بداخلاقی کودکان
وقتی فرزندمان خودش را روی زمین میاندازد و فریاد میکشد، بهویژه زمانی که این اتفاق در مکان عمومی میافتد، ما پدرومادرها چه کار میتوانیم بکنیم؟
بچهها گاهی از ابزار اوقاتتلخی، بداخلاقی یا بدقلقی استفاده میکنند که از پدرومادر باج بگیرند. آنها دقیقاً میدانند کجا و چطور باید این کار را انجام دهند تا پدر یا مادر خود را مجبور کنند که تسلیم شوند.
در این نوشتار، چگونگی مواجهه با این رفتار کودکان را بررسی میکنیم.
اوقاتتلخیها و بداخلاقیهای بچهها
- پسر من در حضور دیگران بهشدت بدرفتار میشود. او در مقابل قرارهایی که قبلاً گذاشتهایم، با اوقاتتلخی و هوچیگری مقاومت میکند و سعی میکند من را تحت فشار بگذارد و موفق هم میشود. واقعاً نمیدانم اگر نخواهم در حضور دیگران تسلیم او شوم، در برابر این رفتار او چه کار کنم.
- دختر پنجسالهام به خوبی یاد گرفته که چطور در فروشگاه و مکانهای عمومی آبروریزی راه بیندازد و خواستهاش را به ما تحمیل کند. او خوب میداند که در حضور دیگران دستوپای من بسته است و با اینکه قبلش حرف زدهایم و قول و قرار گذاشتهایم، خودش را روی زمین پهن میکند، جیغ میکشد، گریه میکند و با بدقلقی و بداخلاقی تلاش میکند ما را مجبور کند خواستههایش را بپذیریم. در چنین موقعیتهایی چه کار میتوانم بکنم؟
- اوج بداخلاقی و بدقلقی پسر من وقتی است که از خواب بیدار میشود. تا مدت طولانی فقط اوقاتتلخی میکند. آنقدر کلافهکننده است که واقعاً میترسیم بیدارش کنیم. وقتی اوقاتتلخی میکند هر پیشنهادی هم میدهیم قبول نمیکند. اصلاً معلوم نیست چه میخواهد.
علت بداخلاقی کودکان چیست؟
بداخلاقی کودکان در اغلب اوقات باعث خشم یا احساس شرم پدرومادر میشود. گاهی وقتها کودکان به این دلیل اوقاتتلخی میکنند که از حضور در مکانهایی که پدرومادر آنها را با خود میبرند، خسته میشوند و مهارت کافی برای روبهرو شدن با آن موقعیتها را ندارند.
این نکته را هم باید در نظر داشته باشیم که در پسِ هر کدام از رفتارهای کودکان ممکن است هدفی وجود داشته باشد؛ ممکن است برای جلب توجه بزرگسالان یا برای بهدستآوردن چیزی که میخواهند بداخلاقی کنند یا از این روش برای قدرتطلبی یا انتقامگرفتن استفاده کنند یا بخواهند پدرومادر را وادار کنند که تنهایشان بگذارند.
بداخلاقی رفتاری نمایشی و عاطفی است. کودک ممکن است احساس خشم یا ناامیدی کند یا بخواهد رفتارهای محدودکننده پدر و مادرش را تلافی کند و یا حتی به سرگرمی نیاز داشته باشد. ما زمانی بیشترین کارآمدی را داریم که هدف و احساسِ پنهانشده در پشت اوقاتتلخی بچهها را پیدا کرده و با آن مقابله کنیم. شاید بد نباشد به مقاله کودکان خشمگین هم سری بزنید.
بهتر است در برابر بداخلاقی کودکان چه کارهایی انجام دهیم؟
١. نادیدهگرفتن
یکی از روشهای مقابله با بداخلاقی بچهها نادیدهگرفتن آن است. به سادگی ساکت بمانیم و تا پایان آن صبر کنیم.
۲. سکوت و اقدام
روش دیگر حرفنزدن و اقدامکردن است. یکی از شیوههای انجام این کار، بغلکردن کودک با مهربانی و قاطعیت و ترکِ مکان عمومی است. اگر فرزندمان را بلند کردیم و او خود را به سمت دیگری کشید، مقاومت نکنیم. همچنان به سکوت ادامه دهیم و اجازه دهیم او ما را به طرفی که میخواهد بکشد تا وقتی دست از این کار بردارد. سپس درحالیکه همچنان دست او را با قاطعیت و مهربانی در دست گرفتهایم، شروع کنیم به راهرفتن به طرف بیرون از مکان عمومی. هربار که فرزندمان مقاومت کرد، این کار را تکرار کنیم. فرآیند این کار شبیه به الاكلنگ است؛ مقاومت نکردن ما در مقابل کودک و پیروی از او تا وقتی از مقاومت دست بردارد.
اگر خودمان را درگیرِ جنگ قدرت نکنیم، فرزندمان معمولاً پس از سه تا پنج بار مقاومت، از آن کار دست برمیدارد.
٣. آغوش و محبت
درآغوشگرفتن و آرامکردن به هنگام اوقاتتلخی ممکن است برای برخی از کودکان چارهساز باشد. میتوانیم به او بگوییم: «ناراحت شدهای؟ اشکالی ندارد. همهی ما ممکن است ناراحت شویم. من کنارت هستم و دوستت دارم.»
۴. نترسیدن
از عصبانیت و ناراحتی کودکان نترسیم. اشکالی ندارد که ما پدرومادرها گاهی بگوییم «نه». عصبانیشدن فرزندمان هم ایرادی ندارد. ما همیشه مسئول حال خوب فرزندانمان نیستیم و مجبور نیستیم برای بهبود همهی موقعیتها کاری بکنیم. برای بچهها خوب است که یاد بگیرند چگونه با هیجانهایشان مقابله کنند. اگر ما پدرومادرها، با مشاجره و سرزنش، آتش خشم بچهها را برافروختهتر نکنیم، این کار خودبهخود و سریعتر انجام خواهد گرفت.
۵. باجندادن
وقتی اوقاتتلخی فرزندمان به پایان رسید، دیگر هیچ حرفی دربارهی آن نزنیم. اگر فرزندمان از بداخلاقی استفاده میکند برای باجخواهی عاطفی از ما، درصورتیکه خریدار آن نباشیم، خیلی زود این رفتار را ترک خواهد کرد.
۶. تمرکز روی رفتار خودمان
به جای آنکه تلاش کنیم فرزندمان را به انجام کاری وادار کنیم، دربارهی کاری که خودمان خواهیم کرد تصمیم بگیریم و آن را اجرا کنیم. این کار فقط موقعی مؤثر واقع میشود که از پیش برای آن برنامهریزی کرده باشیم، (به مورد ۵ از نوشتار راهکارهای پیشگیری از بدخلقی و اوقاتتلخی رجوع کنید).
پیشگیری از بداخلاقی کودکان
1. آموزش دهیم
بداخلاقی کودکان یکی از واکنشهایی است که آنها در زمان ناامیدی و دلسردی از خود بروز میدهند و یکی از دلایل آن این است که واکنش مؤثرتر و مفیدتری برای رفع ناامیدی و دلسردی خود نیاموختهاند. وقتی فرزندمان آرام است، از او بپرسیم: «دوست داری راههای دیگری برای رفع ناامیدی خودت یاد بگیری؟» به او یاد بدهیم که به جای استفاده از نمایش هیجانی، احساسات خود را با کلمات بیان کند.
۲. نقش خودمان را ببینیم
به رفتارهای خودمان توجه کنیم؛ رفتارهایی که ممکن است زمینهی بداخلاقی فرزندمان را فراهم کرده باشد. بیشتر کودکان، خودشان بداخلاقی را شروع نمیکنند. ممکن است ما با فرزندمان بحث و دعوا کنیم یا از او درخواستی داشته باشیم یا برایش تعیین تکلیف کنیم تا جایی که او خشم خود را با اوقاتتلخی نشان دهد.
٣. پیشبینی کنیم
وقتی فرزندمان آرام است، از او بپرسیم: «دوست داری وقتی عصبانی هستی، چه کاری برایت انجام بدهم؟» این گفتوگو را فقط زمانی آغاز کنیم که میتوانیم با آرامش دربارهی آن حرف بزنیم. به فرزندمان حق انتخابهایی بدهیم، مثل: «دوست داری بغلت کنم یا دوست داری صبر کنم تا آرام شوی یا ترجیح میدهی تا وقتی احساس بهتری داشته باشی به محل فاصلهی سالم بروی؟»
کودکان مداخلهای را که خودشان از پیش انتخاب کرده باشند، راحتتر میپذیرند.
۴. نمایش بازی کنیم
پیش از رفتن به مکانهای عمومی، نمایش بازی کنیم (کودکان سه تا ششساله آن را به صورت بازی «بیا نمایش اجرا کنیم» بهتر میپذیرند). رفتار موردنظر را توصیف کنیم و وانمود کنیم در مکانی عمومی هستیم و فرزندمان در حال بداخلاقی و اوقاتتلخی است. اجازه بدهیم فرزندمان نقشِ کودک بداخلاقی را بازی کند و سرگرم شود و خودمان نقشی را بازی کنیم که در آن موقعیت انجام خواهید داد.
تعویض نقشها هم میتواند سرگرمکننده و کارآمد باشد. بعد از نمایش اول، خودمان نقش کودکی را بازی کنیم که بداخلاقی میکند و بگذاریم فرزندمان نقش پدر یا مادری را بازی کند که با بداخلاقی فرزندشان مقابله میکنند.
۵. برای آموزش وقت بگذاریم
پس از بازی «بیا نمایش اجرا کنیم»، بلافاصله برای آموزش وقت بگذاریم؛ برنامهریزی کنیم و به مکانی عمومی برویم که موقعیت مناسبی برای تمرین رفتارهای آموزشدادهشده است. اگر اوقات تلخی فرزندمان شروع شد، بلافاصله بدون خشم و عصبانیت طبق آموزشها آن را پیگیری کنیم.
۶. از قبل توضیح دهیم که چه خواهیم کرد
دربارهی کاری که میخواهیم انجام بدهیم، تصمیم بگیریم و آن را از قبل به فرزندمان اطلاع دهیم. برای مثال ممکن است تصمیم بگیریم فرزندمان را به داخل اتومبیل ببریم و صبورانه کتابی بخوانیم تا وقتی او آرام شود و به ما بگوید آماده است که دوباره به مکان عمومی بازگردد، یا ممکن است تصمیم بگیریم بلافاصله به خانه بازگردیم. هر تصمیمی که میگیریم، آن را با قاطعیت و آرامش اجرایی کنیم. به عبارت دیگر بهتر است فقط به آنچه میگوییم عمل کنیم. تنها حرف مؤثری که میتوانیم به زبان بیاوریم این است که «وقتی آماده بودی میتوانیم دوباره برگردیم.» (اگر در اتومبیل هستیم) یا «میتوانیم فردا یا هفتهی آینده دوباره به فروشگاه برویم.» (اگر به خانه برگشتهایم).
۷. نشست خانوادگی برگزار کنیم
مشکل بداخلاقی را در نشست خانوادگی مطرح کنیم و بگذاریم فرزندانمان دربارهی راهحلهای آن همفکری کنند. پس از تهیهی فهرستی از پیشنهادها، اجازه دهیم فرزندمان که گاهی بداخلاقی میکند، یکی از پیشنهادهایی را انتخاب کند که فکر میکند بیشتر به او کمک خواهد کرد.
بچهها در این رابطه چه مهارتهایی میتوانند یاد بگیرند؟
کودکان میتوانند یاد بگیرند که با بداخلاقی و اوقاتتلخی و باجخواهی عاطفی نمیتوانند آنچه را میخواهند به دست آورند و راههای بهتری برای ابراز احساساتشان وجود دارد. آنها میتوانند دریابند که تجربهی احساسات مختلف هیچ ایرادی ندارد و ما دوستشان داریم؛ حتی اگر عصبانی یا برآشفته شوند.
حواسمان باشد که:
1. هرچه فرزندمان را بیشتر در تصمیمگیریهایی شرکت دهیم که به خودش مربوط است، او کمتر احساس خواهد کرد که لازم است با بدخلقی برای خودش حق اظهارنظر به دست آورد.
2. بعضی از کودکان و همچنین برخی از بزرگسالان دوست دارند پیش از قبولِ آنچه ناگزیرند بپذیرند، جنجال به پا کنند، اعتراض کنند و بداخلاقی کنند. شاید بداخلاقی و جنجال رانندهای را دیده باشید که خلاف جهت به خیابان یکطرفه وارد شده و به دلیل مواجهشدن با خودروی مقابل مجبور است دندهعقب برود. راننده خودش خیلی خوب میداند که مجبور است مسئولیت تخلفش را بپذیرد و راه را باز کند، اما قبل از پذیرفتن آن و برگشت به عقب، کمی بداخلاقی و جنجال به پا میکند! این روش این افراد است و نباید موجب ناراحتی ما شود. وقتی جنجال و اوقاتتلخیشان تمام شد، اغلب آنچه را که باید انجام دهند، انجام میدهند. مهم است که ما ماهیت اینگونه جنجالها و بداخلاقیها را که صرفاً جهت تسکین فشاری است که در آن موقعیت تحمل میکنند، بشناسیم و علاوه بر اینکه وارد جنگ و تقابل با آنها نمیشویم، از آنچه باید انجام شود هم صرفنظر نکنیم. اگر بادبان خود را از طوفانی که آنها به پا میکنند دور نگه داریم، قایق ما به تلاطم درنخواهد آمد.
مرحلهی هیجانی مناسب برای واکنش به یک بداخلاقی
یک مشاور رفتارشناس مراحل یک هیجان ناشی از خشم (بداخلاقی) را اینگونه تعریف کرد:
- تحریک یا برانگیختگی.
- اوجگیری، پرخاشگری و فروکش.
- افسردگی پس از فروکش.
او سپس نتیجهی مطالعهاش روی این موضوع را که «واکنش به بداخلاقی در کدام مرحله میتواند مؤثرتر باشد»، اینگونه بیان کرد:
اگر در مرحلهی برانگیختگی یا تحریک وارد عمل شویم، اغلب به تشدید آن کمک میکنیم.
اگر در مرحلهی اوجگرفتن این کار را انجام دهیم، نمیتوانیم واکنش فرد را پیشبینی کنیم و هیچکس نمیداند که در نهایت چه پیش خواهد آمد.
اما اگر تا مرحلهی افسردگی پس از فروکش صبر کنیم، به احتمال بسیار زیاد اوقاتتلخی تکرار نخواهد شد.
بنابراین وقتی شخصی سر ما داد میزند، بهترین کار این است که به آرامی گوش دهیم، علاقه یا احساس دوستی خودمان نسبت به او را بهطور غیرکلامی نشان دهیم، صبر کنیم و وقتی هیجان او فروکش کرد، بگوییم: «لازم است چیز دیگری بدانم که بتوانم احساست را درک کنم؟» یا «خیلی خب، ما چه کار باید بکنیم؟»
فرزند شما چه زمانی و با چه هدفی از بداخلاقی و بدقلقی استفاده میکند؟ میتوانید نظرات خود را زیر همین مقاله برای سایت دانابن بنویسید.
منبع: کتاب انضباط مؤثر و کتاب تربیت سالم در خانه
