مسئولیت پذیری کودکان برای انجام دادن کارهای خانه
سؤال بسیاری از ما پدرومادرها این است که چگونه باید فرزندانمان را به مشارکت در کارهای خانه دعوت کنیم؟ مشارکت کودکان در کارهای روزانهی منزل، نه صرفاً برای تقسیم کار و کمک به پدرومادر، بلکه از نظر آموزش مهارت مسئولیتپذیری کودکان اهمیت ویژهای دارد.
در این نوشتار دانابن، به بررسی این موضوع و نقش پدرومادر در سپردن کار به بچهها پرداخته است.
مشکلی به نام بیمسئولیتی فرزندان
- وادارکردن فرزندم به انجام کارهایش به جنگ مداوم تبدیل شده است. او همیشه میگوید کارهایش را انجام خواهد داد، اما بعد بدون تذکر و جرّوبحث که معمولاً به تنبیه ختم میشود، آنها را انجام نمیدهد. گاهی فکر میکنم شاید بهتر باشد از این جنگ دست بردارم و خودم همهی کارها را انجام بدهم، اما میدانم او باید مسئولیتپذیری را یاد بگیرد.
- پسرم وقتی کوچکتر بود، به انجام کارهای خانه علاقهی بیشتری نشان میداد، اما از وقتی مدرسه رفت، دیگر به مشارکت در کارهای خانه اشتیاقی ندارد، حتی در برابر اصرار من و پدرش برای انجام کارهای شخصی مقاومت هم میکند.
- واقعاً نمیدانم چه نسلی خواهند شد این بچههای بیمسئولیت! دختر من فکر میکند در هتل زندگی میکند. هیچ کاری انجام نمیدهد به جز گوشدادن به موسیقی و بازی با تبلت. اعتراض من به این وضع همیشه باعث جروبحث و جنگ لفظی ما میشود. نمیدانم چطور باید به بچههای این دوره یاد داد که کارهای خانه خودبهخود انجام نمیشود و آنها نسبت به خانه و خانوادهشان مسئولیتها و وظایفی دارند.
- خسته شدهام از کارهای تمامنشدنی خانه! بچهها صبح میروند و عصر میآیند و فقط میخورند و میپاشند! تمام هفته مثل خدمتکار کار میکنم؛ شستن لباس، اتوکردن، پختن غذا، جارو کردن، تیکشیدن و هزارتا کار تکراری دیگر که تمام نمیشود. بچهها کمترین کمکی به انجام کارهای خانه نمیکنند. انگار نه انگار که من هم به استراحت نیاز دارم.
چرا بچهها اینقدر مسئولیتگریزند؟
این کاملاً طبیعی است که بچهها از سه یا چهارسالگی به بعد، از انجامدادن کارهای منزل سرپیچی کنند. یادتان هست که دو ساله بودند و میگفتند: من کمک میکنم بابا! من آن را انجام میدهم مامان؟ و ما به آنها میگفتیم: «نه، تو خیلی کوچکی، برو بازی کن. برو تلویزیون تماشا کن.» و بعد که آنها را دلسرد کردیم مستأصل شدیم که چطور دوباره آنها را به کمککردن تشویق کنیم.
درست است که امتناعِ بچهها از انجامدادن کارهای خانه طبیعی است، اما به این معنی نیست که آنها اجازه دارند کاری انجام ندهند.
گاهی وقتها بچهها از پذیرفتن این کارها طفره میروند چون «دستور» ماست و وقتی آن را قبول کنند، به معنای «اطاعت از دستور» است. مسلم است که هیچکس با «اطاعتکردن» احساس شایستگی و دلگرمی نمیکند.
یکی از دلایلی که بچهها زیر بار انجامدادن کارهای خانه نمیروند، شیوهی درخواست ماست. ما کار را طوری به آنها ابلاغ میکنیم که با انجام آن کمترین احساس غرور و شایستگی نمیکنند و در بهترین حالت میتوانند خودشان را دختر یا پسری مطیع و حرفگوشکن بدانند و این چیزی نیست که در دنیای فرزندان ما ارزش زیادی داشته باشد.
چطور میشود بچهها را به مسئولیتپذیری دعوت کرد؟
1. فرمول به محض اینکه ... آنوقت ...
میتوانیم از فرمول «به محض اینکه ... آن وقت ... » استفاده کنیم. مثلاً «به محض اینکه کارهایت را انجام بدهی، آنوقت میتوانی بیرون بروی و بازی کنی.»
2. استفاده از ابزار «پیگیری مؤثر»
پیگیری مؤثر به معنی تصمیمگیری دربارهی کاری است که میخواهیم فرزندانمان انجام بدهند و سپس آن را، به جای سرزنش و تنبیه، با مهربانی و قاطعیت پیگیری کنیم. این نوع پیگیری از بروز بسیاری از دوگانگیها و ناکامیها در آموزش مهارتهای مفید به کودکان جلوگیری میکند.
۳. پرهیز از جنگ قدرت
وقتی درگیر جنگ قدرت هستیم، بگوییم: «بگذار این مشکل را در نشست خانوادگی مطرح کنیم. وقتی هر دو احساس بهتری داشتیم، مشکل را حل میکنیم.»
۴. تقاضا به جای دستور
از آنها تقاضای کمک کنیم. وقتی از بچهها کمک میخواهیم، به آنها فرصت میدهیم خودشان را ثابت کنند که برای آنها با احساس شایستگی و ارزشمندی همراه است، اما وقتی به آنها دستور میدهیم، غرور و احساس شایستگی ناشی از انجام آن را از بین میبریم. به جای اینکه بگوییم: «امشب باید ظرفها را بشویی.» بهتر است بگوییم: «من امشب خیلی خستهام. میتوانی ظرفها را بشویی و به من کمک کنی؟»
۵. استفادهی درست از بازخورد دادن
به کارهایی که انجام میدهند، بازخورد بدهیم:
«نمیدانی با پهنکردن لباسها چه کمک بزرگی به من کردی!»
«از وقتی مسئولیت ماشین ظرفشویی را به عهده گرفتهای، خیالم راحت است. هیچکس بهتر از تو نمیتواند ظرفها را در کابینت بچیند.»
«بردن آشغالها تا سطل زبالهی خیابان کار آسانی نیست. هر شب که این کار را انجام میدهی، دلم گرم میشود به این محبتی که به خانوادهات داری.»
زیاد سخت نیست که خودمان را جای فرزندانمان بگذاریم و ببینیم شنیدن این جملات چقدر میتواند آنها را به انجام وظایفشان در خانه تشویق کند.
چگونه مسئولیتپذیری را وارد زندگی بچهها کنیم؟
1. نشست خانوادگی
دربارهی وظایف و کارها در نشست خانوادگی گفتوگو کنید؛ طوری که بچهها در برنامهریزی مشارکت داشته باشند. بچهها مسئولیتهایی را که خودشان در بهعهدهگرفتن آن نقش داشتهاند، بهمراتب راحتتر از وظایفی انجام میدهند که صرفاً به آنها ابلاغ میشود.
2. عینیسازی با چرخ گردان
برای کودکان سه تا چهار ساله چرخ گردان درست کنید. عکسهایی پیدا کنید که نشاندهندهی کارهایی از قبیل گردگیری، چیدن ظروف روی میز، درآوردن ظرفها از ظرفشویی، تمیزکردن ظرفشویی یا گذاشتن لباسها در لباسشویی باشد. آنها را روی کنارههای یک صفحهی گرد بچسبانید. وسط آن را سوراخ کنید و مرکز آن را از تکه مقوای لولهشدهای عبور دهید؛ طوری که تصاویر به دور آن بچرخد. بچهها با چرخاندن آن درمییابند که چه کاری را باید در آن روز انجام دهند.
۳. قرعهکشی مسئولیتها
برای کودکان ۴ تا ۶ ساله فهرستی از کارهای روزانه متناسب با سن آنها تهیه کنید. هر کار را روی تکهکاغذی بنویسید و آنها را برای هر سطح سنی داخل یک جعبه بگذارید. در بخشی از نشست خانوادگی اجازه دهید بچهها یک یا دو کار را که باید در آن هفته انجام دهند انتخاب کنند. آنها میتوانند در نشست خانوادگی بعدی کارهای جدیدی انتخاب کنند؛ طوری که هیچکس مجبور نباشد همیشه یک کار را انجام بدهد.
۴. چکلیست خودارزیابی
برای بچههای ۶ تا ۱۴ ساله از یک صفحه کاغذ یا مقوا استفاده کنید و فهرستی آماده کنید از کارهایی که باید در آن روز انجام شود؛ دستکم دو کار برای هر یک از بچهها.
هر کدام از بچهها کارهایی را انتخاب میکند که دوست دارد انجام دهد و پس از انجامدادن آن، روی چکلیست علامت میزند.
بچهها در این رابطه چه مهارتهایی میتوانند یاد بگیرند؟
کودکان درمییابند که توانا هستند و میتوانند به روشهای موثر مشارکت کنند. آنها بخشی از خانوادهاند و مهم است که وظیفهی خود را برای کمک به خانواده به جا آورند.
اگر فرآیند مشارکتدادن فرزندان در کارهای خانه را درست و دلگرمکننده انجام دهیم، علاوه بر اینکه زحمت و مسئولیت کارها را تقسیم کردهایم، در آنها احساس شایستگی و احساس تعلق و اهمیت ایجاد خواهیم کرد و این کیفیت روابط ما با فرزندانمان را بهتر خواهد کرد.
حواسمان باشد که:
- مهم است که برای آموزش کودکان وقت بگذاریم و مطمئن شویم که میدانند چه انتظاری از آنها داریم و چگونه باید آن را انجام بدهند.
- اگر کارها انجام نشدند، بههیچوجه بچهها را تنبیه نکنیم. دوباره مسئله را در نشست خانوادگی مطرح کنیم و در نهایت برای آن برنامه بریزیم.
نمونهی یک راهکار عملی برای مسئولیتپذیری کودکان
میتوانید تصور کنید که اگر به فرزند چهارسالهی خود اجازه و فرصت بدهیم که برای ما تخممرغ آبپز کند، پس از انجامدادن این کار چه احساس غروری میکند؟
او با خودش خواهد گفت: من توانا هستم! من میتوانم کمک کنم!
برخی از پدرومادرها میگویند: «من اجازه نمیدهم فرزندم تخممرغ آبپز کند، ممکن است خودش را بسوزاند.»
اگر برای آموزش وقت بگذاریم و به کار فرزندمان نظارت کنیم، احتمال اینکه خودش را بسوزاند بسیار کم است. هرچند حتی اگر سوختگی خفیفی را هم تجربه کند، بهبود پیدا خواهد کرد، اما اگر به او اجازه ندهیم یاد بگیرد که چقدر میتواند توانا باشد، آسیب بسیار بیشتری به اعتمادبهنفس و عزت نفس او وارد میکنیم.
شما چه تجربهی موفق یا ناموفقی در رابطه با مسئولیتسپاری به فرزندتان داشتهاید؟
منبع: کتاب انضباط مؤثر و کتاب تربیت سالم در خانه
به این مطلب چه امتیازی میدهید؟
ارسال نظر
مسئولیت پذیری کودکان برای انجام دادن کارهای خانه
