در حال بارگذاری...

6 راهکار عالی برای ترغیب کودکان به انجام دادن تکالیف مدرسه

انجام دادن تکالیف مدرسه توسط کودکان

انجام تکالیف درسی و مشکلات پیرامون آن، یکی از مسئله‌های همه‌ی پدرومادرهاست که مدتی طولانی آن‌ها را درگیر می‌کند. مسئله‌ای که از حدود پنج یا شش‌سالگی کودکان آغاز می‌شود و تا پایان دوره‌ی نوجوانی یعنی تقریباً یک دهه ادامه پیدا می‌کند. مسئله‌ی بزرگی که تکرار روزانه و دائمی آن در این مدت طولانی، آن را به بخشی از زندگی خانواده‌ها و یکی از بخش‌های مهم رابطه‌ی والد و فرزندی تبدیل می‌کند، به نحوی که رابطه‌ی بسیاری از پدرومادرها با فرزندشان، بیش از هر چیز، تحت‌تأثیر این مسئله قرار دارد.

در این نوشتار دانابن، به بررسی ابعاد و راهکارهای مدیریت این مسئله می‌پردازد.

 

تکلیف مدرسه و شکایت‌های پدرومادرها

  • در خانه‌ی ما، هر شب سر تکالیف مدرسه دعواست. پسرمان در مدرسه عملکرد ضعیفی دارد و معلمش می‌گوید اگر نتواند تکالیف درسی‌اش را انجام دهد، ممکن است مجبور شود همان پایه‌ را تکرار کند. چطور می‌توانیم به او کمک کنیم تکالیفش را انجام دهد؟
  • دخترم هیچ احساس مسئولیتی به تکالیف مدرسه‌اش ندارد. تا وقتی من به زور او را مجبور نکنم که تکالیفش را انجام دهد، خودش اصلاً عین خیالش نیست و تا آخر شب هم آن‌ها را انجام نمی‌دهد. همه‌ی بچه‌ها همین‌طورند یا فقط من با دخترم این مشکل را دارم؟
  • پسرم کلاس چهارم است، اما هنوز اصرار دارد که وقتی تکالیفش را انجام می‌دهد، من کنارش بنشینم. اگر او را همراهی نکنم، تکالیفش را انجام نخواهد داد. تا کِی باید او را همراهی کنم؟ اصلاً آیا این کار درست است؟
  • فرزند من هیچ انگیزه‌ای برای انجام تکالیف مدرسه‌اش ندارد. انجام تکالیف او موضوع جنجالی هر روز ماست. اگر من پیگیر انجام تکالیفش نباشم، هر روز بدون تکلیف به مدرسه خواهد رفت. نمی‌دانم چه کار باید بکنم. اشکال از من است یا از مدرسه و معلمش؟

نگاهی به مسئله‌ی تکلیف شب

هر چقدر ما انجام‌دادن تکالیف درسی را وظیفه‌ی خود بدانیم، فرزندانمان کمتر آن را انجام خواهند داد. بچه‌هایی که فکر می‌کنند انجام تکالیف برای پدرومادرشان مهم‌تر است تا برای خودشان، از قبول مسئولیت سر باز می‌زنند. بزرگترها در میان موجی از ترس و دلسردی با اینکه برایشان ثابت شده که روش‌هایشان شکست می‌خورد، به تلاش بیهوده ادامه می‌دهند.

 اگر مجبور کردن بچه‌ها به انجام تکالیفشان مؤثر بود، ما این‌همه کودک و نوجوان دلسرد نداشتیم که از دبیرستان اخراج می‌شوند یا احساس می‌کنند ارزششان وابسته به موفقیت و شکستشان در تحصیل است. این بچه‌ها در آینده به افرادی تبدیل می‌شوند که عادت دارند به دنبال کسی بگردند تا او را خشنود کنند. اگر مجبورکردن بچه‌ها مؤثر واقع می‌شد، این‌همه کودک سرکش نداشتیم که با سرپیچی از دستورهای ما تلاش می‌کنند عزت‌نفس خود را حفظ کنند. اگر این روش فایده‌ای داشت، این‌همه پدرومادر نداشتیم که به دلیل برآورده‌نشدن انتظارات آموزگاران از فرزندشان، احساس دلسردی، گناه و شکست می‌کنند.

 

چه راهکاری برای تکالیف درسی فرزندانمان پیش بگیریم؟

١. پیشگیری کنیم

بسیاری از کارهایی که باید انجام دهیم تا مؤثر و  کارآمد باشیم، به برنامه‌ریزی قبلی نیاز دارند، بنابراین «راهکارهای پیشگیری‌» را بارها و بارها مطالعه و به آن مراجعه کنید.

٢. به جای بچه‌ها به دنبال راه‌حل نباشیم

اگر معلم فرزندمان برای ما یادداشتی ارسال کرد یا با ما تماس گرفت، از خود فرزندمان بپرسیم که چه مشکلی دارد و قصد دارد برای حل این مشکل چه کاری انجام دهد. به جای این‌که فکر کنیم ما باید مشکل را حل کنیم، گوشی را به خودش بدهیم تا با معلمش صحبت کند و مشکلش را با او در میان بگذارد. می‌توانیم از معلم بخواهیم جلسه‌ای نیز برگزار کند که خودش، ما و فرزندمان در آن حضور داشته باشیم. یادمان باشد این جلسه برای یاری‌رساندن به فرزندمان است که بتواند خودش مشکلش را حل کند، نه برای محاکمه‌ی او!

٣. سرزنش همیشه ممنوع است

وقتی فرزندمان انجام تکالیفش را تا دقایق آخر به تأخیر می‌اندازد، با او همدردی کنیم و به حرف‌هایش گوش بدهیم، اما برای رهایی او تلاش نکنیم. همچنین جلوی این وسوسه را بگیریم که دوست داریم به او بگوییم: «من که بهت گفته بودم! دیدی چقدر بد شد که حرفم را گوش نکردی؟» (به مورد سوم از «راهکارهای پیشگیری‌» نگاه کنید). این نوع سرزنش، بسیار نامحترمانه است و چنین به نظر می‌آید که فکر می‌کنیم فرزندمان احمق است و نمی‌تواند موقعیتی را که ما پیش‌بینی می‌کنیم، درک کند. 

بچه‌ها از پیگیری قاطعانه‌ و مهربانانه‌ی ما بیشتر خواهند آموخت تا از سرزنش و توبیخ.

۴. همدلی کنیم

وقتی فرزندمان از اینکه دیر تکلیفش را شروع کرده شکایت می‌کند، با همدلی به او گوش دهیم. ممکن است بگوییم: «حتماً خیلی ناراحتی که زودتر شروع نکردی.» اما در مقابل وسوسه برای سرزنش یا نجات کودک مقاومت کنیم. ممکن است فرزندمان بهانه‌های بی‌اساسی بیاورد که کارش را توجیه کند؛ هر چه می‌گوید با همدلی گوش بدهیم.

۵. حل مسئله به تعامل و همراهی نیاز دارد

ما و فرزندمان می‌توانیم به هم کمک کنیم تا مشکل حل شود. به فرزندمان توجه کنیم و مشکلات او را درک کنیم و در عین حال مشکلات خودمان را نیز بیان کنیم، سپس با هم برای پیداکردن راه‌حل‌ها همفکری کنیم تا وقتی که بتوانیم راه‌حلی را  انتخاب کنیم که برای هردوی ما کارآمد باشد. تا زمانی که با فرزندمان بر سر یک راه‌حل مؤثر توافق نکرده‌ایم، از معلم تقاضای گزارش پیشرفت نکنیم، اما اگر فرزندمان فکر می‌کند این کار مفید است، با درخواست گزارش پیشرفت تا جایی که می‌توانیم از او حمایت کنیم.

۶. افکار و احساساتمان را صادقانه بیان کنیم

برای ابراز افکار، احساسات و تمایلات خود از صداقت عاطفی استفاده کنیم بدون اینکه از فرزندمان بخواهیم مثل ما فکر یا احساس کند یا به آنچه ما تمایل داریم، تمایل داشته باشد. مثلاً می‌توانیم بگوییم: «درس‌خواندن برای من مهم است. من نگران می‌شوم وقتی می‌بینم برای تو مهم نیست. من واقعاً امیدوارم تو ارزش خوب درس‌خواندن را کشف کنی. اگر به کمک نیاز داشتی خواهش می‌کنم به من بگو.» 

 

چطور از بروز مشکلات تکلیف شبانه پیشگیری کنیم؟

1. برای یادگیری در خانه وقت بگذاریم.

بهتر است در خانه فرصتی را برای داشتن آرامش و فضایی بدون تلویزیون و رسانه در نظر بگیریم که در آن مدت، هر کس درگیر شکلی از یادگیری و آموزش باشد. فرزندمان ممکن است بخواهد در این فرصت، تکالیفش را انجام دهد، اما حتی اگر نخواهد از این فرصت استفاده کند، مهم است که فضایی برای تمرکز و تفکر ایجاد کرده باشیم.

۲. قبل از اقدام، مشاهده کنیم و گزارش دهیم.

قبل از اینکه به هر راه‌حلی برسیم، به مدت یک هفته عملکرد فرزندمان را در انجام تکالیفش بررسی کنیم. سپس در کنار فرزندمان بنشینیم و آنچه را دیده‌ایم، تغییراتی را که دوست داریم ایجاد شود و کارهایی را که می‌توانیم برای کمک به او انجام دهیم، با خودش در میان بگذاریم. 

برای مثال به فرزندمان بگوییم:

«هفته‌ی گذشته من متوجه شدم که تو انجام تکالیفت را تا پیش از وقت خواب شروع نمی‌کنی. دوست دارم زودتر شروع کنی. اگر دوست داری همراه داشته باشی، خوشحال می‌شوم به تو کمک کنم. می‌توانیم برنامه‌هایمان را بررسی کنیم و ببینیم چه زمانی مناسب‌تر است که بتوانیم کنار هم بنشینیم، من کتابم را بخوانم یا با کامپیوتر کار کنم و تو تکالیفت را انجام ‌دهی. مثلاً بین ساعت شش‌و‌نیم عصر تا هشت‌و‌نیم شب می‌توانی روی من حساب کنی، اما بعد از آن دیگر خیلی دیر است.»

٣. کنار بکشیم.

به فرزندانمان بگوییم که از این به بعد دیگر در مورد کارهای مدرسه‌ی آن‌ها غر نمی‌زنیم و به آن‌ها تذکر نمی‌دهیم. سپس لازم است واقعاً این کار را عملی کنیم. اجازه دهیم آن‌ها پیامدهای انجام‌ندادن تکالیفشان را در مدرسه تجربه کنند. می‌توانیم با معلم فرزندمان تماس بگیریم و به او اطلاع دهیم که چنین تصمیمی گرفته‌ایم و علت آن را برای او توضیح دهیم.

۴. کمک‌راننده باشیم نه راننده!

به معلم فرزندمان بگوییم که معتقدیم کارهای مدرسه وظیفه‌ی فرزند ماست، نه وظیفه‌ی ما. اگر مشکلی وجود دارد، خوشحال می‌شویم که در کنار فرزندمان بنشینیم و به او کمک کنیم تا راه‌حلی پیدا کند؛ البته اگر خودش درخواست کمک کند. 

بعضی‌وقت‌ها ممکن است فرزندمان برای تعامل با یکی از معلمانش به کمک ما نیاز داشته باشد. در چنین مواقعی بهتر است با فرزندمان و معلمش نشست مشترکی داشته باشیم و حرف‌های یکدیگر را کامل گوش دهیم.

۵. من هستم، اما با مسئولیت و زمان محدود!

به فرزندانمان بگوییم اگر کمک بخواهند می‌توانند در زمان‌هایی که برنامه‌ریزی کرده‌ایم روی ما حساب کنند، اما فقط برای کمک و مشورت بدون اینکه بخواهند ما کار آن‌ها را بر عهده بگیریم. مثلاً ممکن است بگوییم: «برای کمک در تکالیفت روزهای سه‌شنبه و پنجشنبه از ساعت هفت تا هفت‌و‌نیم بعدازظهر می‌توانی روی من حساب کنی.»

۶. من هم برای خودم برنامه‌هایی دارم!

برای برخی از کارهای شخصی از قبل برنامه بریزیم؛ مثل رفتن به کتابخانه یا خرید. این کار باعث می‌شود فرزندانمان دریابند که ما همیشه در اختیار آن‌ها نیستیم و این مسئولیت آن‌هاست که کارهای ضروری خود را از پیش به ما اطلاع دهند.

7. هرگز مقایسه نکنیم.

هرگز نباید فرزندانمان را با هم مقایسه کنیم. این کار به جای انگیزه‌دادن به بچه‌هایی که کند هستند، باعث دلسردی آن‌ها می‌شود.

۸. کلیشه‌ای فکر نکنیم. 

برخی از کودکان اصلاً از مدرسه خوششان نمی‌آید. برای آموزش و پیشرفت این کودکان بهتر است برنامه‌های آموزشی فردی در نظر بگیریم. نباید گرفتار این کلیشه شویم که یگانه راه موفقیت، کسب مدرک دانشگاهی است. این واقعیت را بپذیریم که همه نباید درس‌خوان باشند. همچنین بدانیم که برخی از کودکان دیر شکوفا می‌شوند. آن‌ها ممکن است از مدرسه اخراج شوند و بعد از آن تصمیم بگیرند که به مدارج دانشگاهی برسند. به آن‌ها بگوییم که اگر در مدرسه عملکرد خوبی نداشته‌اند، شکست‌خورده محسوب نمی‌شوند و روزی ممکن است تصمیم بگیرند که دوباره تلاش کنند.

۹. به شیوه‌ی یادگیری فرزندمان احترام بگذاریم.

امکان یادگیری به روش‌های مختلف را فراهم کنیم. شاید عجیب باشد، اما بعضی از افراد وقتی تلویزیون یا رادیو روشن است بهتر یاد می‌گیرند و بعضی دیگر برای یادگرفتن به سکوت کامل نیاز دارند. بعضی از افراد به مطالعه‌ی زیاد نیازی ندارند و اندک مطالعه‌ای برای درک و یادگیری‌شان کافی است و بعضی افراد باید زمان زیادی را صرف یادگیری کنند.

سعی نکنیم شکل یادگیری فرزندمان را به شکل دلخواه خودمان تغییر دهیم. شکل یادگیری موضوعی برای جدال با فرزندمان نیست. در این مسئله نتیجه مهم است، نه روش آن.

۱۰. غیر مستقیم نقش‌آفرینی کنیم.

روش‌هایی برای حمایت از مدرسه‌ی فرزندمان و فرآیند آموزش بدون دخالت مستقیم در کارهای مدرسه پیدا کنیم. خیلی از ضعف‌ها به کمک ما پدرومادرها ترمیم‌شدنی است. از طرفی تمایل ما به اصلاح نباید به شکلی باشد که بخواهیم امور مدرسه را بر اساس نظر خودمان تغییر دهیم. مثلاً خوب است اگر مهارت خاصی داریم و فرصت کافی داریم، داوطلب شویم و  در مدرسه کلاس‌هایی را برای آموزش بر عهده بگیریم، یا به انجمن اولیا و مربیان بپیوندیم.

۱۱. نیاز فرزندمان به یاریگر را تشخیص دهیم.

از این حقیقت آگاه باشیم که فرزندمان ممکن است به کمک بیشتر نیاز داشته باشد. اگر فرزندمان با کمک ما مخالف است، معلم خصوصی بگیریم یا دوستی را پیدا کنیم که به او کمک کند. گاهی کمک یاریگر دیگر، به مراتب مؤثرتر از کمک ما به فرزندمان است. 

۱۲. برنامه‌ریزی مشارکتی داشته باشیم.

فرزندمان را در برنامه‌ریزی روزانه‌اش مشارکت دهیم و از او نظرخواهی کنیم. این که بهترین زمان برای انجام‌دادن تکالیفش چه وقتی است و کجا می‌خواهد تکالیفش را انجام دهد(مثلاً پشت میز ناهارخوری یا در اتاق خودش) باید با نظر خود او تعیین شود.

 

بچه‌ها در این رابطه چه مهارت‌هایی می‌توانند یاد بگیرند؟

کودکان می‌توانند یاد بگیرند که خودشان می‌توانند فکر کنند و مسئولیت پیامد انتخاب‌هایشان را بپذیرند.

 آن‌ها می‌توانند کشف کنند که اشتباه‌ها فرصت‌هایی عالی برای یادگیری‌اند و نحوه‌ی حل مشکلات را یاد بگیرند و احساس خوبی نسبت به خودشان داشته باشند و جرئت و اعتماد‌به‌نفس لازم را برای مقابله با موقعیت‌هایی که در زندگی پیش می‌آید، به دست بیاورند. آن‌ها یاد می‌گیرند که اگر مسئولیت وظایفشان را بپذیرند و از پدرومادرشان کمک بخواهند، پدرومادر از آن‌ها حمایت خواهند کرد. 

حواسمان باشد که:

1. گاهی ممکن است خودمان مسئولیت کار فرزندمان را بپذیریم و بعد دچار این خطای ادراکی شویم که فرزندمان آن را انجام داده چرا که در نهایت کار انجام شده است. مراقب باشیم که این اشتباه رخ ندهد.

2. به جای اینکه فرزندانمان را به خاطر شکست، شرمنده یا تنبیه و تحقیر کنیم، باور داشته باشیم که فرزندانمان از شکست‌ها یادگیری‌های بی‌نظیری خواهند داشت؛ اگر ما این فرصت را با سرزنش و شماتت خراب نکنیم.

 

دو نمونه‌ی واقعی:

فرانک شانزده‌ساله مجبور بود در کلاس‌های تابستانی مدرسه شرکت کند، چون برای فارغ‌التحصیل شدن نمره کم داشت. پدرومادرش او را سرزنش نکردند و تلاشی هم نکردند که مشکل او را حل کنند. در میانه‌ی تابستان، آن‌ها درباره‌ی ارزش انجام‌دادن به‌موقع تکالیف درسی گفت‌وگو کردند. فرانک گفت: «من دوست ندارم تابستانم را از دست بدهم و دوست ندارم دوباره این اتفاق بیفتد. برای همین برنامه‌ریزی می‌کنم تا سال بعد وضعیتم را بهتر کنم.» 

پس از آن، فرانک برنامه‌اش را اجرا کرد. پدرومادرش هرگز تکالیفش را به او یادآور نشدند و فقط از او خواستند تا اگر نیاز داشت، از آن‌ها کمک بخواهد.

ممکن است عجیب به‌نظر برسد، اما بسیاری از پدرومادرها راه‌حلی که برای این مشکل فرزندشان پیدا کردند این بوده که تکالیفش را برایش انجام دهند! 

پدری می‌گفت:

«من به دخترم گفتم که متوجه شده‌ام او همیشه تکالیفش را انجام نمی‌دهد و چون نگران این مسئله هستم، دوست دارم داوطلبانه تکالیفش را برایش انجام دهم. او طوری به من نگاه کرد که انگار دیوانه‌ام و بعد خندید و گفت: حتماً، مشکلی نیست. به او گفتم هر روز ساعت پنج‌و‌نیم کنارم بنشیند و تکالیف را با من مرور کند و به من نشان بدهد که چه باید بکنم و اگر لازم بود سؤال‌هایم را جواب بدهد. 

شب اول این کار را انجام دادیم و من بیشتر تکالیف را انجام دادم و سؤال‌های کمی برایم پیش آمد. شب بعد برای این‌که بتوانم کار را به شکل مناسبی به پایان برسانم، مجبور شدم مدام از دخترم بپرسم که اطلاعات لازم را از کجا می‌توانم پیدا کنم و آیا معلمش توضیح داده که مسئله‌ی ریاضی‌ کتابش از چه روشی محاسبه‌ می‌شود یا نه. پس از آن، او بدون آن که بداند، بیشتر کارهایش را خودش انجام می‌داد و من فقط در جاهایی که به وضوح متوجه می‌شدم دچار اشکال شده، به او کمک می‌کردم و در کنار هم سرگرم می‌شدیم.»

شما در رابطه با تکالیف درسی فرزندتان با چه مشکلاتی روبه‌رو هستید؟

 

منبع: کتاب انضباط مؤثر و کتاب تربیت سالم در خانه

 

به این مطلب چه امتیازی می‌دهید؟

ارسال نظر

00:0000:00

محتوای مشابه

ما در مسیر لذت‌بخش تربیت فرزندانتان همراه شما هستیم.

نماد اعتماد الکترونیکی

حامیان:

sponsorLogo1
sponsorLogo2

راه‌های ارتباطی:

آدرس: میدان نوبنیاد، پاسداران جنوب، خیابان عابدینی ‌زاده، پلاک ۱۲، واحد ۳

تلفن: 02122797495

ایمیل: danabon.ir@gmail.com

FOOTER