرومادرهاست؛ دغدغهای که از حدود چهارسالگی کودک آغاز میشود و کموبیش تا دورهی نوجوانی و حتی جوانی او ادامه پیدا میکند.
در این نوشتار دانابن، به بررسی این مسئله مهم پرداخته است.
گرفتاریهای لباسپوشیدن بچهها
- پسرم لباس متناسب با موقعیتهای مختلف را تشخیص نمیدهد و من مجبورم برایش لباس مناسب انتخاب کنم، اما نمیدانم وقتی راضی نمیشود لباسهایی را بپوشد که برایش انتخاب کردهام چه باید بکنم؟
- دختر پنجسالهی من مدتی است دوست دارد خودش لباسهایش را انتخاب کند، اما لباسهایی که انتخاب میکند اصلاً متناسب با جاهایی نیست که میخواهیم برویم. از طرفی زیر بار پوشیدن لباس دیگر هم نمیرود. گاهی بیرونرفتن با او واقعاً به مشکل بزرگی تبدیل میشود.
- پسرم میخواهد هر لباس نویی را که برایش میخرم، در اولین فرصت بپوشد. تفاوت لباس مهمانی و لباس غیررسمی را هم نمیفهمد. گاهی وقتی میخواهیم به مهمانی برویم متوجه میشوم همهی لباسهای رسمیاش را قبلاً کثیف کرده و هیچ لباس تمیز مناسبی ندارد.
عزت نفس و پوشیدن لباس
ما پدرومادرها دوست داریم فرزندانمان یاد بگیرند که خودشان به مسائل خودشان فکر کنند. با وجود این در بیشتر مواقع، خودمان به جای فرزندانمان فکر میکنیم. ما دوست داریم بچهها عزت نفس داشته باشند، اما غالباً فرصتی به آنها نمیدهیم تا خودشان را فردی توانمند ببینند؛ چیزی که از مهمترین ارکان اعتمادبهنفس سالم است.
بیشتر وقتها ما به جای اینکه به سلامت و رشد مهارتهای فرزندمان بیندیشیم، بیشتر نگران این هستیم که اگر او لباس مناسب نپوشد، دیگران چه فکری خواهند کرد.
با مسئلهی انتخاب لباس بچهها چه کنیم؟
1. تمرکز روی آنچه مهمتر است.
به کودکان اجازه دهیم لباسهایشان را خودشان انتخاب کنند. از خودمان بپرسیم این مهم است که فرزندم شیک و خوشلباس باشد یا توانمند و بااعتمادبهنفس؟
۲. حق انتخاب بدهیم.
میتوانیم گاهی وقتها به بچههای ۲ تا 5 سال حق انتخاب بین دو لباس را بدهیم. به این ترتیب هم به نیاز آنها به آزادی احترام گذاشتهایم و هم آنها را در موقعیت رشد مهارت انتخابکردن قرار دادهایم. از طرفی خیالمان راحت است لباسی که در نهایت انتخاب خواهند کرد، لباسی نخواهد بود که متناسب با موقعیت نباشد.
۳. بخندیم و صبور باشیم.
کودکان ۵ تا ۱۰ ساله به حق انتخابهای بیشتری نیاز دارند. وقتی آنها با لباسهای ناجور یا سر و وضع نامناسب از خانه بیرون میروند، بخندیم و تحمل کنیم و فرصت بدهیم که پیامدهای طبیعی انتخابهایشان را تجربه کنند. آنها بازخوردهای فراوانی از همسالان خود دریافت خواهند کرد.
۴. خرید لباس مطابق بودجه را آموزش بدهیم.
وقتی سطح سلیقهی بچهها رشد کرد، به آنها اجازه دهیم با ما به خرید بیایند و مطابق با بودجهمان انتخابهایی بکنند. بگذاریم آنچه را نیاز دارند (شلوار، بلوز، کفش، جوراب و لباس زیر) خودشان انتخاب کنند. بودجهی خود را با آنها در میان بگذاریم تا بدانند که اگر مبلغ زیادی را صرف خرید یک لباس کنند، مجبورند از خریدن بعضی لباسهای دیگر صرف نظر کنند.
۵. بپرسیم نظر ما را میخواهند یا نه.
از فرزندمان بپرسیم دوست دارد نظر ما دربارهی لباسش را بشنود یا نه. اگر نظرمان را با سرزنش و انتقاد بیان نکنیم، بچهها به شنیدن نظر و عقیدهی ما علاقهمند خواهند شد.
۶. در مواقع خاص توافق کنیم.
اگر موقعیتی پیش آمد که برای ما خیلی مهم بود فرزندمان لباس خاصی بپوشد (مثلاً برای شرکت در برنامهی تلویزیونی)، به او بگوییم چرا این موقعیت برای ما مهم است و از او بخواهیم همکاری کند. با او توافق کنیم و بگوییم: «شش روز هفته با لباسپوشیدن تو کاری ندارم، خوشحالم میکنی اگر این یک روز را به حرف من گوش بدهی.»
۷. با واقعیت روبهرو شویم.
اگر واقعاً نحوهی پوشش فرزندمان نگرانمان کرده، ده دقیقه مقابل مدرسهی فرزندانمان بنشینیم و بچهها را تماشا کنیم که در حال رفتن به مدرسه هستند. احتمالاً متوجه خواهیم شد که اگر فرزندمان خودش لباسهایش را انتخاب کند، کاملاً با بچههای دیگر هماهنگ خواهد بود؛ شاید بیشتر از زمانی که ما لباسهای او را انتخاب کنیم.
۸. مواجهه با پیامد، بهترین موقعیت یادگیری است.
پیش از مداخله در انتخابهای فرزندمان، این را از خود بپرسیم: «آیا احتمال دارد روزی مجبور شود بدون حضور من انتخابی کند؟ پیامدهای انتخاب او چقدر میتواند جدی باشد؟»
پاسخ نخستین پرسش کاملاً بدیهی است. از این رو اگر پیامدهای انتخاب فرزندمان خطرناک نیست، نباید دخالت کنیم. اگر او پیامدهای انتخاب خود را دوست ندارد، میتوانیم با ملایمت بپرسیم: «چه اتفاقی افتاد؟ چه احساسی داری؟ از این تجربه چه چیز یاد گرفتی؟ نظرت دربارهی اینکه دفعهی بعد جور دیگری عمل کنی چیست؟»
چطور کمتر با مسئلهی انتخاب لباس روبهرو شویم؟
1. وقتگذاشتن برای انتخاب لباس روز بعد
هر شب زمان کوتاهی را اختصاص دهیم به انتخاب لباسهایی که فرزندمان دوست دارد روز بعد بپوشد.
بچهها اغلب از محدودیتهای زمانی برای سرپیچیکردن استفاده میکنند. وقتی فرصت زیادی برای انتخاب دارند، به سرعت انتخاب میکنند و وقتی زمان محدودی دارند، اغلب بلوزی را میخواهند که ته سبد لباسهای کثیف است و اصرار میکنند که بهسرعت آن را بشوییم و خشک کنیم. انگار آن لباس تنها لباس دنیاست که میتوانند بپوشند!
2. محدودکردن لباسهای در دسترس
در طول زمستان، لباسهای تابستانی را جمع کنیم و در جعبههایی دور از دست بگذاریم. این کار انتخابهای نامعقول را کاهش میدهد.
۳. مبادلهی لباس
اگر بچهها لباسشان را با دوستانشان عوض کردند، دخالت نکنیم. بعضی از بچهها کمد لباسشان را به کمک مبادلهی لباس گسترش میدهند تا در پوشیدن لباس تنوع بیشتری را تجربه کنند. اگر لباس فرزندمان گم شد یا دوستش آن را برنگرداند و فرزندمان پول کافی برای خرید لباس نداشت، اجازه دهیم پیامد کارش را تجربه کند و تا زمان فراهمشدن پول برای خریدن دوبارهی لباس صبر کند.
۴. مدارا و پذیرشِ انتخاب بچهها
به خواستههای فرزندانمان احترام بگذاریم تا آنها را مجبور به سرکشی و سرپیچی نکنیم. اگر نگرانیم که دوستانمان دربارهی طرز پوشش فرزندمان چه فکری میکنند، از خود بپرسیم که آیا دوستانمان واقعاً فکر میکنند آن لباسها را ما انتخاب کردهایم؟
بچهها در این رابطه چه مهارتهایی میتوانند یاد بگیرند؟
بچهها درمییابند که ما به انتخابهایشان احترام میگذاریم تا وقتی که به خودشان یا دیگران آسیبی نرسانند. آنها میتوانند از خطاهای خود درس بگیرند و قدرت قضاوت خود را رشد دهند.
به این نکات توجه کنم:
1. احترام موجب احترام میشود. وقتی ما به فرزندانمان احترام میگذاریم، بیشتر احتمال دارد که آنها هم به خواستههای معقول ما احترام بگذارند.
2. بچهها نیاز دارند کمی سرکشی کنند برای اینکه تواناییهای خود را بیازمایند و بدانند که جدا از پدرومادرشان چه کسی هستند. وقتی به آنها اجازه میدهیم تا در برخی از حوزههای امن، از خواستههای ما سرپیچی کنند (مثل انتخاب لباسشان حتی وقتی تحملش برای ما سخت است)، آنها کمتر نیاز خواهند داشت تا در حوزههایی که امن نیست (مثل مصرف مواد مخدر) سرکشی کنند.
3. به جای اینکه فرزندانمان را مجبور کنیم صبر کنند تا زمانی که مستقل شوند و در نتیجه به دلیل بیتجربگی و عدم آموزش، اشتباههای بزرگتری را مرتکب شوند، به آنها اجازه دهیم تا وقتی در کنار ما هستند و میتوانیم آنها را حمایت کنیم و روی آنها تأثیر بگذاریم، خودشان انتخاب کنند و مرتکب خطا شوند.
برخورد یک پدر با مسئلهی انتخاب لباس دخترش:
پدری تجربهاش با دختر خوشپوش خود را اینگونه نقل کرد: به دخترم برای خرید لباس مدرسه پول دادم. دخترم تصمیم گرفت به جای خرید چند تکه لباس، یک دست لباس گرانقیمت بخرد. من با هوشیاری مفهوم این تصمیم را دریافتم و به دخترم گفتم: «عزیزم، به تنوع لباسهایی که قرار است در تمام این مدت بپوشی فکر کردهای؟»
- بله پدر. این لباس خیلی قشنگ است. همان چیزی است که میخواهم.
- میدانی که تا پول لباس بعدیات مدت زیادی مانده؟
او میدانست که ممکن است خیلی طول بکشد، اما با اطمینان پیش رفت و آن لباس گرانقیمت را خرید.
در عرض یک هفته از آن لباس خسته شد و دوستانش به او گفتند دست کم یک بار آن را بشوید! او وقتی این حرف را شنید، تصمیم خلاقانهای گرفت. با توجه به اینکه پول نداشت که لباس دیگری بخرد، چندتا از بلوزهای بسیار گشاد من را برداشت که خیلی کم پوشیده بودم و دیگر از آنها استفاده نمیکردم. چرخ خیاطی را بیرون آورد و با ایجاد تغییراتی در آنها و استفاده از روبانها و دکمههای جالب، لباس زیبایی برای خود تهیه کرد. هر چه باشد تا پول بعدی لباس او خیلی مانده بود.
مشکل شما با انتخاب لباس فرزندانتان چیست؟ فکر میکنید این نوشتار به رفع آن کمکی خواهد کرد؟
منبع: کتاب انضباط مؤثر و کتاب تربیت سالم در خانه
به این مطلب چه امتیازی میدهید؟
ارسال نظر
انتخاب لباس مناسب برای کودکان
