تقویت مهارت خودآگاهی در کودکان
ممکن است از خود بپرسید آیا واقعاً فکر خوبی است که برای آموزش از بازی استفاده کنیم؟
پژوهشها نشان دادهاند که بازیها برای رشد سالم در اوایل دوران کودکی و بعد از آن ضروری هستند. بازیها برای یادگیری در هر سنی بینظیرند.
بازی به کودکان کمک میکند آنچه را میدانند و نمیدانند تمرین کنند و به آنها اجازه میدهد از طریق آزمون و خطا راه حلهایی برای مشکلات پیدا کنند، از بهترین راهکارها استفاده کنند و اعتمادبهنفس و مهارتهای جدیدی در خود ایجاد کنند.
در زندگی پرمشغلهی ما، ارزش بازی بهراحتی فراموش میشود. ما اغلب فکر میکنیم بازیها وقت را تلف میکنند و بهتر است فرزندانمان به جای بازی، مستقیماً مطلبی را یاد بگیرند، اما روانشناسان و مربیان معتقدند که ما باید بازی را در جایگاه یادگیری جدی ببینیم.
بازی میتواند مهارتها و تواناییهای فکری کودکان را پرورش دهد و به آنها کمک کند در تحصیل و شغل آیندهی خود، از جمله در یادگیری زبان، موفق شوند. تعادل بین لذت و چالش،بازیها را به ابزاری شگفتانگیز برای یادگیری تبدیل میکند.
بازیها و فعالیتهای پیشنهادی این نوشتار به شما پدرومادرها و مربیان کمک خواهد کرد که مهارتهای زندگی را در قالب بازی با بچهها تمرین کنید:
روشهای کاربردی برای تقویت مهارت خودآگاهی در کودکان
۱.فعالیت هوشیاری بدنی: این نوع فعالت میتواند به کودکان خردسال کمک کند که خود را بپذیرد و آگاهی بدنی خود را افزایش دهد. کارهایی مانند آویزانکردن جدول قد و رشد روی دیوار یا اشارهی کودک به قسمتهای مختلف بدنش روبهروی آینه، فعالیتهای سرگرمکنندهای هستند. کودکان میتوانند طرح کلی بدن یا دست و پاهای خود را نیز ترسیم کنند.
۲.جمعآوری عکس از مجلات: میز کوچکی وسط اتاق قرار دهید و صندلیها را به صورت دایرهای دور آن بچینید. تعداد زیادی عکس خانه، میوه و حیوان را در اندازههای مختلف روی میز بگذارید و از بچهها بخواهید یک عکس را انتخاب کنند و بعد از معرفی آن، توضیح دهند که چرا آن تصویر را دوست دارند. افراد مختلف این امکان را دارند که یک عکس مشترک انتخاب کنند.
۳.بچهها همانطوری که شروع به راهرفتن و آرام دویدن میکنند، دربارهی خودشان توضیح میدهند. راهنما از یکی از بچهها میخواهد که یکی دیگر را با یک جمله توصیف کند؛ بدون اینکه از او اسم ببرد. وقتی آن جمله گفته شد، سایر بچهها باید بفهمند که او دربارهی چه کسی حرف زده است. اولین نفری که فهمید، باید به سرعت به سمتش برود و اگر درست رفته باشد میتواند جملهی توصیفی بعدی را انتخاب کند. جملات میتوانند چیزی شبیه این باشند: موهایش کوتاه است، عینک میزند، رنگ لباسش آبی است.
۴.از بچهها بخواهید کاغذی را به دو قسمت تقسیم کنند؛ در نیمی از آن کاری را که میتوانند انجام بدهند بکشند و در نیمهی دیگر کاری را که نمیتوانند. سپس راجع به آن کارها با بچهها صحبت کنید.
۵.از بچهها بخواهید دور هم بهشکل دایره بنشینند تا همه بتوانند همدیگر را ببینند، سپس به آنها بگویید با دقت به هم نگاه کنند و تصویر و چهرهی همدیگر را به خاطر بسپارند. سپس یکی از بچهها را صدا کنید و از او بخواهید از جای خود بلند شود و چشمهایش را چند لحظه ببندد، و بعد به دوستانش بگوید که موهای کدامیک از دوستانش شبیه اوست، رنگ چشم چه کسی همرنگ چشمهای اوست و آیا کسی هست که صدایش شبیه صدای او باشد یا کسی هست که چهرهاش شبیه چهرهی او باشد. بعد از آن، دوباره از بچهها بخواهید تا به همدیگر خوب نگاه کنند. این بار از آنها بخواهید به تفاوتهای هم توجه کنند، پس از چند دقیقه یکی دیگر از بچهها را صدا کنید تا دربارهی تفاوتهایش در ظاهر، لباسپوشیدن، نوع حرفزدن و خندیدن با سایر دوستانش گفتوگو کند. با انجام این فعالیت بچهها متوجه میشوند که از برخی جهات به هم شبیه هستند و از برخی جهات با هم تفاوت دارند.
۶.پیشنهاد شروع جملات به بچههای بزرگتر و تشویق آنها به تکمیل جملات، یک فعالیت عالی برای ایجاد خودآگاهی است.
با این مثالها شروع کنید:
وقتی حوصلهام سر میرود، دوست دارم ...
در اوقات فراغت، ترجیح میدهم..
زمانی خوشحال میشوم که...
وقتی اشتباه میکنم...
وقتی به هدفهایم فکر میکنم...
۷.از بچهها بخواهید چشمهایشان را ببندند و تجسم کنند که به اسباببازیفروشی رفتهاند و دنبال یک اسباببازی نمونه میگردند. به آنها بگویید منظورتان یک اسباببازی خاص است که از هر نظر با اسباببازیهای دیگر فرق داشته باشد. بعد از آن، به بچهها خاطرنشان کنید که خودشان هم مثل همان اسباببازی خاص هستند و هر یک ویژگیهایی دارند که هیچ بچهی دیگری ندارد. از بچهها بخواهید راجع به اسباببازی ویژهشان با شما گفتوگو کنند.
۸.خواندن داستانی را به همراه کودک آغاز کنید و در بخشهای مختلف آن مکث کنید و از کودک بخواهید تا دربارهی آنچه در ذهن شخصیتهای داستان میگذرد برایتان توضیح دهد. مثلاً «گرگ داستان ما به چه چیزی فکر می کرد؟» یا «در زمانی که خرگوش از لاک پشت عقب افتاد با خودش چه فکری کرد؟»
۹.فعالیت سرگرمکنندهی دیگر برای بچههای کوچکتر بازی بشقاب ایموجی است. با ساختن بشقابهای کاغذی و ساختن صورتکهای با احساسات متفاوت به کودکان کمک کنید واژگانی برای حرف زدن دربارهی احساساتشان پیدا کنند؛احساساتی مثل شادی، غم، عصبانیت و احساساتی مثل امیدواری و دلخوری که پردازش آنها سختتر است.
خوراکیهای کلیدی
همهی ما میخواهیم کودکانی را تربیت کنیم که در بزرگسالی شاد و مسئولیتپذیر باشند. ما در جایگاه پدرومادر باید بدانیم که بزرگکردن فرزند و تبدیل او به یک بزرگسال موفق آسان نیست. سالهای اولیهی زندگی در تعیین بزرگسالی فرزند ما بسیار مهم است، ازاینرو باید تمام توجه و زمان خود را به آن اختصاص دهیم زیرا دوران کودکی دورانی است که بیشترین اهمیت را دارد و بازگشتناپذیر است.
