چالشهای ترتیب تولد فرزندان در خانوادهها
ترتیب بهدنیا آمدن فرزندان یکی از عوامل تأثیرگذار بر تربیت و شخصیت آنان شناخته شده است. بسیاری از پدر و مادرها کنجکاوند که بدانند ترتیب تولد چه ارتباطی با شخصیت فرزندانشان دارد، و دوست دارند تفاوت فرزندان اول و دوم و سوم را بر اساس دادهها و مطالعات روانشناسی بررسی کنند.
در این نوشتار، رابطهی ترتیب بهدنیاآمدن بچهها و شخصیت آنها و اهمیت این موضوع در مسیر تربیت را بررسی خواهیم کرد.
آیا توجه به ترتیب تولد فرزندان مهم است؟
- آیا ترتیب بهدنیاآمدن بچهها اهمیت دارد؟ همه میگویند مهم است، اما من نکتهی قابل توجهی در آن نمیبینم.
- با اینکه بچههای من همه در یک خانه و با روش تربیتی یکسانی بزرگ شدهاند، در موقعیتهای مشابه، رفتارهای خیلی متفاوتی دارند که گاهی من را شگفتزده میکند. علت این تفاوت ممکن است چه باشد؟
- گاهی به نظر میرسد پسر ششسالهام میخواهد ثابت کند که مثل برادرش کوچک و ناتوان است، و گاهی پسر سهسالهام میخواهد کارهای برادر بزرگترش را تقليد کند. نمیدانم این رفتارها به ترتیب تولدشان مربوط است یا به روش تربیتی من.
بیایید نگاهی کنیم به تأثیر ترتیب تولد بر شخصیت فرزندانمان
شخصیت ما و تصمیماتی که دربارهی چگونگی سازگاری با خانوادهمان میگیریم به همان نسبت که به عواملی چون وراثت، روشهای تربیتی، زمینهی فرهنگی و وضعیت اقتصادی ما بستگی دارد، تحتتأثیر «ترتیب تولد» نیز قرار دارد. فرزندان خانوادههای مختلف که ترتیب تولد یکسان دارند، نقاط اشتراک زیادی دارند.
کودکان از این فرآیند آگاه نیستند، اما به اطرافیان خود در خانواده نگاه میکنند و خود را با خواهر و برادرهایشان مقایسه میکنند. ما این مقایسهها را «رقابت» مینامیم. آنها سعی میکنند در حوزههایی متفاوت از آنچه خواهر و برادرهایشان انتخاب کردهاند، اهمیت و تعلق کسب کنند.
اگر یکی از فرزندان خانواده در دانشگاه موفق بوده، ممکن است فرزند دیگر سعی کند مهربان باشد، فرزند دیگر سعی کند دوستداشتنی باشد و دیگری سرکشی را پیشه کند و آنیکی سعی کند دیگران را با ملاحت تحتتأثیر قرار دهد.
- فرزند اول خانواده اولین کسی است که تلاش میکند جایگاه خود را از نظر احساس تعلق و اهمیت بیابد. بیشتر اوقات بزرگترین فرزند تلاش میکند تا با اولبودن و بهترینبودن به خواستهی خود برسد. به خاطر داشته باشیم که این فرآیند آگاهانه نیست. آنها ممکن است تصمیم بگیرند که با مسئولیتپذیری، کمک، کمالگرایی و اگر کودک دیگری پا به صحنه بگذارد با تحکّم، احساس اهمیت کنند.
- فرزند دوم معمولاً متوجه میشود که جایگاه اول از پیش گرفته شده است. او تلاش میکند تا به روش متفاوتی خاص باشد. در برخی از موارد استثنایی، فرزند دوم سعی میکند جایگاه اول را به دست آورد و بهترین باشد و کسی باشد که سختکوشتر است.
- فرزندان دوم ممکن است سهلگیر، پرسروصدا و از نظر اجتماعی محبوب باشند و یا به این دلیل که تصور میکنند در رقابت با فرزند اول ناتوانند، تا اندازهای بیمسئولیت و بیکفایت شوند.
- وقتی فرزند سوم به دنیا میآید، فرزند دوم به فرزند وسطی تبدیل میشود و ممکن است احساس کند تحت فشار قرار گرفته و نه از امتیازهای کودک اول برخوردار است، نه امتیازهای فرزند آخر را دارد.
- کوچکترین فرزندان خانواده ممکن است تصمیم بگیرند بانمک و سرگرمکننده باشند. برخی از آنها فکر میکنند به مراقبت نیاز دارند و مهارتهای جذاببودن و اعمال نفوذ را یاد میگیرند. آنها اغلب فکر میکنند مستحق رفتارهای ویژهاند. برخی دیگر ممکن است رقابتجو شوند و تلاش کنند از بقیه پیشی بگیرند.
- کودکان اغلب فقط ویژگیهای فرزند اول یا فرزند آخر را دارند و به این بستگی دارد که چه تصمیمی میگیرند. برخی از این کودکان احساس تعلق و اهمیت را در تنها و تکبودن مییابند.
راهکارهای ما برای رفع مشکلاتِ ناشی از ترتیب تولد کودکان چیست؟
۱. تقدیر از فرزندان اول و تشویق آنها را فراموش نکنیم
میتوانیم از اطلاعاتی که دربارهی ترتیب تولد فرزندان به دست آوردهایم، برای تشویق آنها استفاده کنیم. فرزندان اول برای رهبری و کمکهای خود به تقدیر نیاز دارند. ما نباید از آنها بخواهیم از خواهر و برادرهای کوچکترشان مراقبت کنند، آنها فقط باید از خودشان مراقبت کنند.
فرزندان اول برای ابراز نیازها و خواستههایشان به تشویق نیز نیاز دارند. آنها باید بدانند که اشکالی ندارد اگر اشتباه کنند و لازم نیست کامل و بیعیبونقص باشند.
۲. به فرزندان دوم اهمیت بدهیم و آنها را درک کنیم
فرزندان دوم برای ابراز وجود به راههایی نیاز دارند که با آنچه خواهر و برادرهای بزرگترشان انتخاب کردهاند تفاوت داشته باشد. اگر فرزندان دوم تصور میکنند زندگی ناعادلانه است، باید احساسات آنها را درک کنیم و خشم و رنج آنها را بشنویم. بگذاریم بفهمند که این احساسشان طبیعی است. شاید بد نباشد به مقاله نحوه حل کردن دعوای بین خواهر و برادرها هم سری بزنید.
۳. با فرزندان میانی ارتباط برقرار کنیم
فرزندان میانی نیاز دارند که با پدر و مادر یکبهیک ارتباط برقرار کنند. برقراری ارتباط با این بچهها اهمیت بسیاری دارد، چراکه ممکن است برای اینکه احساس امنیت داشته باشند نیازهایشان را پنهان کنند.
قدمهای کوچکی مثل گرفتن دستان آنها، بوسیدن گونههایشان و در آغوش گرفتنهای خودانگیخته روشهای مهمی برای برقراری ارتباط هستند. ما باید تواناییها، استعدادها و خلاقیت آنان را کشف و تشویق کنیم.
فرزندان میانی اغلب فکر میکنند مجبورند پیرو بقیهی افراد خانواده باشند. نشستهای خانوادگی میتواند مقداری از این فشار را کم کند، زیرا در این نشستها همه در حل مشکلات شرکت میکنند.
۴. به فرزندان آخر فرصت رشد بدهیم
بسیار مهم است که فرزندان آخر جدی گرفته شوند؛ بهگونهای که بتوانند مهارتهایی جز جذابیت و سرگرمکنندگی را در خود رشد دهند. ما میتوانیم نظر فرزندان آخر را نیز جویا شویم و آنها را تشویق کنیم تا احساساتشان را با ما در میان بگذارند.
با فرصتدادن به آنها برای تعیین تکلیف، صبح بیدارشدن با زنگ ساعت، انتخاب لباس مناسب، آمادهکردن ناهار برای خودشان و مدیریت پولشان، به آنها کمک کنیم رشد کنند و مسئولیتپذیر باشند.
فرزندان آخر به محبت بسیاری نیاز دارند.
بعضی از پدر و مادرها به جای اینکه به فرزند آخرشان کمک کنند مهارتهایی را یاد بگیرد که خواهر و برادرهایش آموختهاند، تمایل دارند دورهی کودکی فرزند آخرشان را طولانی کنند.
برای پیشگیری از مشکلات ناشی از ترتیب تولد چه کارهایی میتوانیم بکنیم؟
۱. نشستهای خانوادگی برگزار کنیم
وقتی نشستهای خانوادگی را بهطور منظم برپا میکنیم، تمام اعضای خانواده دیده میشوند و فرصت پیدا میکنند که از تواناییهای منحصربهفردشان بهره بگیرند تا به افراد خانواده کمک کنند.
۲. از مقایسهی کودکان دست برداریم
فرزندانمان را با هم مقایسه نکنیم. هر یک از آنان دیدگاهی متفاوت دارند و به پیداکردن روشهایی نیاز دارند که یگانگی خود در خانواده را ثابت کنند. هر کودک را منحصربهفرد و ویژه ببینیم.
۳. گناه نکردهاند که فرزند بزرگتر شدهاند!
انتظارات ما از فرزندان بزرگتر ممکن است آنها را نسبت به جایگاهشان در خانواده دلسرد کند. اگر به کمک آنها نیاز داریم، لازم است نسبت به فرآیند مشارکتی واگذاری مسئولیت و داوطلبانهبودن آن توجه کنیم. نشست خانوادگی برگزار کنیم و یادمان نرود تشویق یکی از عوامل مهم ایجاد دلگرمی و انگیزه برای مشارکت است.
۴. حواسمان به احساس تعلق و جایگاه فرزندانمان باشد
اگر در خانوادهای چندفرزندی هستیم، نسبت به احساس «فقدان جایگاه» در کودک و نیاز او به تعریف مجدد جایگاه ویژهاش در خانواده حساس باشیم. این کار به زمان نیاز دارد، پس باید صبور باشیم.
آگاهی دربارهی ترتیب تولد چه چیزی به فرزندان ما میآموزد؟
کودکان میتوانند بیاموزند که منحصربهفردند و این بسیار خوب است. شخصیت و استعدادهای ویژهی آنها میتواند به خانواده کمک کند و آنها نباید خود را با دیگران مقایسه کنند، چون همانطور که هستند به اندازهی کافی خوباند.
مثالی عالی از تأثیر ترتیب تولد فرزندان
کایل، مانند بسیاری از فرزندان اول، پیش از اینکه به سن مدرسه برسد، کتابهای بسیاری خوانده بود. مادرش، از زمانی که او ششماهه بود، ساعتها وقت صرف کرده بود و کتابهای کتابخانه را برای او خوانده بود. وقتی خواهر کوچکتر او، سندی، سعی میکرد مطلبی را بخواند، کایل خیلی زود آن را میخواند و فرصت نمیداد خواهر کوچکش مطلب را دریابد. سپس دربارهی اینکه او چقدر احمق است حرف میزد! سندی هم او را مسخره میکرد و میگفت از کتاب و مطالعه متنفر است.
مادر کایل که در کلاسهای پرورش فرزند، مطالبی دربارهی ترتیب تولد آموخته بود، دریافت که هر دو فرزندش احساس دلسردی میکنند.
کایل میخواست جایگاه خود را به عنوان فرزند فوقالعادهی خانواده حفظ کند و یادآوری کند که زرنگترین فرزند خانواده است و تنها فرزندی است که میتواند بخواند. سندی نیز با مسخرهکردن و کلّهشقّی میخواست جایگاه خود را در خانواده بیابد.
مادر آنها تصمیم گرفت اوقاتی را که کایل در مرکز مراقبت از کودکان است، با سندی بگذراند. او زمان زیادی را نیز با کایل میگذراند و به او کمک میکرد ویژگیهای فردیاش را دریابد و درک کند که همهی فرزندان یک خانواده میتوانند توانایی خواندن داشته باشند.
در آخر، کایل و سندی، هر دو، دانشآموزانی توانمند شدند که علاقهی بسیاری به مطالعه داشتند، هرچند که از بسیاری جهات کاملاً متفاوت بودند.
ترتیب تولد فرزندان شما چه چالشهایی را برایتان ایجاد کرده است؟ خوشحال میشویم که نظرات خودتان را زیر همین مقاله با سایت دانابن به اشتراک بگذارید.
منبع: کتاب انضباط مؤثر و کتاب تربیت سالم در خانه
به این مطلب چه امتیازی میدهید؟
ارسال نظر
چالشهای ترتیب تولد فرزندان در خانوادهها
