چگونه خرید با کودکانمان را لذتبخشتر کنیم
خرید با کودکان برای اغلب پدرومادرها مسئلهساز است. بعضی از کودکان خیلی دوست دارند که همراه پدرومادرشان به خرید بروند چون میخواهند در هر نوبت خرید، فهرستی از سفارشهای خودشان را هم به پدرومادرشان تحمیل کنند. معمولاً فضای عمومی فروشگاهها موقعیت خوبی برای آنها فراهم میکند تا با بدرفتاری و نمایشهای شرمآور، برگ برنده را در دست بگیرند و پدرومادرشان را تسلیم خواستههای خود کنند.
بعضی دیگر از بچهها، اصلاً حوصلهی خریدرفتن ندارند و دوست ندارند با پدرومادرشان همراه شوند. خریدکردن با این دسته از بچهها به شکنجهی روحی شباهت دارد. آنها پیوسته غر میزنند و شکایت میکنند و اصرار میکنند که زودتر به خانه برگردند.
در این نوشتار به راهکارهایی برای حل این مشکل پرداختهایم و راههای پیشگیری و حل این مسئله را مرور کردهایم.
مشکلات خرید رفتن با کودکان
من نمیتوانم هزینهای پرداخت کنم که مراقب کودک از بچههایم نگهداری کند تا من بتوانم تنها به خرید بروم، برای همین مجبورم فرزندانم را هم ببرم. آنها در فروشگاه به اطراف میدوند، پنهان میشوند و اوقاتتلخی میکنند تا وقتی که برایشان اسباببازی یا خوراکی بخرم. من بچههای دیگر را با پدرومادرشان میبینم که به نظر میرسد خیلی خوب رفتار میکنند. بچههای من مشکلی دارند؟
رفتن به فروشگاه با دختر من، به یک فاجعه تبدیل میشود. او چند خوراکی برمیدارد و اگر با خریدن آنها مخالفت کنم، نمایشی راه میاندازد که همهی فروشگاه به هم میریزد؛ جیغ میکشد، من را میزند، خودش را روی زمین میاندازد و هر کار بدی که فکرش را بکنید انجام میدهد. نمیدانم چطور باید این رفتارش را اصلاح کنم.
من با پسرم قرار گذاشتهام که در فروشگاه، فقط یک خوراکی آنهم با موافقت من انتخاب کند، اما این قرار کارساز نیست. پسرم با گریه و بدرفتاری سعی میکند من را تسلیم کند تا چیزهای بیشتری برایش بخرم. وقتی شروع به بدرفتاری میکند، در مقابل نگاههای دیگران واقعاً درمانده میشوم. گاهی چارهای جز تسلیمشدن نمیبینم.
یکی از مشکلات خرید رفتن ما این است که چطور سر پسرهایم را گرم کنم. آنها حوصلهی خرید ندارند و هر وقت به بازار یا مرکز خرید میرویم، مدام گریه میکنند و بهانه میگیرند که زودتر برگردیم. حتی خرید خوراکی یا اسباببازی هم فقط برای مدت کوتاهی میتواند آنها آرام کند.
ترس پدرومادرها از خرید با کودکان
ما به همان اندازه که در فروشگاهها و مراکز خرید، کودک بدرفتار میبینیم، پدرومادر بدرفتار هم میبینیم. پدرومادرهایی را میبینیم که فریاد میکشند، بچه را کتک میزنند و از فرزندان خود انتظارهایی دارند که متناسب با سن آنها نیست. مثلاً انتظار دارند فرزندشان ساعتها بدون خستگی و بدون غرزدن پابهپای آنها راه برود، یا میخواهند فرزند خردسالشان دنیایی از خوراکیها و اسباببازیهای رنگارنگ را ببیند، اما به خریدن و داشتن هیچکدام از آنها تمایلی پیدا نکند و درخواستی از آنها نداشته باشد. این پدرومادرها غالباً برای کنترل رفتار فرزندشان به رشوه یا تهدید متوسل میشوند.
اغلب پدرومادرها میترسند فرزندانشان را به فروشگاه ببرند. آنها از این میترسند که فرزندانشان در حضور مردم، رفتارهای پیشبینینشده داشته باشند و بخواهند از آنها باج بگیرند. پدرومادرها گاهی ترجیح میدهند فروشگاه نروند تا از این عذابها در امان باشند! خوشبختانه روشهایی وجود دارد که خرید به همراه فرزندانتان را لذتبخش میکند.
در فروشگاه، با بدرفتاری بچهها چه کنیم؟
١. انتظارمان از بچهها را با آنها در میان بگذاریم
پیش از اینکه خانه را ترک کنیم، به فرزندمان به وضوح بگوییم که چه انتظاری از او داریم. بسیاری از کودکان از انتظارات پدرومادرشان اطلاع ندارند.
٢. کودکان را داخل چرخ یا کالسکه قرار دهیم
اگر چرخ خرید فروشگاه جایی برای نشستن کودکان دارد یا در فروشگاه کالسکه وجود دارد، فرزندمان را در آن قرار دهیم. اگر سعی میکنند خود را از آن بیرون بکشند، بگوییم فقط وقتی میتوانیم به خریدکردن در فروشگاه ادامه دهیم که آنها مراقب خریدهای داخل چرخ باشند. تا جایی که میتوانیم باید گفتههای خود را در عمل ثابت کنیم نه با کلام و تذکر. کودکان میفهمند که ما چه زمانی در گفتههای خود جدی هستیم.
۳. به آنها مسئولیت بدهیم
اگر بتوانیم کاری به بچهها محول کنیم، مثل هلدادن چرخ خرید یا پیداکردن کالاهایی که میخواهیم بخریم یا حمل پاکتها، آنها حوصلهشان سر نخواهد رفت. شاید بد نباشد برای مسئولیتپذیری کردن فرزندانتان به مقاله کارهای روزانه منزل متناسب با سن کودکان هم سری بزنید.
۴. جلوی دویدن آنها را بگیریم ولی نه با دادزدن!
اگر بچهها به اطراف میدوند، دنبال آنها برویم و مجبورشان کنیم تا دست ما یا چرخ خرید را بگیرند. اگر به جای فریادزدن و دستوردادن یا نادیدهگرفتن آنان، گفتههای خود را با عمل پیگیری کنیم، آنها میفهمند که ما در گفتههای خود مصمم هستیم.
۵. آمادهی تغییر برنامه باشیم
اگر بچهها بیش از اندازه سرکشی کردند، خرید را سریع به پایان برسانیم. بعضی وقتها ممکن است مجبور باشیم خریدمان را نیمهکاره رها کنیم و در زمان دیگری آن را کامل کنیم.
۶. آنها را در آغوش بگیریم
اگر فرزند ما در فروشگاه بدرفتاری میکند، میتوانیم صبر کنیم و تا پایان خرید، او را محکم در آغوش بگیریم تا آرام شود. اجازه ندهیم اشکهای او ما را تحت تأثیر قرار دهد.
9 نکته برای اینکه خرید راحتی با فرزندانمان داشته باشیم:
۱. بچهها را در برنامهریزی غذایی مشارکت بدهیم
وقتی بچهها هم در برنامهریزی غذایی خانواده مشارکت میکنند، علاقهی بیشتری از خود نشان میدهند که اقلام لازم را در فروشگاه پیدا کنند.
٢. فرصت جداگانهای را به خرید بچهها اختصاص دهیم
اگر فرزند ما به لباس نیاز دارد، به جای اینکه سعی کنیم خرید او را با خرید خودمان ترکیب کنیم، بهتر است زمانی را فقط برای خرید او در نظر بگیریم. او را مجبور نکنیم تا خریدش را با عجله انجام دهد. شاید بد نباشد به مقاله انتخاب لباس مناسب برای کودکان هم سری بزنید.
٣. وسیلهی سرگرمکننده همراه داشته باشیم
به کودکان پیشنهاد بدهیم تا اسباببازی یا کتابی با خودشان بیاورند تا اگر حوصلهشان سر رفت، با آن سرگرم شوند.
۴. وعدهی جایزه ندهیم
نباید به فرزندمان قول بدهیم که اگر در فروشگاه بچهی خوبی باشد، برایش خوراکی یا اسباببازی میخریم. این نوعی باجدادن یا رشوهدادن است و به آنها میآموزد که در قبال رفتار مناسب، باید چیزی عایدشان شود. بااینحال اگر قولی به آنها دادیم، باید به وعدهی خود عمل کنیم.
۵. آنها را به فروشگاه ببریم
برای تفریح و گردش در فروشگاهها و جاهایی که برای آنها جالب است وقت بگذاریم. بچههایی که بهندرت فضاهای اینچنینی را تجربه میکنند، بدرفتاریهای بیشتری دارند و دردسرهای بیشتری درست میکنند.
۶. کودکان را تنها رها نکنیم
کودک را بدون همراه در اتومبیل یا فروشگاه تنها نگذاریم. این کار بسیار خطرناک است و کودک را دچار وحشت میکند.
۷. به بچهها پولتوجیبی بدهیم
به فرزندانمان پولتوجیبی بدهیم و اگر خوراکی یا اسباببازی خواستند، به آنها یادآوری کنیم که خودشان پول توجیبی دارند. اگر نتوانستند هزینهی چیزی را که میخواهند پرداخت کنند، به آنها یاد بدهیم که چگونه میتوانند پول خود را پیشاپیش دریافت کنند.
۸. برای نگهداری از بچهها کمک بگیریم
اگر قرار نیست برای بچهها خرید کنیم، از دوست یا همسرمان بخواهیم تا مراقب آنها باشند یا بچهها را به مهدکودک یا مربی کودک بسپاریم.
میتوانیم با یکی از دوستانمان قرار بگذاریم و نوبتی از بچههای هم نگهداری کنیم، به این ترتیب میتوانیم از بروز خیلی از مشکلات جلوگیری کنیم و به خودمان فرصت بدهیم.
۹. موقعیت را توضیح دهیم و تشکر کنیم
به فرزندانمان بگوییم: «من چارهای ندارم جز اینکه شما را با خود به خرید ببرم، درک میکنم که سرگرمی زیادی برای شما وجود ندارد. از اینکه کمک و همکاری میکنید خیلی ممنونم. چه کاری میتوانم بکنم که کمتر خسته شوید؟»
بچهها در این رابطه چه مهارتهایی میتوانند یاد بگیرند؟
کودکان میتوانند دادوستد را یاد بگیرند و این را که چطور خودشان را سرگرم کنند. همچنین میتوانند بیاموزند که چگونه در یک فروشگاه رفتار کنند و چطور به خانواده کمک کنند.
حواسمان باشد که:
1. فریادکشیدن سر فرزندانمان یا تنبیه بدنی آنها در حضور عموم، توهینآمیز و نامحترمانه است. میتوانیم به آنها بگوییم که عصبانی هستیم و دربارهی آنچه ما را آزار میدهد در اتومبیل، خانه یا نشست خانوادگی صحبت خواهیم کرد.
2. اگر خرید خود را در مدت کوتاهی انجام دهیم، دفعههای بعد بیشتر احتمال دارد که بچهها رضایت بدهند و با ما به خرید بیایند.
بیایید ببینیم کجای کار این خانواده اشتباه بوده است
برخی از کودکان دوست دارند در کتابفروشیها و فروشگاهها گردش کنند و برخی دیگر اصلاً این کار را دوست ندارند. بچههایی که در زمانهای کوتاه فرصت خرید پیدا کردهاند و آنهایی که پولتوجیبی دارند و بر نحوهی خرجکردن پولشان تسلط دارند، بیش از کودکانی که هنگام خرید به نیازهایشان توجه نمیشود و به دنبال پدرومادرشان کشیده میشوند از خرید لذت میبرند.
خانوادهای تصمیم گرفتند به پسران خود که از خرید بدشان میآمد کمک کنند تا بفهمند خرید میتواند سرگرمکننده و لذتبخش باشد. آنها یک روز را در یک مرکز خرید بزرگ بدون هیچ برنامهی دیگری به خریدی سرگرمکننده اختصاص دادند. بچهها را برای ناهار به رستوران بردند، به آنها اجازه دادند تا سوار آسانسورهای فروشگاه بزرگی بشوند، به فروشگاه حیوانات خانگی سر زدند و کتابهای طنز کتابفروشی را ورق زدند. آنها همهی کارهایی را که فکر میکردند ممکن است بچهها خوششان بیاید انجام دادند، حتی اجازه دادند بچهها اتومبیل برقی برانند، اما بچهها تمام روز درهم و آشفته بودند، به همهچیز اعتراض داشتند و کجخلقی میکردند.
چرا؟ چون هیچکس از آنها نپرسیده بود که اصلاً دوست دارند در این فعالیتها شرکت کنند یا نه. پدرومادر فقط فرض کرده بودند که بچهها از این برنامه خوششان خواهد آمد! از آنجایی که بچهها در برنامهریزی شرکت نداشتند احساس میکردند تحت اجبار قرار گرفتهاند و بر همین اساس واکنش نشان میدادند.
اگر این پدرومادر مشارکت فرزندانشان را از پیش در نظر میگرفتند، میتوانستند همکاری آنها را تجربه کنند. آنها میتوانستند به بچهها بگویند: «میدانیم که شما از خریدکردن خوشتان نمیآید، اما گاهیوقتها خرید میتواند سرگرمکننده هم باشد. دوست دارید امتحان کنید؟ ما میخواهیم امروز شما را به مرکز شهر ببریم. ناهار بخوریم. سوار ماشینهای برقی بشویم و به بعضی از فروشگاههایی که شما دوست دارید سر بزنیم. در پایان روز میتوانید به ما بگویید که از کدام بخشها لذت بردید و از چه بخشهایی خوشتان نیامد، و اینکه برای سرگرمکنندهتر کردن گردشهای خانوادگی در آینده چه کارهایی میتوانیم انجام دهیم. نظر شما چیست؟»
شما موقع خرید با کودکان چگونه فرزندانتان را مدیریت میکنید؟ نظرات و پیشنهادات خودتان را زیر همین مقاله برای دانابن بنویسید.
منبع: کتاب انضباط مؤثر و کتاب تربیت سالم در خانه
