در حال بارگذاری...

خوب یا بد‌بودن رقابت خواهر و برادرها

رقابت بین خواهر و برادرها

تقریباً به‌جز پدرومادرانی که فقط ‌یک فرزند دارند، بقیه‌ی پدرومادرها با مسئله‌ای به نام رقابت خواهر و برادرها مواجه‌اند.آن‌ها غالباً دنبال راهکارهایی می‌گردند که بتوانند رقابت خواهر و برادرها را کنترل کنند. 

در این نوشتار، علاوه بر بررسی علت‌های رقابت خواهر و برادرها، نقش خانواده در کنترل این رقابت‌ها و پیشگیری از آن‌ها را بررسی می‌کنیم. پس تا انتها این مقاله همراه دانابن باشید.

 

دردسرهای پدرومادرها

  • ما به‌تازگی دو پسرمان را به همراه پسرعمویشان که تک‌فرزند است، به مسافرت بردیم. هر سه،در تمام طول سفر، برای پیداکردن جایگاه خاص در گروه و به‌دست‌آوردن موقعیت رقابت کردند. این رفتارشان طبیعی است؟
  • رفتار دخترم در خانه طبیعی است، اما به محض اینکه به جمعی وارد می‌شود که بچه‌های دیگر هم هستند، رفتارش تغییر می‌کند. طوری رفتار می‌کند که انگار دارد نمایش بازی می‌کند و می‌خواهد همه او را ببینند. گاهی این رفتارش آزاردهنده و زننده می‌شود و کلافه‌ام می‌کند.
  • نمی‌فهمم چرا پسرم همیشه در تلاش است که برادر کوچکش را تحقیر کند. انگار منتظر است از او کوچکترین اشتباهی سر بزند و آن را به من و پدرش گزارش بدهد. اگر این چغلی‌کردن باعث شود ما برادرش را تنبیه کنیم، انگار او را به هدفش رسانده‌ایم. گاهی از خودم می‌پرسم مگر این بچه چه هیزم تری به او فروخته؟
  • بچه‌های من دائم همدیگر را مسخره می‌کنند و درست مثل سه‌تا دشمن با هم رفتار می‌کنند. نه‌تنها با هم مهربان نیستند، از مهربانی من و مادرشان با یکی از برادرهایشان ناراحت هم می‌شوند.
  • من معلم کلاس چهارم هستم. دانش‌آموزی دارم که همه‌ی تلاشش را می‌کند تا من از او راضی باشم. قسمت ناراحت‌کننده‌ی رفتار او این است که بیشتر اوقات تلاش می‌کند تا با خراب کردن همکلاسی‌هایش، خودش را محبوب کند. انتظار دارد ممنون او باشم که اشتباه هم‌کلاسی‌هایش را به من گزارش می‌دهد. انگار به دردسرافتادن دوستانش او را راضی می‌کند. این رفتارش به وضوح باعث شده همکلاسی‌هایش از او فاصله بگیرند. ایجاد رقابت سالم بین دانش‌آموزان یکی از دغدغه‌های من شده است.

 

چرا بچه‌ها رقابت می‌کنند؟

احساس اهمیت

همه‌ی ما نیاز داریم احساس اهمیت کنیم. اولین جایی که ما در آن احساس ارزشمندی و مهم‌بودن می‌کنیم خانواده است. یادمان باشد کودکان خیلی خوب مشاهده می‌کنند، اما خیلی بد تفسیر می‌کنند! وقتی فرزند جدیدی از راه می‌رسد(مشاهده)،  فرزند بزرگتر اغلب فکر می‌کند: «مامان، من را به اندازه‌ی او دوست ندارد.» (تفسیر بد)، و این باعث می‌شود او به اندازه‌ی قبل در خانواده احساس ارزشمندی و مهم‌بودن نداشته باشد. بنابراین تصمیم می‌گیرد برای به‌دست‌آوردن جایگاه خود در خانواده، تلاش‌ کند؛ تلاشی که ممکن است از نظر ما انتخاب‌ درستی نباشد.

هرچه بچه‌ها بزرگتر می‌شوند، اغلب به اشتباه تصور می‌کنند که فقط یک شخص در خانواده حق دارد مالک عنوان ویژه‌ای باشد؛ برای مثال اگر فرزند ما فکر ‌کند که خواهر یا برادرش جایگاه «ورزشکاربودن» را از قبل صاحب شده است، احتمال دارد تصمیم بگیرد دیگر سراغ ورزش نرود و فعالیت‌های دیگری را امتحان کند؛ مثلاً درس‌خواندن، نواختن ساز یا تبدیل‌شدن به یک شخصیت محبوب اجتماعی.

 

کودکان اغلب ویژگی‌های نوعی را بر پایه‌ی «ترتیب تولد» خود شکل می‌دهند. بزرگترین فرزند معمولاً تلاش می‌کند شخص شماره‌ی یک و رئیس باشد. فرزند دوم به دنبال کشف بی‌عدالتی‌هاست و اغلب سرکش می‌شود یا ممکن است سخت تلاش کند تا خود را به جایگاه فرزند اول برساند. کوچکترین فرزند فکر می‌کند مستحق توجه اضافی است، و تک‌فرزندان نیز دوست دارند ویژه باشند.

تلاش بزرگترها برای اینکه موقعیت‌هایی را به وجود بیاورند که در آن، بچه‌ها بتوانند روش‌هایی را برای منحصر‌به‌فرد‌بودن بیابند، بیهوده است. بچه‌ها راه خود را برای احساس اهمیت و ارزشمندبودن خواهند یافت.

این موضوع را هم بخونید:
این موضوع را هم بخونید:

بهترین راهکار برای حل این رقابت چیست؟

1. به دنیای فرزندانمان وارد شویم

خودمان را جای فرزندانمان بگذاریم و ببینیم از موقعیتی که در آن قرار گرفته‌اند واقعاً چه احساسی دارند:

  • بزرگترین فرزند خانواده با ورود و وجود فرزندان کوچکتر معمولاً احساس می‌کند از پادشاهی خلع شده است؛ درست مثل رئیسی که او را از کار برکنار کنند و فرد دیگری را در جایگاه او قرار دهند. 
  • فرزند کوچکتر وقتی خود را با بزرگترین فرزند مقایسه می‌کند و توانایی‌های او را می‌بیند، احساس بی‌کفایتی می‌کند.

درک‌کردن احساس بچه‌ها به ما کمک می‌کند که بتوانیم با آنان با «مهربانی» تعامل کنیم. هرگز نباید به آن‌ها بگوییم: «تو نباید چنین احساسی داشته باشی». باید به فرزندانمان اجازه دهیم احساسی را که دارند، تجربه کنند.

2. مهربان باشیم، اما قاطعیت داشته باشیم

شفقت و مهربانی به معنای همدردی نیست. این که با حمایت بیش از اندازه از فرزندمان، تلاش کنیم او را از احساسات و هیجاناتی که باید در زندگی تجربه کند دور نگه داریم، کمکی به او نمی‌کند. شفقت به معنی مهربانی و قاطعیتِ همزمان است.

3. آموزش «زورگویی» و «قربانی‌گری» را متوقف کنیم

  • «آخه چرا این بچه رو این‌قدر اذیت می‌کنی؟»
  • «خیر سرت مثلاً تو بزرگتری!»
  • «تو باید گذشت داشته باشی!»
  • «به جای اینکه مراقبش باشی...!»
  • «برو ببین مردم چطوری مراقب خواهر و برادرهاشونن!»

بیایید خودمان را یک‌بار جای فرزند بزرگتر و یک‌بار جای فرزند کوچکترمان بگذاریم.

این جملات چه مفهومی را به هر کدام از آن‌ها یاد می‌دهد؟

ما با مقصّردانستن همیشگی فرزند بزرگتر به او زورگوبودن و به برادر یا خواهر کوچکترش قربانی‌بودن را یاد می‌دهیم. اولی یاد می‌گیرد که با زورگویی حق خودش را بگیرد و دومی یاد می‌گیرد که باید مظلوم‌نمایی کند یا وانمود کند قربانی‌ است تا کسی بیاید و او را نجات بدهد. جالب است که اغلبِ اوقات، کوچکترین فرزند دعوا را آغاز می‌کند؛ صرفاً به این دلیل که ما او را نجات دهیم، ولی ما متوجه نمی‌شویم چه کسی و با چه هدفی دعوا را آغاز کرده است.

پس لازم است با فرزندانمان یکسان رفتار کنیم. یا بچه‌ها را از هم جدا کنیم یا باور خود را درباره‌ی توانایی‌هایشان در حل مشکلات بیان کنیم: «بچه‌ها، مطمئنم که بلدید مشکلتان را بدون دعوا حل کنید.» 

۴. با بچه‌ها وقت ویژه بگذرانیم

از خودمان بپرسیم «بار آخری که زمان مشخصی را دوتایی با فرزندمان گذراندیم کِی بود؟» باور کنیم یا نکنیم، این ضرورت است که هر روز با هر کدام از فرزندانمان به‌تنهایی وقت بخصوصی را بگذرانیم. اگر یکی از فرزندانمان به دیگری حسادت می‌کند، می‌توانیم به او بگوییم: «من دوست دارم با هر کدام از شما جداگانه وقت بگذرانم. نوبت من و تو هم می‌رسد. می‌فهمم الان چه احساسی داری. ایرادی ندارد اگر احساس حسادت کنی.» جمله‌ی آخر به آن‌ها یاد می‌دهد که هیچ‌کدام از احساس‌ها به خودی خود بد نیستند.

۵. همکاری را جایگزین رقابت کنیم

اگر رقابت کودکان از حد خارج شد، باید تلاش کنیم آن‌ها را به فعالیت‌های گروهی هدایت کنیم که در آن‌ها، همکاری بیش از رقابت اهمیت داشته باشد؛ کارهایی که نتیجه‌ی «مشترک» آن دیده می‌شود و نه عملکرد جداگانه‌ی هر کدام از بچه‌ها. مثلاً می‌توانیم آن‌ها را به ساختن یک برج بلند با قطعات اسباب‌بازی‌ تشویق کنیم یا به آن‌ها پیشنهاد بدهیم ماشین پدرشان را با سرعت بشویند و دستمزد دریافت کنند.

 

چه کار کنیم تا بچه‌ها کمتر رقابت کنند؟

خیلی از پدر‌و‌مادرها می‌پرسند: «چطور از رقابت خواهر و برادرها جلوگیری کنیم؟»، «خانواده چه نقشی در کنترل رقابت خواهر و برادرها دارد؟» 

ما برای پیشگیری از رقابت بین فرزندان کارهای مهمی می‌توانیم انجام دهیم:

1. بازخوردهای مثبت جداگانه

پیام‌های مثبتی به فرزندانمان بدهیم به گونه‌ای که هر کدام بدانند چه جایگاه ویژه‌ای دارند. مثلاً می‌توانیم به یکی از سه پسری که با هم به مسافرت رفته بودند و بالاتر از آن‌ها یاد شد، بگوییم: «تو واقعاً در برنامه‌ریزی و فعالیت‌ها خوب عمل می‌کنی.» به دیگری بگوییم: «تو خیلی خوب می‌توانی فشار گروهی را نادیده بگیری و آنچه را دوست داری انجام دهی.» و به کوچکترین پسر بگوییم: «تو خیلی خوب بلدی اجازه بدهی این دو دوست بزرگتر فکر کنند رئیس‌اند و در عین حال خودت آنچه را می‌خواهی به دست آوری!»

2. پروژه‌های کار گروهی

فعالیت‌هایی را پیدا کنیم که بر «همکاری گروهی» و «کار تیمی» تأکید می‌کند. به فرزندانمان کمک کنیم وقتی در کنار افرادی هستند که توانمندی‌های متفاوت دارند قسمت‌های جالب مهارت‌های آن‌ها را کشف کنند.

۳. تشویق فردیت بچه‌‌ها

بگذاریم فرزندانمان بدانند که ما چقدر برای ویژگی‌های متفاوتشان که آن‌ها را از سایر کودکان متمایز می‌کند، ارزش قائلیم: «فکر نمی‌کنم هیچ بچه‌ای در دنیا بتواند مثل تو از لای این نرده‌ها رد شود! این مهارت تو ممکن است یک روز به دردمان بخورد.» حتماً می‌توانید حدس بزنید که کودکی که این جمله را می‌شنود، چه ویژگی‌هایی دارد و چه جملات منفی دیگری می‌توانستیم به او بگوییم!

۴. مقایسه ممنوع!

هرگز نباید برای اینکه فرزندانمان را به کار درست تشویق کنیم، از «مقایسه‌کردن» استفاده کنیم. این که از آن‌ها بخواهیم شبیه کودک دیگری رفتار کنند یا از او یاد بگیرند یا به او نگاه کنند، نه‌تنها تشویق‌کننده نیست، بسیار دل‌سرد‌کننده و آسیب‌زننده است.

5. نشست‌های خانوادگی

در نشست‌های خانوادگی و سایر فعالیت‌ها به این نکته تأکید کنیم که چقدر عالی است که با هم تفاوت داریم و مهارت‌ها و نظرات متفاوتی را در خانواده ارائه می‌دهیم.

۶. عمل به جای حرف

یادمان باشد خواندن داستان‌ درباره‌ی ورود فرزند جدید، به کودکان زیر سه سال کمکی نمی‌کند. آن‌ها نمی‌توانند مفاهیم انتزاعی را درک کنند. آن‌ها فقط چیزهایی را درک می‌کنند که می‌بینند و لمس و تجربه می‌کنند. بنابراین به جای حرف‌زدن، خواندن داستان و تلاش برای قانع‌کردن آن‌ها، به فرزندمان به همان اندازه که با نوزاد جدید وقت می‌گذرانیم توجه کنیم. بچه‌‌ها رفتارهای عینی ما را درک خواهند کرد و احتمالاً خیلی از مشکلات هرگز پیش نخواهد آمد.

7. شلوغ‌نکردن

در حضور فرزندان بزرگتر، بیش از اندازه برای فرزند جدید شور و غوغا بر پا نکنیم. یادمان باشد فرزند بزرگترمان شور و شوق ما در هنگام نوزادی و خردسالی خودش را به یاد نمی‌آورد! شور و غوغای زیاد ما این باور نادرستِ فرزند بزرگترمان را تقویت می‌کند که جایگاه خود را از دست داده است.

8. رفتار منصفانه

بچه‌ها نقطه‌ضعف ما در تلاش برای داشتن رفتار منصفانه را خیلی راحت کشف می‌کنند. آن‌ها از این نقطه‌ضعف برای اعمال نفوذ سوءاستفاده می‌کنند. پس بیایید از شرّ این نقطه‌ضعفمان رها شویم و در همه حال منصفانه‌بودن یا نبودن رفتارمان را ارزیابی کنیم.

 

بچه‌ها در این تعاملات چه مهارت‌هایی می‌توانند یاد بگیرند؟

  • کودکان می‌توانند دریابند که چگونه در کنار هم باشند.
  • آن‌ها می‌توانند درک کنند که هر یک منحصر‌به‌فرد و ویژه‌اند. 
  • آن‌ها می‌توانند یاد بگیرند که هر کسی متفاوت است و این هیچ اشکالی ندارد.
  • آن‌ها می‌توانند بیاموزند که چگونه مدبر باشند و مشکلات خود را حل کنند.
  • از همه مهم‌تر آن‌ها درمی‌یابند که دوست‌داشتنی‌اند و محبت ما مشروط به روش خاص رفتاری آن‌ها نیست.

 

حواسمان باشد که:

چشم و هم‌چشمی و رقابت خواهر و برادرها طبیعی است و در اغلب خانواده‌هایی که دو فرزند یا بیشتر دارند، روی می‌دهد. این رقابت بین کودکانی که فاصله‌ی سنی کمتر از سه سال دارند، شدت بیشتری دارد.

 اگر پدرومادر رقابت‌جو باشند، رقابت خواهر و برادرها افزایش می‌یابد و اگر محترمانه‌ با یکدیگر همکاری کنند، رقابت بین بچه‌ها کمتر می‌شود.

 

مشکلات زمانی به وجود می‌آیند که بچه‌ها فکر می‌کنند پدرومادرشان با قیدوشرط دوستشان دارند. اگر ما پدرومادرها به جای «همکاری» که بر تفاوت‌ها و ویژگی‌های منحصربه‌فرد تأکید می‌کند، بر «رقابت» پافشاری کنیم که بر مقایسه و قضاوت تأکید دارد، ممکن است رقابت خواهر و برادرها از حد خارج شود. همواره باید مطمئن شویم که بچه‌ها پیام عشق و محبت ما را دریافت کرده‌اند و می‌دانند که هر کدام را به دلیل ویژگی‌های یگانه و فردیت آن‌ها دوست داریم.

 

اگر در روشی که یک کودک در خانواده احساس ارزشمندی می‌کند تغییری به وجود بیاید، فرزندان دیگر خانواده نیز مجبور می‌شوند دوباره جایگاه خود را ارزیابی کنند. اغلب وقتی خانواده‌ها به فرایند «خانواده‌درمانی» وارد می‌شوند، زمانی که فرزند مشکل‌آفرین خانواده شروع می‌کند به بهتر رفتار‌کردن، از فرزندی که رفتار خوب داشته، بدرفتاری دیده می‌شود! این امر طبیعی است تا زمانی که هر کودک جایگاه ویژه‌ی خود را در خانواده پیدا کند.

 

 یکی از دعواهای خواهر و برادری را بخوانید:

دو فرزند «پَم» کف اتاق با هم درگیر بودند. همدیگر را با مشت می‌زدند، تهدید می‌کردند، آزار می‌دادند و با هم کشتی می‌گرفتند. هر بار که پم سعی می‌کرد جلوی آن‌ها را بگیرد، رفتارشان شدت بیشتری پیدا می‌کرد. او از رقابت فرزندانش آشفته بود و می‌ترسید آن‌ها هرگز نتوانند با یکدیگر کنار بیایند. دوست او، «ریتا»، در یک کلاس پرورشی شرکت می‌کرد. او به پم پیشنهاد داد تا با او به کلاس برود و مشکل خود را آنجا مطرح کند. پم همین کار را کرد و شگفت‌زده شد از اینکه همه‌ی پدرومادرها در موقعیت‌ مشابه‌ قرار داشتند. این موجب شد که پم احساس آسودگی کند، اما هنوز فکر می‌کرد نیاز دارد تا درباره‌ی دعوا و رقابت فرزندانش راهنمایی‌هایی دریافت کند. اعضای گروه فهرستی از پیشنهادها را به کمک هم تهیه کردند. کاری که پم تصمیم گرفت یک هفته آن را انجام دهد این بود که فرزندانش را به شکل بچه‌خرس‌هایی در نظر بگیرد که با هم بازی و دعوا می‌کنند. این که صرفاً تغییر نگرش او مقدار زیادی از نگرانی‌هایش را کم کرد، بسیار جالب بود.

پم به جای تلاش برای جلوگیری از دعوای فرزندانش گوشه‌ای می‌نشست و از نمایش آن‌ها لذت می‌برد. او دریافت که فرزندانش درواقع با هم بازی می‌کنند و به همراه هم سرگرم می‌شوند. در این میان او تنها کسی بود که برآشفته می‌شد. وقتی او دیگر کمتر با آن‌ها جروبحث می‌کرد، به نظر می‌رسید آن‌ها هم کمتر به کشمکش نیاز پیدا می‌کردند. اگرچه آن‌ها بازی سرگرم‌کننده خود را به طور کامل ترک نکردند.

 

فرزندان شما بیشتر در چه موقعیت‌هایی رقابت می‌کنند؟شما می‌توانید نظرات خودتان را زیر همین مقاله برای ما بنویسید.

 

منبع: کتاب انضباط مؤثر و کتاب تربیت سالم در خانه

 

به این مطلب چه امتیازی می‌دهید؟

ارسال نظر

محتوای مشابه

ما در مسیر لذت‌بخش تربیت فرزندانتان همراه شما هستیم.

نماد اعتماد الکترونیکی

حامیان:

sponsorLogo1
sponsorLogo2

راه‌های ارتباطی:

آدرس: میدان نوبنیاد، پاسداران جنوب، خیابان عابدینی ‌زاده، پلاک ۱۲، واحد ۳

تلفن: 02122797495

ایمیل: danabon.ir@gmail.com

FOOTER